ساعاتي پس از تسخير كامل سفارت امريكا در عصر روز 13 آبان چند دانشجوي جوان در يكي از اتاقهاي سفارت مقابل خبرنگاران نشستند و پس از آنكه تعدادي از سلاحهاي امريكايي را به آنها نشان دادند به قرائت بيانيه اول و دوم تسخيركنندگان پرداختند. اين دانشجويان وقتي در برابر اين سؤال قرار گرفتند كه نام شما چيست؟ پاسخ دادند: دانشجويان پيرو خط امام و اين گونه بود كه در تمام نشستهاي خبري، سخنرانيها و اعلام مواضع تلويزيوني نامي از اين دانشجويان به ميان نميآمد و آنها با عنوان «يكي از دانشجويان خط امام» معرفي ميشدند حتي معصومه ابتكار مترجم و سخنگوي انگليسي زبان نيز در گفتوگو با رسانههاي غربي خود را «مري» معرفي ميكرد و اين گونه به «خواهر مري» معروف شد. دانشجويان شش ماه اول تسخير را در سفارت امريكا كه به آن لقب «لانه جاسوسي» داده بودند به سر بردند. هر كس در سفارت مسئوليتي داشت. ابراهيم اصغرزاده، طراح اصلي تسخير سفارت امريكا، رضا سيفاللهي، محسن ميردامادي، حبيبالله بيطرف و رحيم باطني شوراي مركزي دانشجويان را تشكيل ميدادند. در كنار شوراي مركزي، شوراي بازو وجود داشت. گفته ميشود علي اصغر زحمتكش، عباس عبدي، سيدمحمد هاشمي اصفهاني، اكبر رفان، محمدرضا خاتمي، محسن امينزاده، رحمان دادمان، شمسالدين وهابي، وفا تابش، محمد نعيميپور، حسين شيخالاسلام و فروز رجاييفر اعضاي اين شورا بودند.

عباس عبدي پس از چندي به خاطر مشكلات شخصي از لانه بيرون آمد و به شيراز رفت. علي زحمتكش نيز مسئول عمليات تسخير و در لانه كار حفاظت از گروگانها را بر عهده داشت، تنها فردي بود كه در دادگاههاي امريكا به خاطر بازداشتن يكي از گروگانها از نابود كردن اسناد تحت پيگرد قرار گرفت. سيدمحمد هاشمي اصفهاني از دانشجويان دانشگاه اميركبير بعدها با معصومه ابتكار ازدواج كرد و برخلاف همسرش از فعاليت سياسي كناره گرفت و از مديران نفتي شد. اكبر رفان نيز در لانه مسئوليت تداركات را بر عهده داشت.
محمدرضا خاتمي، محسن امينزاده، نعيميپور و معصومه ابتكار در واحد روابط عمومي بودند كه مهندس احمد حسيني بر كار آنها نظارت ميكرد. حسين كمالي مسئول تبليغات بود. وفا تابش، حسين شيخالاسلام و فروز رجاييفر نيز در كار بررسي اسناد لانه بودند. شيخالاسلام و رجاييفر به دليل تسلط به زبان عربي و انگليسي گاهي نقش مترجم را هم بازي ميكردند. فروز رجاييفر در روز 13 آبان مسئول دفتر دانشجويان
عملياتكننده بود.
تخليه لانه و پايان كار تشكيلاتي
پس از شكست خفتبار امريكا در طبس، دانشجويان خط امام كه مقاومت گستردهاي به مدت 6 ماه گذشته براي عدم تحويل گروگانها به دولت موقت و شوراي انقلاب داشتند با همكاري اطلاعات سپاه به مسئوليت محسن رضايي تصميم گرفتند كه گروگانها را در چند دسته به شهرهاي مختلف اعزام كنند. دليل اين تصميم عدم تجمع گروگانها براي شكست هر گونه عمليات رهايي بود. مشهد، ساري، رشت، يزد، اصفهان، شيراز و چند شهر ديگر مقصد گروههايي از دانشجويان پيرو خط امام و گروگانها بود كه مخفيانه با لباسهاي مبدل به اين شهرها سفر ميكردند. در اواسط تابستان 59 فرار ناموفق يكي از گروگانها و سخت شدن نگهداري از گروگانها سبب شد تا شوراي مركزي دانشجويان در توافقي با سپاه پاسداران گروگانها را در اختيار دولت شهيد رجايي قرار دهد. بدين ترتيب گروگانها به زندان اوين و زندان توحيد (موزه عبرت) منتقل شدند تا دانشجويان خط امام كه در مذاكرات الجزاير نيز كنار گذاشته شده بودند آخرين بهانه با هم بودن را نيز از دست بدهند. با تشكيل جلسهاي در لانه، دانشجويان به ابراز نظر درباره آينده جنبش پرداختند. برخي معتقد به ايجاد حزب بودند و برخي ديگر نيز پايان كار تشكيلاتي را طلب ميكردند، در نهايت رأيگيري شد و در نتيجه گروه دوم پيروز شدند و پايان كار تشكيلاتي دانشجويان خط امام اعلام شد.
لانه جاسوسي اما تا چند سال در اختيار دانشجويان بود، كار بررسي اسناد ادامه داشت و عصرهاي جمعه به بهانه ديدار، مسابقه فوتبالي نيز در زمين ورزش برگزار ميشد اما با تصميم دولت موسوي در سال 64 لانه جاسوسي تحويل سپاه پاسداران شد. اسناد و مدارك نيز منتشر شد و آنچه منتشر نشده بود، در اختيار وزارت تازه تأسيس اطلاعات قرار گرفت.
سپاه و جنگ
مهر 59 همزمان با فراغت دانشجويان خط امام از نگهداري گروگانها، عراق تهاجم ناجوانمردانهاي را به مرزهاي غربي كشور آغاز كرد. دانشجويان نيز كه در دوران حفاظت از گروگانها دورههاي آموزش نظامي را به صورت كامل در پادگانهاي شمال كشور گذرانده بودند، به جبهه رفتند. همچنين ارتباطات گسترده قبلي با سپاه پاسداران سبب شد تا اكثر دانشجويان لباس سبز پاسداري را به تن كنند. اكبر رفان كه بعدها اولين فرمانده نيروي هوايي سپاه لقب گرفت، حسين دهقان مدتي به لبنان رفت و در دهه 80 رئيس بنياد شهيد انقلاب اسلامي شد، عليرضا افشار بعدها رئيس ستاد مشترك سپاه پاسداران، فرمانده كل بسيج و معاون فرهنگي ستاد كل نيروهاي مسلح بود و رضا سيفاللهي كه بعدها مسئول اطلاعات سپاه و اولين فرمانده نيروي انتظامي شد، از جمله اين افراد بودند.
احمدرضا كاظمي پسرعموي شهيد احمد كاظمي، علي زحمتكش، محمدرضا خاتمي و محمد نعيميپور نيز از جمله پاسداران دهه 60 بودند.
السابقون السابقون
هنوز گروگانهاي امريكا در ايران بودند كه در روز 16 آبان خبر شهادت تعدادي از دانشجويان خط امام منتشر شد. شهيد حسين علمالهدي اگرچه مستقيماً در تسخير لانه جاسوسي نقش نداشت اما همكاري مستقيم او با واحد بررسي و انتشار اسناد، سبب شد تا او را نيز دانشجوي پيرو خط امام بخوانند. در ماجراي كانديداتوري احمد مدني براي رياست جمهوري، علمالهدي با معرفي آيتالله خامنهاي، به لانه جاسوسي مراجعه كرد و با همكاري واحد بررسي اسناد و واحد تبليغات، اسناد مربوط به همكاري مدني با امريكاييها در سطحي وسيع منتشر شد.
حسين علمالهدي
محسن وزوايي از دانشجويان دانشگاه شريف كه در لانه مسئوليت اطلاعات- عمليات را برعهده داشت، چند ماه زودتر از آغاز جنگ به سپاه پاسداران پيوست. با شروع جنگ وزوايي به جبهه غرب رفت و فرماندهي گرداني با كار ويژه عمليات پارتيزاني را برعهده گرفت. او در عمليات فتح بلنديهاي بازي دراز فرمانده بود و در اين عمليات مجروح شد. در آذر 1360 او فرمانده گردان حبيببن مظاهر تيپ تازه تأسيس محمدرسولالله (ص) شد كه در عمليات فتحالمبين اين گردان نوك عمليات بود. با تأسيس تيپ 10 سيدالشهدا او فرمانده اين تيپ شد و در فروردين 61 با همين تيپ وارد عمليات بيتالمقدس (فتح خرمشهر) شد و در اين عمليات بود كه در 22 ارديبهشت هنگام هدايت نيروهايش چند كيلومتر مانده به خرمشهر به شهادت رسيد.
عباس وراميني نيز يكي ديگر از دانشجويان خط امام بود كه مسئوليت آموزش نظامي دانشجويان را برعهده داشت. وراميني همانند تعدادي ديگر از دانشجويان در سال 58 با يكي از دختران دانشجوي پيرو خط امام ازدواج كرد و خطبه عقد او را امام خميني (ره) قرائت كرد. وراميني در سال 61 با حكم احمد متوسليان به فرماندهي ستاد لشكر 27 محمدرسولالله (ص) منصوب شد. مسئوليت سپاه 11 قدر و قرارگاه نجف اشرف از ديگر مسئوليتهاي او بود.
وراميني سرانجام در 28 آبان 62 در ارتفاعات كانيمانگا و در عمليات والفجر 4 به شهادت رسيد.
علي صبوري، عليرضا هاديپور، حسين شوريده، غلامحسين بسطامي فرمانده سپاه سوسنگرد درابتداي جنگ، عبدالرحمن يا علي مدد، حسين بهادري، فضلالله عابديني، حميد صفايي و جلال شرفي نيز از ديگر شهداي تسخيركننده سفارت امريكا در تهران هستند.
نقشآفريني در پستهاي كليدي
پس از پايان كار لانه جاسوسي، بسياري از دانشجويان كه به خاطر انقلاب فرهنگي دانشگاهها را تعطيل ميديدند، جذب دستگاه و سازمانهاي دولتي و نهادهاي انقلابي شدند. شايد انتصاب حسين شيخالاسلام، يكي از سخنگويان دانشجويان پيرو خط امام، كه البته رابطه خوبي با اعضاي شوراي مركزي بخصوص دانشجويان چپ مزاجي مانند عباس عبدي و ميردامادي نداشت، به معاونت سياسي وزارت خارجه، اولين انتصاب يكي از دانشجويان به سمتي ارشد در دولت بود. شيخالاسلام 16 سال در اين معاونت باقي ماند و كارشناس خبره مسائل منطقه بخصوص فلسطين، لبنان و سوريه شد. او سپس 3 سال سفير ايران در سوريه شد و پس از نمايندگي در دور هفتم مجلس معاون خاورميانه و قائم مقام وزير امور خارجه شد.
شيخالاسلام تنها ديپلمات لانه جاسوسي نبود، محسن امين زاده نيز در دوران خاتمي به معاونت آسياي وزارت امور خارجه رفت و وزير در سايه دوران وزارت كمال خرازي بود. مهاجر و محمد مهدي رحمتي نيز از دانشجويان خط امام بودند كه مسئوليتهايي را تجربه كردند. محمدمهدي رحمتي بعدها به معاونت نظارت راهبردي «معاونت برنامهريزي و نظارت راهبردي» رياست جمهوري در دوران دولت نهم منصوب شد.
در انتخابات مجلس سوم، ابراهيم اصغرزاده براي اولين بار به عنوان عضو دانشجويان پيرو خط امام كانديداي تهران شد. او موفق شد تا به مجلس راه يابد اما اقدامات راديكال او سبب شد تا در روزهاي آخر مجلس بازداشت و محاكمه شود. اصغرزاده كه سخنران ثابت مراسمهاي دفتر تحكيم وحدت بود و حتي در دوم خرداد سال 78 اعلام كرد كه از بمب اتم هم خطرناكتر است، به دليل اختلافات گسترده در شوراي شهر اول تهران به جمع مخالفان خاتمي پيوست و در انتخابات سال 80 كانديدا شد كه رد صلاحيت شد. عباس عبدي در آن روزها به طنز گفته بود كه اصغرزاده ميخواهد موشي در ديگ اصلاحات بيندازد و «انا شريك» بگويد!
«طاهره رضازاده» از ديگر دانشجويان پيرو خط امام كه همسر ابراهيم اصغرزاده نيز هست در انتخابات ششم به مجلس راه يافت. مجلس ششم دانشجويان پيرو خط امام ديگري نيز داشت. شمسالدين وهابي، محمد نعيميپور و محمدرضا خاتمي كه نايب رئيس مجلس نيز بود.
اما قرعه اولين و تنها وزير در ميان دانشجويان خط امام، به نام «حبيب الله بيطرف» دانشجوي يزدي دانشگاه تهران درآمد. او 8 سال وزير نيرو بود. در دوران وزارت بيطرف، علي زحمتكش و وفا تابش دو عضو ارشد دانشجويان خط امام به خوزستان رفتند و مسئوليت ساخت سدهاي بزرگ كرخه 2 و 3 را برعهده گرفتند. رحمان دادمان مدت كوتاهي وزير راه و ترابري شد اما در يك حادثه هوايي جان باخت.
حسين شريفزادگان نيز يك سالي وزير رفاه در دولت خاتمي بود. حسين دهقان و معصومه ابتكار نيز معاونان رئيسجمهور بودند. در معاونتهاي وزارت كشور نيز، رضاسيفاللهي معاون امنيتي در دوره اول عبدالله نوري بود كه با ادغام شهرباني، كميته و ژاندارمري، نيروي انتظامي را تشكيل داد و خود اولين فرمانده آن شد. محمدرضا بهزادياننژاد نيز در دوره دوم وزارت عبدالله نوري معاون اقتصادي وزارت كشور شد اما به دليل مواضع افراطي، عبدالله نوري ترجيح داد تا او را بيش از يك سال بعد كنار بگذارد. بهزاديان كه دستي هم بر فعاليتهاي اقتصادي داشت در اواخر دوران خاتمي رئيس اتاق بازرگاني تهران شد اما بر سر اختلافات گسترده با علي نقي خاموشي در آبان 84 جايش را به محمد نهاونديان داد. در دولت نهم نيز عليرضا افشار سمتهاي معاونت سياسي و اجتماعي وزارت كشور را در دوران پورمحمدي و محصولي تجربه كرد.
مقامات ارشد
گرچه تصدي سمت وزارت، فرماندهي نيروهاي مسلح و وكالت مجلس نشان از نفوذ دانشجويان پيرو خط امام در ساختار حكومتي ميدهد اما ارشد مقامهاي حكومتي به دانشجوياني رسيد كه در دوران تسخير نه در ديدرس كه در متن كار بودند.
عزتالله ضرغامي، به مانند بسياري از دانشجويان پس از پايان كار لانه به سپاه پاسداران پيوست اما علاقههاي فرهنگي او را پس از جنگ به معاونت سينمايي وزارت ارشاد كشاند، معاونت پارلماني و امور استانها در دوران رياست علي لاريجاني و مجلس ششم سبب شد تا ضرغامي در بهار 83 به رياست سازمان صدا و سيما منصوب شود. ضرغامي سالها سخنران مراسم 13 آبان در مقابل لانه جاسوسي بود. اما سرنوشت محمد علي جعفري يا همان عزيز جعفري به گونهاي ديگر بود. جعفري متولد يزد در دانشكده معماري دانشگاه تهران تحصيل ميكرد، به مانند بقيه به سپاه پيوست و بزودي با فراگيري فنون رزمي، اولين گردان زرهي سپاه را ايجاد كرد. فرماندهي تيپ عاشورا، قرارگاه قدس و قرارگاه نجف در دوران جنگ و فرماندهي نيروي زميني سپاه به مدت 13 سال و 5 سال فرماندهي قرارگاه ثارالله تهران از جمله مسئوليتهاي عزيز جعفري بود. وي در زمستان 86 با حكم فرماندهي كل قوا، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شد. جعفري پس از اغتشاشات اخير در افشاگري تكاندهندهاي اسامي برخي دانشجويان پيرو خط امام را كه عليه منافع ملي مشغول توطئه بودند، اعلام كرد.
سخنگوها
گفتيم كه دانشجويان پيرو خط امام در نشستهاي خبري و يا سخنرانيها خود را معرفي نميكردند اما بنا به تقسيم كاري كه شده بود، ابراهيم اصغرزاده، حبيبالله بيطرف و رحيم باطني مسئوليت گفتوگو با رسانههاي داخلي را برعهده داشتند. در جريان افشاگريهاي دانشجويان كه به صورت مستقيم از تلويزيون پخش ميشد، روزي كه اسناد مربوط به ارتباط ناصر ميناچي وزير ارشاد دولت موقت با سفارت امريكا قرار بود افشا شود، رحيم باطني نتوانست بر احساساتش غلبه كند و سخنان تندي عليه نهضت آزادي بيان كرد. اين اظهارات سبب مظلومنمايي شديد جريان طرفدار سازش با امريكا شد. باطني كه نماينده دانشجويان دانشگاه ملي (شهيد بهشتي) در شوراي مركزي بود، بعدها معاون جهاد دانشگاهي كشور شد.
اما كساني كه به دليل تسلط به زبان انگليسي ميتوانستند با رسانههاي غربي تعامل كنند، حسين شيخالاسلام، معصومه ابتكار، فروز رجاييفر و محسن وزوايي بودند. زماني هم كه قرار بود يكي از دانشجويان در نماز جمعه تهران سخنراني كند و يا بيانيهاي قرائت كند، مهدي رجب بيگي اين مسئوليت را عهدهدار ميشد. رجببيگي كه قلم و بيان رسايي داشت، از سالها قبل با انتشار نشريه طنز به نام «جيغ و داد» با كمونيستها درگير بود. رجب بيگي در مهر 60 به دست منافقين در خيابانهاي تهران به شهادت رسيد.
برائتجويان
ماجراي پشيماني كساني كه در تسخير سفارت امريكا در تهران نقش داشتند، از همان شب 13 آبان آغاز شد. حاتم قادري و جواد مظفر دو دانشجوي دانشگاه ملي به دليل حمايت امام از حركت دانشجويان از لانه خارج شدند. سه روز بعد چند دانشجوي ديگر نيز با بيان اينكه هرچند تسخير، يك حركت ضدامپرياليستي است، اما اين راه مبارزه با امپرياليسم نيست! از لانه خارج شدند.
اما برخوردهاي محكم دانشجويان خط امام سبب شد تا چند هفته بعد چند نفر از تسخيركنندگان از لانه اخراج شوند. مجتبي بديعي، عضو سابق شوراي مركزي حزب مشاركت در اينباره ميگويد: «رفتارهاي افراطي در لانه زياد بود. آقاي دادمان و افرادي كه در آن طيف بودند، روي بحث ولايت فقيه خيلي حساس بودند، اما ما قبول نداشتيم. يك روز بنده و دكتر سامي و دكتر داوودي و يك دوست ديگر در سفارت قدم ميزديم كه آمبولانس دنده عقب به طرف ما آمد و چند نفر نقاب به چشم و مسلح ما را در آمبولانس انداختند و آژيركشان به خارج از سفارت آمدند و ما را در بالاي ميدان هفت تير از آمبولانس پائين انداختند. به اين ترتيب بود كه لانه بتدريج از مخالفان ولايت فقيه پاكسازي ميشد. در يك شب سرد زمستاني نيز يك پسر و دختر به خاطر وابستگي خطي به مجاهدين خلق (منافقين) اخراج شدند.
تقي محمدي از دانشجوياني بود كه در يكي از روزهاي اول تسخير، باري روزن، وابسته مطبوعاتي سفارت امريكا كه به زبان فارسي نيز تسلط داشت را به ميان خبرنگاران آورد. محمدي كه از نزديكان بهزاد نبوي و خسرو تهراني بود، بعدها به اطلاعات نخستوزيري رفت و پس از انفجار هشت شهريور به سفارت ايران در افغانستان فرستاده شد، اما اسدالله لاجوردي به دليل نزديكي او با مسعود كشميري عامل انفجار نخستوزيري، او را از كابل فراخواند و بازداشت كرد. تقي محمدي كه در بازداشتگاه براي اعتراف اعلام آمادگي كرده بود، به طرز مشكوكي ساعاتي بعد با كمربند خودكشي كرد. كارشناسان امنيتي دادستاني انقلاب معتقد بودند كه اينگونه خودكشي با توجه به اينكه تقي محمدي بر روي رگهاي گردنش چوب كبريت گذاشته بود، امكان ندارد و اشخاص ديگري احتمالاً او را كشتهاند و بعد حلقآويزش كردهاند. با مرگ تقي محمدي و فشارهاي موسوي خوئينيها، تحقيقات درباره پرونده انفجار نخستوزيري متوقف شد.
اما باري روزن سالها بعد يكي ديگر از دانشجويان را نيز اينبار در پاريس ملاقات كرد. عباس عبدي از دانشجويان پليتكنيك (اميركبير) در اين ديدار كه پس از دوم خرداد 76 رخ داد، تلويحاً از اقداماتش ابراز برائت كرد و خواستار شكستن ديوار بلند بياعتمادي بين ايران و امريكا شد. اين ديدار اعتراض گسترده دانشجويان پيرو خط امام را در پي داشت. فروز رجاييفر در مصاحبهاي اعلام كرد كه عباس عبدي اصولاً جزو دانشجويان پيرو خط امام نبود. محمد هاشمپور يزدانپرست، استاد دانشگاه شيراز هم كه مسئول چاپخانه در لانه بود، گفت كه ديدار عباس عبدي شرمآور بود. در سالهاي اخير هم برخي اعضاي حزب مشاركت كه جزو دانشجويان خط امام هم بودند، مانند ميردامادي و محمدرضا خاتمي و وهابي سعي ميكنند تا درباره واقعه 13 آبان در برابر سؤالات خبرنگاران قرار نگيرند.
بدترين سرنوشت را در ميان اشغالكنندگان سفارت امريكارا فردي به نام «عباس زريباف» داشت. زري باف كه از ابتداي سال 58 وارد سازمان مجاهدين خلق (منافقين) شده بود وارد بخش اطلاعات شد و به نقل از سايت اين گروهك تروريستي مأموريتهايي در جهت كشف اقدامات سپاه پاسداران انجام داد. زريباف كه از حاضرين در لانه بود بسيار به عوامل اطلاعات نخستوزيري مانند تقي محمدي و خسرو تهراني نزديك بود. او در سال 60 به زندگي مخفي روي آورد و در سال 61 از ايران خارج شد. زري باف در چهارمين روز عمليات مرصاد به هلاكت رسيد.
دانشجويان پيرو خط امام، اساتيد پيرو خط امام
به هر روي به نظر ميرسد سنت عدم معرفي دانشجويان پيرو خط امام از آبان 58 تا آبان 88 ادامه داشته باشد، به گونهاي كه متبحرترين تاريخنگاران معاصر نيز هنوز بيش از 50 اسم از دانشجويان را بيشتر سراغ ندارند اما در يك نگاه كلي اگر در هر يك از دانشگاههاي معتبر داخلي جستوجوي كوتاهي كنيم، اسامي بسياري از دانشجويان را در ميان اساتيد دانشگاه مييابيم. از دكتر فيروزآبادي همسر شهيد شوريده و استاد مكانيك دانشگاه شريف تا دكتر محمدحسين صادقي عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس، از دكتر عبدالحسين روحالامين استاد داروسازي دانشگاه تهران تا محمدهاشم پوريزدانپرست، استاد اقتصاد دانشگاه شيراز.
دانشجويان پيرو خط امام در 13 آبان سال 58 خالق حماسهاي بودند كه در آن «پيروي از خط امام» اصل بود نه نام و عنوان آن 300 نفر دانشجو.
نوشته شده توسط علیرضا مجیدزاده در شنبه شانزدهم آبان 1388 ساعت 1:48 موضوع گزارش | لینک ثابت
خبرگزاري فارس: آقاي هاشمي يكي از آقازادههاي شما با لباسي خاص در روز 13 آبان ميان اغتشاشگران مشاهده شده، اميدواريم كه اين طور نباشد اگر بوده، خوب موضع خودتان را اعلام كنيد و اگر نبوده، تكذيب كنيد، خيال ما را راحت كنيد، ما از شما توقع خاص و ويژه داريم.

به گزارش خبرنگار سرويس "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، علي زادسر جيرفتي نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي و امام جمعه شهر اسد آباد در آخرين به روز رساني http://zadsar.ir خطبههاي نماز جمعه هفته گذشته اسد آباد را نوشت.
اين نماينده سابق مردم جيرفت در مجلس شوراي اسلامي بخشي از خطبههاي نماز جمعه اسد آباد را به هاشمي رفسنجاني رفسنجاني اختصاص داد.
برپايه اين خبر امام جمعه اسد آباد در اين باره نوشت؛
نكتهاي را نيز ياداشت كردهام كه در مورد آيتالله هاشميرفسنجاني عرض كنم . خوب شما شايد بدانيد، تمام اهل سياست در كشور ميدانند، خود حضرت ايشان ميدانند كه بنده از ارادتمندان ايشان بودهام و الان هم هستم، هنوز هم واقعاً دعا ميكنم براي ايشان، واقعاً غصه ميخورم كه چرا در اين موقعيت قرار گرفتهاند، اما ميخواهم در اينجا و از خطبهي نماز جمعهي اسدآباد سيد جمالالدين، كه آقاي هاشميرفسنجاني كه خودش اهل تاريخ است و مسائل تاريخي را ميداند و بخشي از تاريخ كشور ما را نيز رقم زده است، عرض كنم كه :
حضرت آيتالله هاشميرفسنجاني اين فرمايش شماست كه به بنده فرموديد: عين فرمايش خودتان است و خودتان امضا كرديد و من منتشر كردم، وقتي من سوال كردم كه روابط حضرت عالي با رهبر معظم انقلاب اسلامي چگونه روابطي است؟ آيا روابط عاطفي و عرفاني است يا سياسي و يا كاري؟، شما جواب داديد كه روابط من با رهبري هم عاطفي ست و هم معرفتي و هم سياسي و هم كاري. معرفتي است زيرا عميقاً همديگر را مي شناسيم، اينها را كه ميگويم، صدها هزار خواننده داشته است ، در كشور و در خارج از كشور، اين گفتگوي صريح بنده با آقاي هاشمي كه در ارديبهشت امسال منتشر شد و صد ها هزار نفر خواننده داشت وبيش از 6000 هزار نفر فقط در پايگاه اطلاعرساني زادسر آن را خوانده اند، اكثر سايت ها و روزنامه هاي كشور منتشر كردند، اين گفتگوي تاريخي زادسرجيرفتي با آيتالله هاشمي رفسنجاني است كه ميشنويد. عين جوابهاي حضرت ايشان است كه خودشان امضا كردهاند و تائيد كردند كه منتشر شود.
معرفتي است زيرا عميقاً همديگر را ميشناسيم خلقيات عادات روحيات افكار هر يك از ما براي ديگري روشن و بسيار نزديك است و بدين جهت است كه عاطفي است. سياسي نيز هست زيرا من و آقا عمر خود را با همكاري سياسي گذرانيدهايم و با سياست عجين شدهايم. كاري است چون كه در طول نيم قرن گذشته آقا و من در حقيقت لازم و ملزوم هم و مكمل يكديگريم در طول مبارزه تمام كارهاي حداقل 50 و چند سال عمر من و ايشان در راستاي سر و سامان دادن به امور انقلاب اسلامي اداره كشور و رفع مشكلات وقت روزگار دفاع مقدس انقلاب اسلامي مسلمان شجاع ايران بوده است.
و بعد بنده پرسيدهام اختلافات في مابين شما و آقا چگونه بوجود مي آيد و براي رفع آنها چه مي كنيد؟ اگر ممكن است نمونه بگوييد : جواب داده اند البته كه اختلاف داريم در مواردي اختلافي بايكديگر بحث مي كنيم (دقت كنيد) تا يكي از ما دو نفر مجاب شود اگر من قانع شوم كه تكليف روشن است، اگر مقام معظم رهبري ادله و توجيهات من را پذيرفتند خوب مطابق تكليف عمل مي كنند . اما اگر هيچ كدام از ما نظرات ديگري را نپذيرفتيم و از براهين و توضيحات ارائه شده متقاعد نشديم، چه بايد كرد؟، اين موضوع را با آقا به مباحثه گذاشتم و سرانجام با دليلي كه ميگويم بنده (يعني آقاي هاشمي) خودم را مكلف ديده و ميبينم كه از نظرات و اوامر ولي امر مسلمين تمكين و تبعيت كنم، و آن دليل اين است كه ايشان در فرض عدم قانع شدن، حجت شرعي در پذيرفتن نظر من را ندارند، وليكن من (يعني آقاي هاشمي) جهت عمل به نظرات و تصميمات متخذه از سوي ايشان به عنوان رهبر و ولي امر مسلمين، عند الله حجت شرعي و قانوني دارد.
خوب حضرت آيتالله هاشميرفسنجاني، اينها را خودتان فرموديد، همين ارديبهشت امسال به بنده در كه در محضرتان بودم فرموديد. الان من واقعاً ماهها است كه به عنوان يك بچه طلبه و يكي از ارادتمندان شما منتظرم كه شما پا به پاي آقا بياييد جلو، چرا نميآييد، چرا سكوت كردهايد؟!، ما اين سكوت شما را براي خودمان نميتوانيم توجيه كنيم، ما از شما توقع داريم، اين توقع ما هم بر حق است، خود ايشان خوب ميدانند اگر با بنده برخوردهاي خاص سياسي شد، فقط به خاطر اينكه در دوره قبل زماني كه ايشان نامزد بودند، بنده از ايشان حمايت كردم، در صداقت و در اردات من به حضرت ايشان كه نميتوانيد شك كنيد، اما بندهي ارادتمند عرض ميكنم كه ما از حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني توقعي غير از اين داريم، ما توقع داريم كه ايشان بزنند توي دهن اين ياوه گوياني كه الان آمده اند و حرف بيربط ميزنند، بيانيهي ضد انقلابي صادر ميكنند. بيانيهي يازدهمش، بيانيه براندازي است، پس چرا جواب محكم از هاشميرفسنجاني نميشنوند؟. ما توقع داريم كه انشاءالله آيتالله هاشميرفسنجاني بيايند در ميدان، پا به پاي رهبر معظم انقلاب، خودتان گفتيد كه از آقا تبعيت ميكنيد، آقا با صراحت فرمودهاند، تبعيت كنيد و اين صحبتهايي را كه راجع به بعضي از بچههاي جنابعالي ميشود، خوب تكليف را روشن كنيد، الآن شايعه شده است كه در همين شورش روز 13 آبان 88 كه به دست عده كمي انجام شد و كورهم بود، ميگويند يكي از آقا زادههاي شما با يك لباس خاصي حضور داشته است، اين مطلب، در كشور پخش شده است، اميدواريم كه اين طور نباشد اگر بوده، خوب موضع خودتان را اعلام كنيد و اگر نبوده كه انشاء الله نبوده است، تكذيب كنيد، خيال ما را راحت كنيد، ما از شما توقع خاص و ويژه داريم ، كه انشاءالله عنايت بفرماييد.
*جنبش سبز علوي به ميدان آمد و آنان را از ميدان بدر كرد
همچنين اين نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي در بخش ديگر از خطبههاي هفته گذشته اسد آباد به جنبش سبز علوي اشاره كرد و گفت: جداً من مردم اسدآباد من با افتخار و با اعتقاد دست شما را مي بوسم، روز چهارشنبه خيلي ما را خوشحال كرديد، فكر نميكردم آفرين. فكر نميكردم چهارشنبه اين همه با شكوه به خيابانها بيايد دست شما درد نكند، قربان همه شما، روي استكبار را حقيقتاً كم كرديد، و در كل كشور هم همينطور، دشمنان به اين 13 آبان اميدها بسته بودند ماهها است كه راجع به 13 آبان توطئه ميچيدند، فتنهگري ميكردند، برنامههاي گسترده در نظر گرفته بودند اما درياي خروشان و مواج امت اسلامي همه آنها را خفه كرد، جنبش سبز علوي به ميدان آمد و آنان را از ميدان بدر كرد .
رنگ سبز مال اسلام است، رنگ سبز جز خون و جان ماست، تو كه آمريكايي هستي، تو كه جاسوس آمريكايي ميباشي، تو جنبش، سبزي؟!، نه خير، جنبشت زرد است و زردآب است، گندش در آمده است، خبر نداري بيچاره، فردا و پس فرداست كه اين مردم در خيابانها شعار خواهند داد، همانطور كه عليه آن ملعون شعار دادند؛ دادستان دادستان ابو الحسن در نرود، فردا عليه تو شعار خواهند، داد و از دستگاه قضايي محاكمه شما را خواهند خواست، اينطور نيست كه شما فكر كرديد. اين مردم تا پاي جانشان پاي اين انقلاب ايستاده اند، اگر گراني هست كه هست، مشكلات اگر هست كه هست، فكر نكنيد اين مردم از دين و ايمانشان از دست برمي دارند، اين مردم آقاي خودشان را قبول داردند، اين مردم رهبر شان را دوست داردند، به خدا اين مردم رهبر شان را دوست دارند، و او را بهترين، زاهدترين، پاكترين ميدانند، بياييد گوش به حرف آقا بدهيد ، بياييد با آقا همراهي كنيد. اينجوري نكنيد و همانطور كه ديديد طرفي نبستيد و ديگر هم كاري از پيش نمي بريد، خودتان را در چاه شيطان و آمريكا نيندازيد كه حتي اگر آمريكا به شما وعده و وعيدي هم داده باشد، بدانيد كه شما را قبول نخواهد كرد و اول شما را از دم تيغ خواهد گذرانيد ، از خدا بترسيد از خشم اين مردم بترسيد كه اگر اين مردم به خشم بيايند شما خود ميدانيد كه چه خواهد شد. شما داريد سابقهي خشم ملت را ميدانيد، شما خودتان در اين كشور مسؤوليت داشته ايد و خشم مردم را ديدهايد، بترسيد از خشم مردم كه اگر رهبر عزيزشان و اولاد پيغمبرشان، بخواهد و اجازه بدهد، آن موقع شما خس و خاشاكي هستيد كه در مقابل امواج خروشان و اقيانوس متلاطم آنان، به كنار زده خواهيد شد.
نوشته شده توسط علیرضا مجیدزاده در شنبه شانزدهم آبان 1388 ساعت 0:53 موضوع گزارش | لینک ثابت
کیهان:روزنامه هاي طرفدار نامزد شكست خورده انتخابات 22 خرداد، از برگزاري راهپيمايي 13 آبان كه باشكوه تر از 30 سال گذشته برگزار شد، چنان خشمگين شدند كه برخي يك سطر خبر هم درباره آن به چاپ نرساندند.
روزنامه «ابرار» و آفتاب يزد خروش انقلابي دانش آموزان و دانشجويان را ناديده گرفتند و در روزهاي مبارزه با استكبار جهاني، پيام اوباما به مناسبت روز 13 آبان را با آب و تاب منعكس كردند.
روزنامه اعتماد نيز تنها به بازتاب پررنگ تجمع آمريكاپسند صدنفره هواداران موسوي در حاشيه راهپيمايي باشكوه 13 آبان پرداخت.
حيات نو تجمع چندصدنفره هواداران موسوي را در كنار راهپيمايي 13 آبان منتشر كرد تا به اين وسيله حاشيه راهپيمايي را برجسته نمايد.
تجمع مفتضحانه چندصد نفره هواداران موسوي در تهران، در حالي برگزار شد كه حداقل از يك ماه پيش سران فتنه و رسانه هاي خارجي همچون بي بي سي، صداي آمريكا و جريانات ضد انقلاب نظير سلطنت طلب ها، بهائيان، منافقين و... مخالفان نظام را به شركت در اين تجمع فرامي خواندند.
نوشته شده توسط علیرضا مجیدزاده در شنبه شانزدهم آبان 1388 ساعت 0:46 موضوع گزارش | لینک ثابت
خبرگزاري فارس: رئيس كميسيون سياست داخلي و امور شوراهاي مجلس گفت: وادادگان ديروز در مقابل غرب و آمريكا به دليل اين كه از ملت و دولت ارزشي زخم خوردهاند پيروزي جديد ملت در زمينه هستهاي را تخطئه مي كنند.

حجتالاسلام والمسلمين روحالله حسينيان نماينده مردم تهران و رئيس كميسيون سياست داخلي و امور شوراهاي مجلس شوراي اسلامي كه با خبرنگار پارلماني فارس درخصوص اتهامزنيهاي برخي افراد و جريانات نسبت به موفقيتهاي هستهاي كشورمان در دولت نهم و دهم سخن مي گفت اظهار داشت: همواره جريانات و افرادي دولت نهم و شخص رئيسجمهور را به عدم عقلانيت در مناسبات بينالمللي و موضوع هستهاي ايران متهم ميكردند و مدعي بودند ايستادگي او موجب شده تا آمريكا و كشورهاي غربي تحريمهاي خود را عليه ما افزايش دهد، امروز نيز همان جريانات مرعوب غرب، موفقيت اخير كشورمان در معاوضه اورانيوم با غناي 20 در صد كه به رسميت شناختن غني سازي اورانيوم در خاك كشورمان است را تخطئه ميكنند.
وي افزود: با كمال تعجب ميبينيم امروز اين جريانات مرعوب غرب چگونه سينه چاك حقوق هستهايمان شدهاند؛ در حالي كه زماني خود آنان در اوج شاخ و شانه كشيدن غرب و امريكا براي ما، از ترس خود نه تنها موضعي نميگرفتند بلكه به آمريكا چراغ سبز نشان ميدادند و امروز نيز آرزو دارند تا احمدينژاد و دولت دهم از مواضع ايران در سياستخارجي و فنآوري صلحآميز هستهاي عقب نشيني كند.
حسينيان با يادآوري آنكه تاريخ اسلام در حال تكرار شدن است، خاطر نشان كرد: در شرايطي كه دولت نهم و دهم و رئيسجمهور در سختترين شرايط براي منافع ملي و احياي ارزشهاي امام و انقلاب در برابر آمريكا زورگو و غرب ايستادگي كرد، امروز شاهديم كه اينكه كشورها دست خود را به سوي ايران دراز و درخواست مذاكره ميكنند.
وي با اشاره به شركت آمريكا در مذاكرات وين در خصوص تهيه اورانيوم با غناي 20 درصد براي تامين سوخت راكتور تهران، تصريح كرد: طبيعي است وقتي كه ما با وجود 850 هزار بيمار سرطاني نياز به راديو داروهايي براي اين بيماريها داريم، بايد سوخت 20 درصد براي تامين راكتور تهران كه صرفا جنبه درماني دارد را تهيه كنيم.
رئيس كميسيون سياست داخلي و شوراهاي مجلس ادامه داد: در اين زمينه بهترين راه، تعويض است كه خوشبختانه دولت راهكارها و تمهيداتي را در اين زمينه انديشيد و اين پيشنهاد مبني بر اينكه سانتيفيوژهاي ما اورانيوم زير 5 درصد را در خاك خودمان غني ميكنند و براي تبديل آن به غناي 20 درصد كه نيازمند راكتور تهران است آن را براي تبديل بايد به خارج واگذار كنيم را هم آژانس و هم برخي كشورها پذيرفتهاند.
وي پذيرش اين طرح را از سوي آژانس و برخي كشورها موفقيت براي ايران دانست و تاكيد كرد: اين بهترين موقعيتي است كه دنيا فعاليتهاي صلحاميز هستهايمان را به رسميت بشناسد چرا كه هماكنون اورانيوم زير 5 درصد را در داخل خاك خودمان غني ميكنيم و آنان نيز اين موضوع را به رسميت ميشناسند كه اين نيز پيروزي بزرگي براي ملت ايران است.
رئيس فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس در پايان خاطر نشان كرد كه همان وادادگان ديروز در مقابل غرب و آمريكا اين پيروزي جديد ملت ايران را ناديده ميگيرند و به دليل اينكه از ملت و دولت ارزشي نهم و دهم زخم خوردهاند، دست به تخطئه اين پيروزي ميزنند.
نوشته شده توسط علیرضا مجیدزاده در شنبه شانزدهم آبان 1388 ساعت 0:43 موضوع گزارش | لینک ثابت
خبرگزاري فارس: حضرت امام به محض اطلاع از سفر هيئت اعزامي از سوي رييس جمهور آمريكا به ايران ،اعلاميهاى خطاب به شوراي انقلاب صادر فرمودند. اين تنها اعلاميه حضرت امام است كه بدون "بسم اللَّه الرحمن الرحيم " است همانند سوره برائت در قرآن كريم ".

به گزارش خبرگزاري فارس،پس از تسخير لانه جاسوسى امريكا توسط دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، جيمى كارتر رئيس جمهورى امريكا احتمالًا با هماهنگى عوامل داخلى و بخصوص چند عضو كابينه دولت موقت "رمزى كلارك " و "ويليام ميلر " را براى ملاقات با امام خمينى به ايران اعزام داشت. نمايندگان اعزامى در حاليكه به تركيه رسيده بودند و خود را براى سفر به ايران آماده مىكردند، پيام فوق الذكر حضرت امام صادر شد و آنان بدون اخذ نتيجه به امريكا باز گشتند. پيام كوتاه و مختصر حضرت امام بلافاصله در جهان و رسانههاى گروهى بين المللى انعكاس گسترده و كم نظيرى يافت. يادگار حضرت امام آقاى سيد احمد خمينى در اين باره تصريح مىكنند: "حضرت امام به محض اطلاع اعلاميهاى صادر فرمودند و درآن اطلاعيه هيأت امريكايى را نپذيرفتند و به همه اعضاى شوراى انقلاب، هيأت دولت موقت و ساير مسئولين تذكر دادند كه هيچ كس حق ملاقات با اين هيأت امريكايى را ندارد. نكته قابل توجه در اين اعلاميه آن است كه اين تنها اعلاميه حضرت امام است كه بدون "بسم اللَّه الرحمن الرحيم " است همانند سوره برائت در قرآن كريم ".
*زمان: 16 آبان 1358/16 ذى الحجه 1399 .
مكان: قم.
مخاطب: شوراى انقلاب اسلامى و مسئولان دولتى.
از قرار اطلاع نمايندگان ويژه كارتر در راه ايران هستند و تصميم دارند به قم آمده و با اينجانب ملاقات نمايند. لهذا لازم مىدانم متذكر شوم دولت امريكا كه با نگهدارى شاه، اعلام مخالفت آشكار با ايران را نموده است و از طرفى ديگر آنطور كه گفته شده است سفارت امريكا در ايران محل جاسوسى دشمنان ما عليه نهضت مقدس اسلامى است، لذا ملاقات با من به هيچ وجه براى نمايندگان ويژه ممكن نيست و علاوه بر اين:
1- اعضاى شوراى انقلاب اسلامى به هيچ وجه نبايد با آنان ملاقات نمايند ..
2- هيچ يك از مقامات مسئول حق ملاقات با آنان را ندارند ..
3- اگر چنانچه امريكا، شاه مخلوع- اين دشمن شماره يك ملت عزيز ما- را به ايران تحويل دهد و دست از جاسوسى بر ضد نهضت ما بردارد، راه مذاكره در موضوع بعضى از روابطى كه به نفع ملت است باز مىباشد .
روح اللَّه الموسوى الخمينى
نوشته شده توسط علیرضا مجیدزاده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 ساعت 1:20 موضوع گزارش | لینک ثابت
تعدادی از افرادی که با نمادهای سبز، گونی لنگه کفش و لنگه دمپایی، دستنوشتههایی در حمایت از
بازداشتشدگان، فحاشی و حمله به تریبون، قصد داشتند مانع از سخنرانی محمدحسین صفارهرندی در دانشگاه خواجهنصیر شوند، با متانت و پاسخهای قصار وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی روبرو شدند و کنترل عصبی خود را از دست دادند.
به گزارش رجانیوز، صفارهرندي كه عصر امروز(یکشنبه) به مناسبت روز 13 آبان به دعوت بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصير در اين دانشگاه سخن مي گفت، در ابتداي سخنان خود در پاسخ به طرفداران موسوي كه شعار «ننگ ما، وزير فرهنگ ما» را سر مي دادند، اظهار داشت: حق با شماست، وزير ارشاد شما اكنون در خارج از كشور است و تعداد همسراني كه اختيار كرده مايه شرم وي شده و اين وزير ارشاد دولت اصلاحات از ترس همسران و اقوامشان، خود به خارج از كشور پناه برده است. دانشجويان حاضر در سالن در اين هنگام با دست زدن سخنان صفارهرندي را تاييد كردند.
هنگامي كه صفارهرندي قصد داشت سخنان خود را آغاز كند حاميان موسوي با شعار " ياحسين ميرحسين " سعي داشتند اجازه ندهند تا صفارهرندي سخنراني خود را آغاز كند. و صفارهرندي در مقابل اين اقدام آنان اظهار داشت: انشاءالله خداوند به ميرحسين موسوي كمك كند تا وي از اين مخمصه خارج شود. وي افزود: اين يا حسيني كه شما سر ميدهيد هماني است كه عدهاي در كربلا سر ميدادند تا صداي حسينبنعلي (ع) به گوش كسي نرسد.
حاميان ميرحسين موسوي سپس شعار "بسيجي واقعي همت بود و باكري را" سر دادند كه صفارهرندي در پاسخ آنها گفت: همين طور است شهداي واقعي همت، باكري و سردار شوشتري بودهاند.
وي در ادامه در پاسخ به شعار دانشجوياني كه با حضور وزير فرهنگ شعار «مرگ بر ديكتاتور» سر مي دادند، تصريح كرد: ديكتاتور كسي است كه مي خواهد حق اكثريت را فداي اقليت كند.
صفارهرندي همچنين در پاسخ به دانشجوياني كه شعار «زنداني سياسي آزاد بايد گردد»، گفت: به يك معنايي ما زنداني سياسي نداريم بلكه زنداني امنيتي داريم و اين دو مساله كاملاً با هم متفاوت است.
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينكه بهتر است اين گونه مسائل خارج از جلسات علم و انديشه مطرح شود، در خصوص 13 آبان تصريح كرد: روز 13 آبان افتخاري بزرگ براي دانشجويان و دانش آموزان اين مملكت است.
وي با بيان اينكه اشغال سفارت آمريكا بزرگترين افتخاري است كه به نام جوانان اين كشور ثبت شده است، گفت: نكتهاي كه شايد تاكنون به آن اشاره نشده اين است كه اشغال سفارت آمريكا در روز 13 آبان سال 58 براي دومين بار اتفاق افتاد.
این فعال سیاسی توضیح داد: در اوايل ارديبهشت ماه سال 57 گروه هايي از وابستگان چريك هاي فدايي خلق براي اشغال سفارت آمريكا وارد اين سفارت شدند اما وقتي اين خبر به دولت موقت و در نهایت امام راحل رسيد، فوراً دستور دادند كه آنان را از سفارت خارج کنید. اين در حالي است كه اشغال سفارت آمريكا توسط دانشجويان حتي مورد تاييد امام راحل نيز قرار گرفت.

هرندي خاطر نشان كرد: اما وقتي خبر ورود دانشجويان پيرو خط امام در 13 آبان ماه به گوش امام خميني (ره) رسيد ايشان فرمودند اين لانه جاسوسي بايد اشغال ميشد. دليل تاييد امام در خصوص اشغال سفارت توسط دانشجويان این بود كه این دانشجويان در اولين اطلاعيه خود تاكيد كردند كه ما دانشجويان مسلمان پيرو خط امام اين اشغال را انجام دادهايم و خود را با این عنوان معرفی کردند.
وي در ادامه در واکنش به دانشجوياني كه با شعار دوربين ها را خاموش كنيد، قصد بر هم زدن جلسه را داشتند، گفت: نكند شما نقشه اي داريد و مي ترسيد كه ضبط شود؟ چرا كه حتي اگر اين دوربين ها نيز خاموش بشود موبايل شخصي افراد را كه نمي شود خاموش كرد.
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي در ادامه سخنان خود در خصوص اينكه دانشجويان اشغال كننده سفارت آمريكا، خود را دانشجويان پيرو خط امام معرفي كردند، اذعان داشت: اين دانشجويان مي خواستند ثابت كنند كه ما دست نشانده قدرت هاي استكباري نيستيم بلكه به خاطر علاقه مندي و منافع كشور محل دسيسهچيني آمريكا را اشغال كردهايم.
صفارهرندي همچنين در واكنش به اقدام طرفداران موسوي كه پشت به تریبون كرده و شعار «يا حسين، ميرحسين» و «مرگ بر منافق» و «ما اهل كوفه نيستيم پشت بسيج بايستيم» سر میدادند، گفت: شما با اين حركت زشت نمي توانيد ادعاي مدنيت بكنيد.
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي همچنين در ادامه در واکنش به فحاشی حامیان موسوی با شعارهای "مزدور برو گم شو"، "تا احمدي نژاده هر روز همين بساطه" و "مرگ بر ديكتاتور" گفت: پيامتان دريافت شد، ما معناي ديكتاتور را هم فهميديم، آيا به نظر شما اينكه راي مردم را بگيرند و تحويل كساني بدهند كه نصف آنان رؤي آوردند، اين ديكتاتوری نیست؟!
صفارهرندي با اشاره به اينكه در گذشته اگر كشوري عليه آمريكا صحبت ميكرد، ميگفتند وي حامي شوروي است، تاكيد كرد: اما در انقلاب اسلامي مشخص است كه ميتوان در مقابل هر دو قدرت استعماري جهان ايستاد و اين براي اولين بار بود كه انقلاب اسلامي ما بدون وابستگي به قدرتهاي ديگر در مقابل استعمارگران ايستادگي كرد و دانشجويان توانستند عدم وابستگي خود را به قدرتهاي استعماري به رخ بكشند.
وي با بيان اينكه بعد از ماجراي 13 آبان دانشجويان ما به حق توانستند آب در لانه مورچگان بريزند و جاسوسان آمريكايي را شناسايي كنند، خاطرنشان كرد: خوشبختانه اين امر موجب شد از ياران آمريكا كاسته شده و اين ياران سابق به صف دشمنان آمريكا اضافه شوند.
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي در ادامه اظهار داشت: آمريكايي كه در گذشته در عربستان و كشورهاي شيخ نشين حاشيه خليج فارس 70 درصد طرفدار داشت، اكنون در غربت تنهايي به سر ميرود و به اعتراف خود آمريكاييها اين ميزان حمايت در منطقه به 20 درصد كاهش پيدا كرده است.
وي همچنين در پاسخ به شعار «نه شرقي، نه غربي، دولت سبز ملي» طرفداران موسوي گفت: اين شعار انقلاب را تحريف نكنيد اين شعار ايراني است و آن را به ضد ايراني تبديل نكنيد.
وي با تاكيد بر اينكه جريان ضد استعماري با اتكا به انقلاب اسلامي و مردم مسلمان توانست طرحهاي آمريكا را يك به يك خنثي كند، خاطرنشان كرد: در اواخر دهه 60 با فروكش كردن التهابات موجود، برخي به سمت شعارهاي چپ ماركسيستي و نسخه هاي بدلي و غير واقعي از چپ گرويدند و آنان كساني بود كه شعار چپ مازكسيستي را سر ميدادند اما اكنون به جايي رسيدهاند كه به روشني از آمريكا جانبداري ميكنند و در حمايت از استكبار جهاني شعار ميدهند.
قطعاً روزي از موسوي عبور خواهيد کرد

صفار در واكنش به پرتاب لنگه كفش هاي متعدد از سوي طرفداران موسوي كه از قبل براي بر هم زدن جلسه با گونی توزیع شده بود، گفت: شما ياران بي وفايي هستيد چرا كه يك روز شعار درود بر خاتمي داديد ولي از آن عبور كرديد، قطعاً روزي هم خواهد رسيد كه شما از موسوي عبور مي كنيد.
صفار هرندي افزود: از دهه 70 كساني كه تا قبل از اين شعارهاي چپ سر ميدادند شعارهاي خود را به زنده باد آمريكا تبديل كرده و به طرفداري از اسرائيل پرداختند. بنابراين بعيد نيست اين افراد بيايند و در روز قدس پرچم زنده باد اسرائيل را در دست بگيرند و شعارهاي ننگآوري بدهند كه همين شعارها موجب شد كساني كه سنگشان را به سينه ميزنند از سر دادن اين شعارها احساس شرم كنند.
وي در ادامه با اشاره به اينكه اينگونه حمايت از آمريكا و اسرائيل شرمآور است خاطرنشان كرد: سردمداران كنوني معترضين از اين شعارها احساس شرم ميكنند و با اين اقدام خود سعي دارند حداقل مواضع قبلي خود را از دست ندهند.
وي ادامه داد: چرا وقتي قرار مي شود كه شعار مرگ بر امريكا داده شود، شما فوراً شعار مرگ بر روسيه مي دهيد، ما طرفدار روسيه نيستيم بلكه ما از انقلاب خود دفاع مي كنيم.
صفارهرندي افزود: شما كه دم از ايران ميزنيد چرا از كساني كه ايران را تحريم ميكنند دفاع ميكنيد؟ شما چرا سنگ دفاع از آمريكا و اسرائيل را به سينه ميزنيد؟ كجاي اين عمل دوستداري و وفاداري به ايران است.
وي افزود: كساني كه شعار دروغين جانم فداي ايران را سر ميدهند همان كساني هستند كه در زمان جنگ و هنگامي كه همتها و باكريها در صف مقدم مبارزه بودند گراي مناطق حساس كشور را به هواپيماهاي عراقي ميدادند.
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي در ادامه، نهضت آزادي را همپيمان منافقين در جنگ تحميلي خواند و تصريح كرد: نهضت آزادي در زمان جنگ آدرس مناطق حساس كشور را به عراق ميداد و محل حضور خدمتگذاران كشور را به دشمن نشان ميداد تا دشمن آنها را ترور كند و اكنون كساني هستند كه در لباس ايراني خود را پنهان كرده اما جنايتكار هستند و سرداراني چون شوشتري را به شهادت ميرسانند.
وزير سابقه فرهنگ و ارشاد اسلامي با تاكيد بر اينكه هر روز برخي از حقايق انقلاب نسبت به گذشته روشن مي شود، خاطرنشان كرد: براي شما متاسفم چرا كه شما براي چيزي كه نسبت به آن علم وآگاهي نداريد، خود را به زحمت مي اندازيد، در حالي كه كافي است در ميان آراي ملت خود را خاضع نشان دهید، تا آن موقع طعم شيرين حمايت مردم ايران، ايراني بودن و عدم وابستگي به قدرتهاي سلطهگر را بچشيد.
وي در خصوص حضور موسوي و كروبي در انتخابات گفت: كساني كه جسارت و جرات كار انقلابي و جربزه دموكراسي و تن دادن به رأي مردم را ندارند، نبايد وارد اين عرصه شوند.
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي با اشاره به اينكه ميرحسين موسوي دهه 60 وقتي در دهه 80 چهره عوض ميكند، مشخص است كه از چشم مردم مي افتد و رأی نمیآورد، گفت: شما كافي است كه سري به نقاط دور افتاده كشور بزنيد تا ببينيد كه مردم به چه دليل باز به دولتي كه چهار سال همراه آنان در سختي ها بوده، رأي داده اند.
صفارهرندي ادامه داد: شما بخشي از كساني هستيد كه رأي متفاوتی داشته ايد و رأي شما محترم است اما با يك راه حل ساده رياضي نيز معلوم است كه 13 از 24 كوچكتر است و اگر شما بخواهيد ثابت كنيد كه 13 بزرگتر از 24 است، بايد ادبيات حاكم بر ادبيات جامعه جهاني را تغيير دهيد.
وي همچنين در واكنش به شعارهاي بيادبانه و متعددي كه عليه صفارهرندي داده مي شد، گفت: شما طاقت ايستادن در برابر خيلي از شعارها را نداريد. شما كساني هستيد كه پلاكاردهاي ادب پروري را قبل از انتخابات رياست جمهوري در دست داشتيد اما پس از اعلام نتايج طاقت خود را از دست داديد و مشخص شد اين عمل شما تعريفي بيش نبود و ميتوان در يك جمله گفت: «ادب داديد و بيادبي كرديد».
صفارهرندي ادامه داد: مي توان شما را دعوت به درس اخلاق كرد، مي توان شما را در كلاس اول نشاند و عدد 24 را كه بزرگتر از 13 است به شما يادآوري كرد.
صفارهرندي ادامه داد: شما در حال حاضر احساساتي هستيد ولي در آينده پشيمان مي شويد شما مقصر نيستيد بلكه مقصر واقعي كساني هستند كه نفاق را توسعه دادند و عدالت را لگد كوب كردند.
وي افزود: مقصر واقعي كساني هستند كه ويژه خواري كردند و از رانت هاي مختلف سياست آفريدند.
تحريک کنندگان شما مدتهاست که راه خيانت را پيموده اند
صفارهرندي خطاب به طیف هتاک گفت: شما بالاخره به دامان ملت باز خواهيد گشت و تسليم حقيقت خواهيد شد اما كهنه كاران سياسي كه تحريک كننده شما هستند، به آنها اميدي نيست چرا كه آنها راه خيانت را مدتهاست كه پيموده اند.

هرندي با اشاره به اينكه اي كاش موسوي و كروبي نيز فريب آنها را نمي خوردند، گفت: اميدواريم موسوي و كروبي نيز روزي تسليم حرف حق شوند.
وي ادامه داد: موسوي مهم ترين شعارش در انتخابات قانون گرايي بود و اميدواريم كه وي روزي تسليم قانون شود.
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي در ادامه در پاسخ به شعار طرفداران موسوي كه شعار «روحاني واقعي منتظري و صانعي» سر مي دادند، گفت: تكليف منتظري كه معلوم است چرا كه وي كسي بود كه امام او را خلع و بركنار كرد.
وي در ادامه در واكنش به پرتاب لنگه كفش به سوي دانشجويان بسيجي گفت: علائم مدني شما بر سر دستانتان جلوه گري مي كند و اينكه شما پشت به بنده كرده ايد و لنگه كفش پرت مي كنيد. لااقل از خبرنگار عراقي كه جرأت داشت و رو در روي بوش لنگه كفش پرت كرد، ياد بگيريد.
صفارهرندي ادامه داد: منطق شما لنگه كفش است و استدلال نداريد، در حالي كه من به صورت منطقي در حال گفتوگو با شما هستم و شما حتي حاضر نيستيد كه به اندازه يك لنگه كفش از عقده هاي شخصي خود بگذريد.

وي همچنين در پاسخ به شعارهايي كه وي را دروغگو خطاب مي كردند، اذعان داشت: ما دروغگويان واقعي را شناخته ايم، دروغگويان واقعي كساني بودند كه اسم ترانه موسوي را سر دادند و سر قبر خالي نشستند و فاتحه خواندند. دروغگويان واقعي كساني بودند كه در مجلس ختم شركت مي كردند اما بدن ميتشان در خانه وجود داشت.
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي در پايان خاطرنشان كرد: اميدواريم كه روزي پيام حق امام و شهيدان و دانشجويان مسلمان پيرو خط امام را بشنويد و بيش از اين خود را درد سر نياندازيد.
حاشيههاي کامل:
وقتيحاميان موسوي از سخنان امام(ره) ميترسند
نوشته شده توسط علیرضا مجیدزاده در دوشنبه یازدهم آبان 1388 ساعت 0:23 موضوع گزارش | لینک ثابت
ميرحسين موسوي با صدور بيانيه اي به بهانه سالگرد 13 آبان، ترجيح داد ماهيت ضد آمريكايي «روز ملي مبارزه با استكبار جهاني» و محتواي آن در زمينه «تسخير لانه جاسوسي» را مسكوت بگذارد. وي به روال عملكرد چند ماه اخير خود از ابراز برائت و انزجار نسبت به سياست هاي ظالمانه و استكباري شيطان بزرگ طفره رفت و اين در حالي است كه جفاكاري وي در حق كشور و نظام طي 5، 4 ماه گذشته بارها با ستايش دولتمردان آمريكايي مواجه شده است. كساني چون اوباما، هيلاري كلينتون، پل ولفويتز و... با نام بردن از موسوي، وي را مردي شجاع و الهام بخش خوانده و نسبت به تحركات ضدانقلابي او ابراز ذوق زدگي كرده اند.
موسوي در بيانيه خود تحت «بيانيه شماره 14 ميرحسين موسوي در آستانه سيزدهم آبان» با اشاره به مناسبت هاي اين روز (تبعيد حضرت امام و كشتار دانش آموزان از سوي رژيم پهلوي) درباره مناسبت اصلي اين روز (تسخير جاسوسخانه شيطان بزرگ) به اين جملات بسنده كرد: درباره سومين سيزده آبان بسيار گفته شده است، تا جايي كه بعيد است كمترين اطلاعي از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن كه در اين رويداد امام از دانشجويان مسلمان پيروي كرد. ظاهراً اين دانشجويان بودند كه خود را پيرو خط امام مي خواندند، اما در واقع اين امام بود كه حركت آنان را دنبال نمود. قطعاً هيچ يك از رهبران و فرماندهان انقلاب در شكل دادن به آنچه در اين روز اتفاق افتاد نقشي نداشت. حتي خود دانشجويان تصور مي كردند بعد از چند روز حادثه تمام مي شود و به خانه هايشان باز مي گردند. ولي امام اين رويداد را پيگيري كرد و آن را انقلابي بزرگ تر از انقلاب اول ناميد.
وي هيچ اشاره اي به محتواي اين مناسبت بزرگ يعني فتح جاسوسخانه آمريكا و برملا شدن اسناد جاسوسي اعضاي گروهك هايي نظير نهضت آزادي، جبهه ملي، جنبش خلق مسلمان و... كه با طراحي كودتا، غائله هاي مرزي، شايعه پراكني، منفي بافي و سياه نمايي، جنگ رواني و مطبوعاتي و القاي اختلاف ميان مسئولان به جنگ نظام نوپاي اسلامي آمده بودند، نكرد و اين در حالي است كه اغلب گروهك هاي ياد شده، چه آنها كه اعضايشان در داخل كشور هستند و چه آنها كه از كشور گريختند- (كساني نظير ابراهيم يزدي و عليرضا نوري زاده و...) مشخصاً از اقدامات خيانت آميز و ضدانقلابي موسوي طي چند ماه گذشته مكرراً حمايت كرده و حتي گروهك هايي نظير نهضت آزادي در ارتباط با ستادهاي انتخاباتي اصلاح طلبان بوده اند.
حضرت امام با اشاره به اسناد لانه جاسوسي و مشخص شدن ماهيت گروهك هاي منافق شبه مذهبي- نظير نهضت آزادي و دولت موقت برآمده از آن بود- كه فتح لانه جاسوسي را انقلاب دوم و بزرگ تر از انقلاب اول توصيف كردند و تأكيد نمودند كه اگر اينها سركار مانده بودند به اسلام سيلي مي زدند.
ميرحسين موسوي در بيانيه خود پس از عبور از هويت و ماهيت ضدآمريكايي روز 13 آبان و در حالي كه متحدان حزبي وي در دولت اصلاحات تا مرز تعطيلي تمام فعاليت هاي هسته اي پيش رفتند و خواستار سركشيدن جام زهر تسليم شدند، به سياست خارجي عزتمندانه امروز كشور حمله كرد و با ادعاي رفتارهاي افراط و تفريطي مدعي شد: دولتمردان مصالح بلندمدت مردم را به هيچ معامله مي كنند و با گشاده دستي از حقوق ملت عقب مي نشينند. آنها نشان دادند حتي در تسليم شدن و كرنش كردن افراط گرند(!)
وي آنگاه در تناقض با همين ادعا نوشت «حتي اگر با تلاش دلسوزان، از واگذاري دستاوردهاي كشور در زمينه انرژي صلح آميز هسته اي جلوگيري شود از عواقب افراط و تفريط هاي دولتمردان ايمن نشده ايم زيرا رفتارهاي آنان زمينه را براي اجماع بين المللي جهت اعمال تحريم ها و فشارهاي بيشتر به ملت ما فراهم كرده است».
مانور تبليغاتي ميرحسين موسوي روي فشار جبهه غرب در حالي است كه برخي عناصر سياسي و اطلاعاتي در آمريكا و اروپا اخيراً اعلام كرده اند بايد با تشديد فشار تبليغاتي و فضاي رواني عليه جمهوري اسلامي، به تقويت جريان معارض با نظام اسلامي در داخل پرداخت! و با توجه به روشن بودن صورت مسئله آقاي موسوي بايد توضيح دهد كه منظورش از جملات مبهم و دوپهلو براي متهم كردن نظام چيست و چرا جريان رسانه اي هماهنگ با غرب هم نظام را متهم به سازش و امتياز دادن به بيگانگان مي كند و هم در عين حال دفاع نظام از حقوق ملت و باج ندادن در اين زمينه را حمل به ماجراجويي و تحميل هزينه براي كشور مي نمايد!
حذف معنادار «برائت از آمريكا» - و لااقل اشاره به ماهيت روز ملي مبارزه با استكبار- و به جاي آن تخطئه عملكرد عزتمندانه نظام در چالش هسته اي در حالي است كه چند روز پيش جفري فلتمن معاون وزير خارجه آمريكا و تعدادي از اعضاي كنگره اين كشور در نشست مشتركي اعلام كردند براي برون رفت از بن بست هسته اي، مجدداً حمات از اصلاح طلبان در ايران را به عنوان جايگزين براي تحريم هاي غيرمؤثر، در دستور كار قرار داده اند. موازي با اين پروژه، عناصر سياسي همسو با غرب در داخل، القاي دو محور متناقض «ضعف» و «ماجراجويي» (امتيازدهي و سماجت)! را در پيش گرفته اند.
هفته گذشته محسن مخمل باف كه خود را سخنگوي جنبش سبز در خارج از كشور معرفي مي كند با انتشار نامه اي خطاب به اوباما، از وي به خاطر تسخير لانه جاسوسي در ايران عذرخواهي كرد و خواستار معرفي 13 آبان به عنوان روز آشتي با آمريكا شد.
نوشته شده توسط علیرضا مجیدزاده در یکشنبه دهم آبان 1388 ساعت 2:5 موضوع نقد | لینک ثابت
دبير كميسيون حقوق بشر قوه قضائيه گفت: اگر كودتاي موسوي موفق ميشد نه تنها اسلاميت نظام از بين ميرفت بلكه امنيت ملي و دموكراسي هم از بين رفته بود.
به
گزارش فارس، محمدجواد لاريجاني دبير كميسيون حقوق بشر قوه قضاييه و مصطفي
كواكبيان نماينده مردم سمنان در مجلس شواري اسلامي عصر امروز پنجشنبه در
نشستي با موضوع رسانه حضور پيدا كردند كه جواد لاريجاني در اين نشست گفت:
آنچه كه امروز بايد در امر رسانه به آن توجه شود شامل دو محور ميشود.
وي افزود: اول اينكه ما با وضعيت جديد رسانه و جايگاه آن با مسئلهاي به نام مرز مَجازها مواجه هستيم و دوم ماهيت قدرت است كه در دهههاي گذشته جابهجاييهايي در آن صورت گرفته است و رسانهها را بايد بر اساس اين دو شاخصه ارزيابي كرد.
لاريجاني ادامه داد: از لحاظ اصول رسانه چه دولتي و چه غير دولتي آنها بايد در چارچوب شرع، قانون و اخلاق عمل كنند.
وي خاطرنشان كرد: مقدمات انتخابات اخير رياست جمهوري تا مرحلهاي بود كه ميرحسين موسوي ساعت 11 شب خود را رئيس جمهور دانسته و مردم را به خيابانها كشانده است و اين موضوع در واقع كودتا و خروج عليه نظام بود.
دبير كميسيون حقوق بشر قوه قضاييه ادامه داد: وقتي كانديدايي از ذيل نظام خارج ميشود و ميرحسين موسوي و جناح اصلاح طلب سه چارچوب شرع، قانون و اخلاق را رد ميكنند به نظر بنده خطري بزرگ از نظام رد شده است.
لاريجاني اضافه كرد: اگر كودتاي موسوي موفق ميشد نه تنها اسلاميت نظام از بين ميرفت بلكه امنيت ملي و دموكراسي هم از بين رفته بود بلكه در حالي است كه اگر تيزهوشي رهبر معظم انقلاب نبود حتما ما همه اين مسائل را از دست داده بوديم.
وي در ادامه با اشاره به تهمتهاي زده شده از سوي رسانههاي اصلاح طلب به نظام اظهار داشت: چه تهمتها به دستاوردهاي نظام به اسم اينكه كسي فكر كرده در انتخابات تقلب شده زده نشد.
لاريجاني با بيان اينكه نظام شمشير كشيدن را قبول نميكند، تاكيد كرد: اين چيزهايي كه به اسم سبز بيرون آمده همه شرعا و قانونا خلاف است.
وي افزود: اصطلاحاتي به نام خودجوش، نيمجوش و يا وسطجوش نميتواند كسي را از قانون منفك كند لذا هر كسي قصد دارد كه تشكلي سياسي راهاندازي كند بايد مجوز بگيرد.
دبير كميسيون حقوق بشر قوه قضاييه با اشاره به بخشي از سخنان كواكبيان كه گفته بود برخي رسانهها ساعت 9 شب رسما اعلام كردند كه احمدينژاد رئيس جمهور شده است، گفت: رسانه وظيفه دارد گمانهزني كند ولي وقتي كانديدايي اعلام پيروزي كرده و از مردم بخواهد كه در خيابانها از وي حمايت كنند اين موضوع در واقع مورد انتقاد بنده است.
لاريجاني ادامه داد: كودتا لغت عجيبي نيست، كودتا به معناي اين است كه گروهي در راستاي نظام حركت ميكنند ولي يك دفعه جلوي نظام ميايستند.
وي با اشاره به اين سخن كواكبيان كه گفته بود، انتخابات افغانستان را مشاهده كنيد تازه اين روزها پس از مدتهاي طولاني جواب انتخابات را اعلام ميكنند، تصريح كرد: حد ما حد افغانستان نيست ما بايد انتخاباتمان را با ژاپن و آمريكا مقايسه كنيم نه با افغانستان چرا كه اين كشور نخستين انتخابات خود را برگزار كرده اين در حالي است كه ما از ابتداي انقلاب تا كنون بيش از 30 انتخابات برگزار كردهايم.
دبير كميسيون حقوق بشر قوه قضاييه گفت: در مطبوعات وابسته به جناح اصلاح طلب امروزه حجم وسيعي از مطالبي مشاهده ميشود كه تبليغات سكولار در آن به چشم ميخورد و اين نوع تبليغات، تبليغاتي هستند كه خلاف قانون، شرع و اخلاق هستند.
لاريجاني با اشاره به اينكه بنده نگفتهام موسوي شبيه رجوي است، گفت: بنده گفته بودم كه ادبيات موسوي در بيانيههايي كه منتشر ميكند شبيه ادبيات مسعود رجوي است.
وي با اشاره به انتقاد موسوي از پخش اعترافات متهمان حوادث اخير نيز تاكيد كرد: موسوي بايد ژستي بگيرد كه به او بيايد چرا كه موسوي از پخش اعترافات ايراد نگرفته بلكه از مطالب مطرح شده ايراد گرفته است، البته ما ميدانيم كه در زمان نخست وزيري وي چه تعداد اعتراف از تلويزيون پخش شده است در نتيجه مشكل، سخنان معترفان بود.
دبير كميسيون حقوق بشر قوه قضاييه در پايان اظهار داشت: در زمان نخست وزيري موسوي كه چند نفر كشته شدند چرا موسوي فرياد نكشيد كه امروز فرياد ميكشد؛ جناح اصلاح طلب اصلا تجربه دموكراسي ندارد.
نوشته شده توسط علیرضا مجیدزاده در جمعه یکم آبان 1388 ساعت 22:45 موضوع گزارش | لینک ثابت
گروه سياسي: منصور حداد : فتنهگران
با به سنگ خوردن و بنبست و عقب نشيني از برخي مواضع بدست آمده به دنبال
فرصتي جهت احيا و بازسازي خويش هستند؛ پس از فتح خرمشهر هم به سرعت
قطعنامههاي شوراي امنيت براي پايان درگيريها تصويب ميشد ولي در همه
آنها يك نكته مفقود بود، چه كسي آغازگر جنگ بوده است؟
سي و يكم شهريور صدام مرزهاي بين المللي را شكست و وارد سرزمين شيران يعني ايران شد. سالها شهر و روستاها را بمباران كرد و كوبيد و خراب كرد. بخشي اشغال شد و بخشي ويران. صدها شهيد و هزاران مجروح و صدها هزار آواره و ميليون ها تومان خسارت به مردم ايران وارد كرد. كند شدن حركت نوبنياد انقلاب اسلامي در بازسازي ايراني اسلامي و انقلابي بر ويرانه هاي پهلوي را نمي توان قيمت و عددي نهاد. البته "هر روز ما در جنگ بركتي داشتيم كه در همه صحنهها از آن بهره جستهايم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر كرديم. امروز اگر در جهان اسلام تحولي هست، به بركت اين جنگ است. " (1)
روز ششم جنگ، ياسر عرفات، ژنرال ضياالحق رئيس جمهوري پاكستان و حبيب شطي دبيركل كنفرانس اسلامي، براي تشريح آتش بس به ايران آمدند و با مسئولان كشورمان ملاقات كردند و درباره پيشنهاد آتش بس مذاكراتي داشتند. درچنين موقعيتي "مصالحه با جنايتكار و سازش با جنايتكار، اين يك جنايتي است بر مردم متعهد و يك جنايتي است بر اسلام…هيچ مسلمي نبايد خيال كند كه بين اسلام و غيرمسلم بايد صلح ايجاد شود. "(2) "جنگ را تا از بين رفتن حزب بعث ادامه خواهيم داد، اين جنگ تا پيروزي ادامه خواهد يافت و كساني كه با جنگ مخالفند، خلاف رضاي خدا است " (3)
دفاع و مبارزه با متجاوز يك اتفاق كاملا طبيعي است. اما آن چه عجيب است وقاحت و بي شرمي كساني است كه مي خواستند، دست ايران را در دفاع ببندند درحالي كه عراق از شدت عمليات خود نكاسته است و كوچه كوچه هاي شهرها و روستاهاي مرزي درگير بمباران و تيراندازي و آتش توپخانه عراق است.
عبرت آموزي از تاريخ در همين مشابهت ها شروع مي شود. و اينك؛ با گذشت دو دهه از جنگ، زماني كه عده اي با شعار تقلب در انتخابات يك كودتاي رسانه اي سياسي را كليد زدند و خواستار مدارا و آتش بس بودند، نبايد آن را چندان نوظهور دانست.
شنبه بعد از انتخابات چندين اتوبوس و ده ها سطل زباله در خيابانهاي مركزي شهر تهران آتش گرفت كه ستونهاي دود و آتش آسمان بخشي از تهران را فراگرفت. اين ناآرامي ها نزديك به دو هفته ادامه يافت. محاسبه ميزان خسارات فيزيكي در دو هفته ناآرامي را شهرداري انجام داد. قوه قضائيه نيز برخي متهمان رديف دوم و سوم و چهارم را به پاي ميز محاكمه آورده است. اما آيا اين پايان ماجراست؟
بعد از گذشت نزديك به سه ماه از آغاز اين ماجرا، لايه هاي جديدتري از عمق فتنه آشكار مي شود. اغتشاشگران به دنبال كودتاي سياسي و فلج كردن رأس نظام و تعطيلي اسلاميت نظام به بهانه جمهوريت بوده اند. از سوي ديگر چه كسي مي تواند، قيمت هتك آبروي نظام اسلامي را محاسبه كند. سران و بازيچگان فتنه، جمهوري اسلامي سرفراز را بعد از سي سال انتخابات آزادانه متهم به ديكتاتوري و تقلب و خيانت به مردم كردند. آيا ديه چنين جنايتي قابل محاسبه است؟
"آن ظلمى كه به مردم شد، آن ظلمى كه به نظام اسلامى شد، آن هتكى كه از آبروى نظام در مقابل ملتها به وسيلهى بعضى انجام گرفت؛ مسئلهى اصلى اين است كه مردم در يك حركت عظيمى، در يك انتخابات پرشورِ خوبِ كمنظيرى حضور پيدا كردند و اين رأى بالا را توى صندوقها ريختند. هشتاد و پنج درصد شوخى است؟ اين انتخابات، نظام را كه در اين يكى دو سال اخير همين طور پىدرپى پيشرفتهاى اقتصادى و علمى و سياسى و امنيتى و بينالمللى براى خودش كسب كرده بود، در يك مرحلهى عالى از امتياز و آبرو قرار ميدهد، بعد ناگهان مشاهده ميكنيم يك حركتى صورت ميگيرد براى نابود كردن اين حادثهى افتخارآميز! مسئلهى اصلى اين است. " (4)
بنابراين در يك برهه حساس ديگر از تاريخ انقلاب به سرعت چرخ انقلاب به كار افتاد توپخانه رسانه اي و قضايي و انتظامي به حركت درآمدند. اين بار نيز در مراكز فرماندهي اختلالاتي وجود داشت. عده اي در مبارزه دچار ترديد شدند. ساده نبود درگيري با كساني كه برخي شان نام و نشان جنگ و انقلاب را تا همين امروز، نه مثل برخي شان تا ديروز، به دوش كشيده اند. ولي نسل پرورش يافته انقلاب، مبارزه با نفاق را به خوبي انجام داد. نسل سومي ها بدون اينكه آموزش خاصي ديده باشند، همانند دوره دفاع مقدس، پس از مدتي فتح الفتوح خود را در خواباندن شتر فتنه، نشان دادند، حتي حركت ضرارگونه هم افاقه نكرد. رهبري هم به حق نشان و درجه افسري جنگ نرم را بر دوش جوانان و نسلسوميها گذاشت. اما بايد توجه داشت اين جنگ جنگ نرم است. سنگرهاي فيزيكي و قضايي تا حدودي تثبيت شده است. اما آيا متجاوز تنبيه شده است؟ آيا متجاوز از كاري كه كرده پشيمان شده است؟ آيا اين اطمينان وجود دارد كه دشمن دوباره قصد حمله ندارد؟ براي اولين بار در تاريخ سي ساله جمهوري اسلامي پاي اجنبي به مداخلات و رقابتهاي سياسي داخلي كشيده شده است، هنوز فردي كه خود را نخست وزير امام معرفي ميكند يك كلمه بر عليه اين مسئله موضعي نگرفته است. آيا نبايد نگران باشيم؟ آقاي هاشمي رفسنجاني هنوز از طرد و تبري از آشوب طلبان و منافقاني كه به كرده هاي خود اعتراف كرده اند، استنكاف ميورزد. آيا نبايد از او پرسيد تعلل در محكوم كردن فتنه گران براي چيست؟ آيا وي با پشتپرده جريان اغتشاشات و فتنه نسبتي دارد؟
با پخش اعترافات و توبه نامه هاي تئوريك
و غير تئوريك برخي عناصر رديف دوم فتنه، از دستگاه رسانه اي نظام، دستگاه
قضايي اين عناصر را يك به يك، با قيد وثيقه و قبل از مشخص شدن، نتيجه
دادگاه آزاد مي كند.
از سوي ديگر فتنه گران با به سنگ خوردن و به بن بست نشستن و عقب نشيني از
برخي مواضع بدست آمده به دنبال فرصتي جهت احيا و بازسازي خويش هستند. پس
از فتح خرمشهر به سرعت قطع نامه هاي شوراي امنيت براي پايان درگيري ها
تصويب مي شد ولي در همه آنها يك نكته مفقود بود، چه كسي آغازگر جنگ بوده
است؟ چه كسي بايد تاوان خسارتهايي كه ملت انقلابي ايران وارد شده است را
بايد بپردازد؟ اين خسارات چه ميزان است؟ خسارات مادي به يك سو، خسارات
معنوي را چه مي كنند؟
امروز سوال از طراحان "آشتي ملي " و "تفاهم ملي " و امثالهم اين است كه اولا آيا ضمانتي براي شعله ور نشدن دوباره خاكستر فتنه هست؟ اولين شرط آشتي و آتش بس برگشتن به مرزهاي سابق قانوني است. آيا مدعيان تقلب در انتخابات، آيا اتهام زنندگان به نظام اسلامي در تجاوز به دوشيزگان و زندانيان، حرف خود را پس گرفته اند؟ گام بعدي اين است آيا متجاوزان و قانون شكنان مجازات شده اند؟ فريب خوردگان و عناصر دست چندم مشمول عفو دولت اسلامي هستند، ولي مداراي چند ماه رهبري و نظام فرصت كافي براي پشيماني و جبران مافات را به آنها داد و آنها استفاده نكردند، چه جاي رأفت و گذشت در برابر كساني كه باعث كشته شدن و انحراف اذهان و تشكيك در اعتماد مردم به نظام است؟ قانون شكنان به حكم عقل و شرع و قانون اول بايد مجازات شوند و بعد از تفاهم صحبت كرد. "تب جنگ در كشور ما جز به سقوط صدام نخواهد نشست و انشاالله تا رسيدن به اين هدف فاصله چنداني نمانده است و اكنون كه به مرز پيروزي مطلق رسيدهايم، صدام و جهانخواران صلحطلب شدهاند. " (5)
"بالاخره اهل فتنه مايلند كه خشيت خودشان را، خوف از خودشان را در دل نخبگان و خواص، به جاى خشيت از خدا بنشانند؛ يعنى مايلند كه از آنها ترسيده بشود؛ الّذين قال لهم النّاس إنّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم ايمانا و قالوا حسبنا اللَّه و نعم الوكيل يعنى اينكه دائماً دارند به ما ميگويند: آقا ! إنّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم، جوابش همين است: فقالوا حسبنا اللَّه و نعم الوكيل. نتيجهاش هم اين است: فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لم يمسسهم سوء. نتيجهى اين احساس، اين درك، اين حقيقت روحى و معنوى همين است كه: فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لم يمسسهم سوء. بنابراين، بايستى اين شجاعت را داشت. (6)
تا درآوردن چشم فتنه راهي نمانده است،
نبايد جنگ را نيمه كاره رها كرد. قرآن هايي كه بر سرنيزه بلند شده است،
دعوت به حكميت اينها فرصت هايي است كه به فتنه گران داده خواهد شد. هر چند
در دلسوزي و نيت خير برخي پيشنهاد دهندگان تشكيكي نيست. اما بايد زمان
سنجي و هوشياري مومنين در درك ماهيت اين نزاع و فتنه به آنها كمك كند.
" قطعاً اين بلواهاى بعد از انتخابات، به نظر آدمهاى خبره و آگاه،
برنامهريزى شده بود. يعنى انسان با هر كسى از انسانهاى فهيم كه با مسائل
كشور و با مسائل جهانى آشنا هستند، در ميان مي گذارد، مي فهمد... همه اين
را مي فهمند كه اين كار برنامهريزى شده بوده و اين يك كار دفعى نبود كه
بخواهيم بگوئيم يك چيزى پيش آمده. مثلاً دفعتاً كسى بلند شد حرفى زد؛ نه،
اين كار برنامهريزى شده بود؛ از يك مركزى هدايت ميشد. خوب، شكست خوردند
ديگر؛ انشاءاللَّه اين شكستشان ادامه هم پيدا خواهد كرد. منتها دائم
دارند توطئه مي كنند. " (7)
النهايه آن چه به نظر مي آيد، اول تنبيه
متجاوز بعد صحبت از آتش بس و آشتي. اين وظيفه نيز علي الاصول اولا به عهده
قوه قضائيه است. قوه قضائيه بايد از كساني كه مدعي تقلب شده اند و باعث
مغشوش شدن ذهن مردم شده اند مستند بخواهد و اگر نيست تكليف ظلمي كه به
مردم شده است را روشن نمايد. در وهله بعد دستگاه رسانه اي نظام نيز مانند
قيمت گوشت مرغ و تخم مرغ، براي رأي مردم و تخطئه آبروي نظام بايد به صورت
غيرجانبدارانه و كاملا بي طرف و آزاد به بررسي زواياي فتنه بپردازد و
وظيفه روشنگري اي كه رهبري از همگان خواسته اند را به جا آورد.
"گاهى سكوت كردن، كنار كشيدن، حرف نزدن، خودش كمك به فتنه است. در فتنه
همه بايستى روشنگرى كنند؛ همه بايستى بصيرت داشته باشند. " (8)
1) پيام امام به مناسبت پذيرش قطع نامه 598 تير ماه 1367
2) امام خميني (ره)
3) امام خميني (ره)
4) سخنان رهبري در ديدار با دانشجويان 4 شهريور 88
5) پيام امام خطاب به زائران حج، 7 مرداد 1366
6) سخنان رهبري در ديدار با اعضاي مجلس خبرگان 2 مهر 88
7) همان
8) همان
نوشته شده توسط علیرضا مجیدزاده در پنجشنبه سی ام مهر 1388 ساعت 2:38 موضوع گزارش | لینک ثابت
به
گزارش رجانیوز، سرادر شوشتری جانشین فرماندهی نیروی زمینی سپاه پاسداران
انقلاب اسلامی و سردار محمدزاده، فرمانده سپاه سلمان، فرمانده سپاه
ايرانشهر، فرمانده سپاه سرباز و فرمانده تيپ اميرالمومنين (ع) در جلسه
سران طوایف بلوچ در پیشین از توابع شهرستان سربازدر یک انفجار انتحاری به
شهادت رسیدند.
امنیت منطقه شرق کشور از چندی قبل به سپاه پاسداران واگذار شده بود.
مسئول روابط عمومي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نیز گفت: در اين حادثه علاوه بر سردار سرتيپ پاسدار نور علي شوشتري و سردار سرتيپ پاسدار محمدزاده، مرادي فرمانده سپاه ايرانشهر و علويان فرمانده تيپ اميرالمومنين سپاه سيستان و بلوچستان نيز به شهادت رسيدند.سردار شريف با بيان اين که در اين حادثه تروريستي همچنين شمار ديگري از مردم منطقه از جمله چند تن از سران طوايف به شهادت رسيدند گفت: بيش از بيست تن از مردم منطقه نيز در اين حادثه مجروح شدند.
وي افزود: سردار سرتيپ پاسدار شوشتري که جانشين فرمانده نيروي زميني سپاه نيز بود پس از به عهده گرفتن مسئوليت قرارگاه عملياتي سپاه در جنوب شرق کشور در طول پنج ماه گذشته با برگزاري چند جلسه با مردم و سران قبايل و طوايف استان سيستان و بلوچستان، چگونگي تامين امنيت پايدار در شرق کشور را بررسي کرده بود.
این در حالی است که در ماه های پس از انتخابات، حمله به سپاه پاسداران به یکی سوژه های اصلی برخی جریانات داخلی تبدیل شده است.
سردار محمد زاده ماموریتش را کامل به انجام رساند
سردار رجبعلي محمدزاده که در عملیات کربلاي 4 و در حالی که بسياري از بسيجيانش به ديدار معشوق شتافته بودند،نيمي از پايش را در کنارنهر خين جاگذاشته بود، به دوستان و همرزمانش گفته بود: " برادران عزيز اگر 4 ليتر خونمان را در راه خدا اهدا نکنيم يعني ماموريت مان را کامل انجام نداده ايم ..."سردار شوشتری محل شهادتش را پیش بینی کرده بود
در حالی که سرادر نورعلی شوشتری در ابتدای سال 88 مسئولیت تامین امنیت سیستان را برعهده گرفته بود،در محفلی با حضور دوستانش گفته بود که "از خدا خواسته ام اینجا محل شهادتم شود و دلم گواهی می دهد که خداوند آرزوی مرا برآورده خواهد کرد. بعد از احمد کاظمی و دیگر یاران من تنها شده ام و به همین خاطر انتظار شهادتم را می کشم. امیدوارم خداوند با شهادت من مشکلات این منطقه و معضلات آن را حل کند. "اسامی شهدای طوایف بلوچ در انفجار امروز
برخیاز سران طوایف و ریش سفیدان منطقه کهدر این گردهماییبا حضورفرماندهان سپاه استان به منظور برقراری امنیتحاضر شده بودند، از جمله عارف برا فرزند حاج ولی محمد ، اسلام موحدی فرزند ابراهیم ، کلاتی دهقانی فرزند شنبه حاج ، شاهانی دهقانی فرزند صاحب ، پنج شنبه دهقانی فرزند گجیر و خدابخش دهقانی فرزند مراد بخش از طوایف منطقه به شهادت رسیدند .
نوشته شده توسط علیرضا مجیدزاده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 ساعت 1:50 موضوع گزارش | لینک ثابت
يك عضو فراري حلقه كيان، تعريف جالبي از جنبش سبز كذايي ارائه كرد.
كيهان نوشت: مجيد محمدي در توصيف اين جريان هرهري مسلك نوشت: آنها اهل رياضت كشي نيستند. مي خواهند با شورت كوتاه و تاپ بيرون بيايند. مي خواهند سينه بزنند و شب اگر هوس كردند، ليوان شرابي بنوشند. مي خواهند در بالاي كوه زير چادر هر كه را خواستند در آغوش بگيرند و گرم شوند. مي خواهند از زندگي لذت ببرند. مي خواهند دوست پسر يا دوست دختر شان را هر جا كه خواستند، ببوسند(!)
وي با «كولاژ» (تركيبي) و «نامتعين» توصيف كردن عناصر ميداني جريان مذكور مي نويسد «آنها چگونه مي توانند نداي الله اكبر سر دهند و در عين حال با دوست دخترشان به راهپيمايي بيايند؟ چه طور مي توان در ملأعام روزه خواري كرد و نصر من الله وفتح قريب سر داد؟ چطور در نمازجمعه به نحو مختلط و با كفش مي ايستند و در پشت سر هاشمي رفسنجاني نماز مي خوانند و به جاي صلوات سوت و كف مي زنند؟ آنها رياضت كش نيستند.
گفتني است حلقه كيان به اعتبار پيوند برخي اعضاي آن به ناتوي فرهنگي و سازمان سيا، جزو پايه گذاران نفاق جديد و ترويج براندازي پشت نقاب تظاهر به دين و مسلماني بود اما پس از نفوذ در قدرت (بعداز دوم خرداد 76) به تدريج ماهيت ضدديني خود را نشان داد و تا مرز انكار وحي، حمله به پيامبر و ائمه معصومين(ع)، تخطئه امام حسين(ع) و حمله به مباني دين پيش رفت و كساني از اين جريان با هتاكي گفتند يا نوشتند كه مشكل توسعه در ايران اين است كه هنوز خدا نمرده است، بايد عليه خدا تظاهرات كرد، دين و دينداري و عزت ديني باعث خشونت است، اسلام آييني ارتجاعي است، ختم انقلاب را بايد اعلام كرد و...
جريان الحادي مذكور در پوشش روشنفكري ديني (التقاطي) در پوشش حمايت انتخاباتي از موسوي و كروبي به عرصه سياسي بازگشت.
نوشته شده توسط علیرضا مجیدزاده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 ساعت 0:14 موضوع گزارش | لینک ثابت
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی که این روزها گفته میشود بیشتر به تحقیق و بعضاً ارائه مشاورههای سیاسی
و فرهنگی به فرمانده سپاه اشتغال دارد، در اولين نشست مجمع جوامع اسلامي
دانشجويان دانشگاههاي سراسر كشور كه در دفتر اين اتحاديه برگزار شد، حاضر
گردید و تحلیلی از سیر روی کار آمدن اصولگرایان از انتخابات شورای شهر دوم
تا انتخابات ریاست جمهوری دهم پرداخت.
به گزارش رجانیوز، هرندی معتقد است خروج از موضع جناح راست و ظاهر شدن در موضع جريان اصولي وفادار به اصل انقلاب، موفقيت بزرگي براي نيروهاي خودي در ساحت سياسي بود.
وی اعتماد مردم به گفتمان انقلاب و امام بهویژه در دولت نهم را مهمترین عامل جرأت پیدا کردن موسوی برای ورود به صحنه میداند و میگوید: : دليل اصلي اغوا شدن موسوي براي اينكه ميتواند به صحنه بيايد و بزند و ببرد، اين بود كه وقتي مدل احمدينژاد جواب ميدهد يعني مدل انقلاب جواب ميدهد پس من ميآيم، مني كه نسخه اصلي آن هستم و او بدل من است.
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي میافزاید: هاشمي رفسنجاني همواره در مسائل اداري كشور مدل فكرياش اين بود كه مشاركت حداقلي در انتخابات به نفع مركزيت انقلاب است اما در آستانه انتخابات دوم خرداد، مقام معظم رهبري بر حضور حداكثري مردم در انتخابات تأكيد ميكنند.
به گزارش فارس، صفارهرندي با بيان اينكه براي تحليل آنچه در ماههاي اخير در جامعه اتفاق افتاده است، بايد دو سطح سياسي و اجتماعي جامعه را تحليل كرد، اظهار داشت: در سطح سياسي بايد كنشهاي فعالان اين عرصه يعني اشخاص، چهرهها و شخصيتهاي برجسته و فعال در عرصه سياسي، احزاب و گروهها را تحليل كرد همچنين در سطح اجتماعي بايد فعاليتها، تلاشها و كنش و واكنشهاي جريانات عمومي تودههاي مردم، نيروهاي اجتماعي و جريانات نخبه و تاثيرگذار در سطح اجتماعي را منظور كنيم.
وي افزود: در بحث سياسي بايد بپذيريم كه از اوايل دهه 80 تا سال 82 تحولات صورت گرفته در ساحت سياسي كشور تدريجا به ضرر جريان حاكم سياسي آن زمان كه قوهمجريه، قوه مقننه، شوراي شهر و شهرداري را در اختيار داشت، حركت ميكرد، اما از سال 82 و با روي كارآمدن شوراي شهر دوم تغيير و تحول عظيمي در تهران و ديگر شهرهاي بزرگ رخ داد و شوراها از دست اصلاحطلبان خارج و به دست جريان اصولگرا افتاد.
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي در ادامه تصريح كرد: تحولات صورت گرفته متاثر از حوادثي بود كه از سال 76 و با روي كارآمدن اصلاحطلبان رخ داده بود، چنانچه در دوران اصلاحات برنده تمام انتخابات برگزار شده اصلاحطلبان بودند اما در طول اين مدت قضايايي اتفاق افتاد كه خود به خود بر روي وجهه جريان اصلاحات اثر گذار شد؛ بخشي از اين اتفاقات برخوردهايي بود كه در بين خود اصلاحطلبان كه حدود 18 گروه را شامل ميشدند، اتفاق ميافتاد، يعني اين اختلافات در بين اصلاحطلبان روي ميداد و بر روي جريان اجتماعي جامعه تاثير ميگذاشت.
صفارهرندي با اشاره به اين نكته كه جريان اصولگرايي با اين نام و عنوان سابقه طولاني ندارد و پيش از دوم خرداد نيز مقولهاي به نام اصولگرايي در صحنه سياسي كشور نداشتيم و در آن زمان بيشتر بحث دو جناح راست و چپ مطرح بود، اضافه كرد: اختلافات ميان اصلاحطلبان دليلي بود تا جبهه سياسي مقابل كه نيروهاي اصولگرا بودند، وارد صحنه شوند و اين تحركات معادله سابق را به مناقشه ميان جريان اصولگراي وفادار به انقلاب و جريان اصلاحطلب كه پس از مدتي اصلاحطلبي آن بوي تجديدنظرطلبي و خروج از انقلاب و نظام را ميداد، تبديل شد.
وي افزود: خروج از موضع جناح راست و ظاهر شدن در موضع جريان اصولي وفادار به اصل انقلاب، موفقيت بزرگي براي نيروهاي خودي در ساحت سياسي بود چراكه توانستند با چنين عنواني به ماهيت حركت خود اعتبار ببخشند، اما در اين ميان نقش اول و برجسته را شخص مقام معظم رهبري بر عهده داشتند، چرا كه ايشان با رهنمودهايشان اين جريان اصولگرا را هدايت كردند و عمده اين راه را هم بر عهده دانشجويان گذاشتند كه اثر عملي اين قالبشكني در انتخابات شوراهاي دوم به صورت محدود و در مجلس هفتم به صورت مفصل و گسترده ديده شد.
صفارهرندي با اشاره به اينكه اين رويه تا اواخر دهه 70 به صورت جسته و گريخته ادامه داشت و اين جريان وفادار به انقلاب به آرامي و با تغييرات جديد خود را معرفي ميكرد، خاطرنشان كرد: عملا وارد مرحلهاي شديم كه يك جناح جديد به اسم جريان اصولگرايي در كشور شكل گرفت كه هم گفتمانش با گذشته متفاوت بود، هم آرمانهاي متعاليتري داشت و هم اهل زد و بندهايي از جنس نشستن در اتاقهاي دربسته و فارغ از جامعه تصميم گرفتن و يا اينكه يك جلسه خدمت هاشمي رفسنجاني بروند و اين فرد بگويد من چنين چيزي را مصلحت نميدانم و اين موضوع حذف و اصلاح شود، نبودند و اين يك موفقيت بزرگ براي اين جناح بود.
وي اضافه كرد: در صحنه سياسي، طرف مقابل، به موازات توفيقاتي كه براي اين طرف حاصل ميشد، در موضع تدافع قرار گرفته بود و سعي ميكرد وحدت در گروه را براي خود حفظ كند، اما اين موضوع شدني نبود و دليلش نيز اين بود كه آنها آرمان مشتركي نداشتند و سليقههايشان در اداره كشور با يكديگر متفاوت بود، اين تعارضي كه بين گروهها و احزاب اصلاحطلب وجود داشت، خود به خود زور اين جماعت را كم ميكرد و در موقع انتخابات شانس آنها را براي دسترسي به قدرت كاهش ميداد.
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينكه شكلگيري شوراي شهر دوم در تهران و شهردار برآمده از اين شورا، اولين آزمون عملي جريان اصولگرا در صحنه اداره كشور ارزيابي ميشد، گفت: در آن زمان طرف مقابل ميگفتند اين ادعاها كه اگر انقلاب را دوباره به مسير حقيقي خود برگردانيم و آرمانهاي امام را در دستور كار قرار داده و از رهبري تبعيت كنيم، به مردم بيشتر خدمت خواهد شد، فقط در حرف امكانپذير است و در عمل كارگشا نخواهد بود اما اين مباحث در عمل زماني محك خورد كه يك كار اجرايي مانند شهرداري تهران به دست اين طرف افتاد و آزمون خوبي نيز پس داد.
صفارهرندي ادامه داد: زماني كه مجلس هفتم شكل گرفت، جامعه با مجلسي مواجه شد كه گفتمان اصلي خود را از مباحث دل آزار سياسي كه مجلس ششم اسير آن بود و به جامعه منتقل ميكرد، جدا كرده بود و تمام تلاشش بر روي اين بود كه چه طور ميتوان بهتر خدمت كرد و بر احوال معيشت و روزمره مردم تاثير بيشتري گذاشت، در واقع گفتمان قالب تغيير كرده بود و مردم اين را حس مي كردند.
وي ادامه داد: مردمي كه قبلا شنيده بودند مزروعي نماينده مجلس ششم ميگفت "ما براي توسعه سياسي آمدهايم و مسائل معيشتي مردم هيچ ربطي به مباحث مورد دغدغه ما ندارد" اكنون با مجلسي روبرو بودند كه اصرار داشت، دولت بايد پيگير مسائل معيشتي مردم باشد.
صفارهرندي افزود: يكي دو سال آخر، به دولت اصلاحات سخت گذشت، از اين جهت كه عليرغم ميلش بايد تغيير گفتمان ميداد لذا آنها شروع كردند به درآوردن شكلك از اين نوع كه ميخواهند به وضعيت معيشت مردم رسيدگي كنند، حقوق برخي طيفها را بالا بردند و سعي كردند به رغم ميلشان جلوي گراني را بگيرند يعني نه اينكه از ارزاني بدشان بيايد بلكه ميلشان اين بود كه در محيط اقتصادي دخالت نكند ولي آن سال مجبور به دخالت شدند و جلوي افزايش قيمتها را گرفتند.
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي با اشاره به اينكه با روي كار آمدن دولت نهم آخرين سنگري هم كه متعلق به جريان اصلاحطلب بود، از هم فروپاشيد، گفت: همه كانونها در كنترل و اختيار جناح اصولگرا قرار گرفت و حالا تصوري كه در ذهنها مينشست اين بود كه عليرغم برآورد قبلي طرف مقابل كه معتقد بود جريان وفادار به خط اصيل انقلاب و ايستاده در برابر غرب و امريكا و جريان مدافع محرومين و مخالف برخورداري زيادهخواهان عرضه حكومت كردن ندارد، يك مرتبه چشم باز كردند و ديدند مردم به اين جريان اعتماد كردند و همه قواي كشور را به آن سپردند.
صفارهرندي در ادامه يادآور شد: يكي از دلايل و انگيزههاي اصلي موسوي براي آمدن به صحنه نيز همين قضيه بود، چراكه تا پيش از آن در بين خود اصلاحطلبان نيز گفته مي شد كه ديگر كسي نميتواند با مدل حكومت داري دهه 60 و زمان امام اين مملكت را اداره كند.
صفارهرندي ادامه داد: تا قبل از دولت نهم چندين بار به موسوي پيشنهاد شده بود كه نامزد انتخابات شود اما او پاسخ داده بود كه شرايط با گذشته فرق كرده و ديگر جامعه پذيراي كسي مثل من كه مدل خاصي را در دهه 60 براي اداره كشور داشتم، نيست، اما وقتي دولت احمدينژاد سركار آمد و مجلس، مجلس اصولگرا شد و مردم اعتماد كردند و در مجلس هشتم هم دوباره همان گفتمان مجلس هفتم قالب شد، موسوي به فكر افتاد كه وارد صحنه شود.
وي افزود: دليل اصلي اغوا شدن موسوي براي اينكه ميتواند به صحنه بيايد و بزند و ببرد، اين بود كه وقتي مدل احمدينژاد جواب ميدهد يعني مدل انقلاب جواب ميدهد پس من ميآيم، مني كه نسخه اصلي آن هستم و او بدل من است.
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: در حقيقت تحولات سياسي ساليان اخير متاثر از يك چرخش اساسي در مسير انقلاب است، مسيري كه نظام در حال طي كردن بود و به نظر ميرسيد كه براي برخيها جا افتاده بود كه انقلاب به پايان رسيده و نظام با مدلهاي سابق خود ديگر نميتواند ادامه حيات دهد لذا تاجزاده وزير كشور دوره دوم خاتمي، جلساتي را به اسم جلسات مطالعه و پژوهش برگزار ميكرد و دستور اين جلسات آن بود كه چه طور ميتوانيم مدلي را براي آينده انقلاب و نظام پيشبيني كنيم كه ضمن حفظ ظاهري جمهوري اسلامي از آن عبور كرده و جمهوري عرفي سكولار را بدون اينكه قانون اساسي را تغيير دهيم در كشور جايگزين جمهوري اسلامي كنيم.
صفارهرندي ادامه داد: آنها ميدانستند كه قانون اساسي را نميتوانند تغيير دهند، چون به اراده رهبري بند است و رهبري نيز محكم ايستاده بود لذا چارهاي نداشتند جز اينكه اين جمهوري را به يك جمهوري سكولار و عرفي تبديل كنند و به دنبال يك گفتمان جمهوري غيرديني باشند كه ظاهرا از عناصر الهامبخش پشت صحنه آن رامين جهانبگلو، حسين بشیريه و كيان تاجبخش بودند كه آن زمان تاثيرگذاري فراواني در هدايت اين جمع به اين نقطه داشتند البته حجاريان هم از كساني بود كه اين اتفاق را باور كرده بود، منتها او از اينكه دست به تركيب قانون اساسي زده شود و يا برخلاف آنچه كه در قانون اساسي پيش بيني شده بخواهد حركتي انجام شود، ميترسيد.
وي اضافه كرد: قبل از ترور حجاريان، من در برنامههايي در دانشكده كشاورزي كرج دعوت داشتم كه دعوتكنندگان آن اصلاح طلبان بودند؛ سخنران قبل از من حجاريان بود؛ وقتي من رسيدم بحثها و سوالاتي كه مطرح ميشد در اين باب بود كه چرا كار جمهوري اسلامي را يكسره نميكنيد؟ و حجاريان ميگفت كه عبور از قانون خسارتهاي زيادي براي ما دارد، ما بايد بگرديم و راهي پيدا كنيم كه اين خسارت بزرگ را متحمل نشويم.
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينكه در آن حال و هوايي كه طرف مقابل گمان ميكرد كه ديگر بايد فاتحه جمهوري اسلامي خوانده شود، دولتي سركار آمد كه با اوج وفاداري به نظام و انقلاب توانايي جذب مردم را به اين گفتمان داشت، تاكيد كرد: دولت توانسته يك نشاط سياسي را به بدنه اجتماعي منتقل كند و استقبال مردم از احمدينژاد در سفرهاي استاني او نشانه جذب مردم به اين گفتمان بود، اما اگر بخواهيم علميتر و سنجيدهتر موضوع را دنبال كنيم بايد در يك صحنه حساب شده سياسي جذب مردم به گفتمان اصولگرايي را محك زد كه انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري نقطه محك زدن خوبي براي جذب مردم به جريان اصولگرايي بود.
صفارهرندي وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي ادامه سخنان خود اظهار داشت: در تحليل سطح اجتماعي جامعه بايد گفت، نظام و بدنه مردمي آن پيش از دوران اصلاحات به دليل حاكم بودن اين گفتمان در بين مردم كه عدهاي از مسئولان حواسشان است كه مملكت به كدام سمت ميرود و لازم نيست كه ما مداخله كنيم و بزرگان كشور در جلسات تصميم ميگيرند و تصميم آنها براي ما كفايت ميكند، دچار رخوت شده بودند.
وي افزود: تا پيش از وقايع دوم خرداد و پس لرزههاي پس از آن، استنباط عمومي جناحهاي خودي و توده مردم و اجتماعات حزبالهي اين بود، اما پس از دوم خرداد و ضربهاي كه به نظام وارد شد، تكان بزرگي را در بين جبهه خودي و نيروهاي اجتماعي ايجاد كرد و آنها را از رخوتي كه دچارش شده بودند، جدا كرد.
* بسيج و دانشگاهيان دو قشر اصلي مؤثر در بازگشت انقلابيون به مسئوليتهاي اجرايي كشور بودند
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي ادامه داد: بخش عمده اين جوشش و تحرك در جبهه دانشجويان و قشر دانشگاهي نيروهاي خودي اتفاق افتاد و در كنارش نيز تحركي در بين جامعه جوان حوزوي ما ايجاد شد همچنين بخش ديگر اين تحرك و نشاط را جايي به نام بسيج ايجاد كرد، كه نبايد از آن غافل شد چراكه بسيج نقش تأثيرگذاري در تغيير شرايط جديد داشت يعني اگر ما با گفتمان انقلاب اسلامي از شرايط رخوت و رهاشدگي به شرايط نشاط تازهاي كه در جامعه پيدا شدهبود، رسيدهايم، تفكر و گفتمان بسيج نقش بسيار گستردهاي در آن داشت.
صفارهرندي با بيان اينكه بسيج يكي از عوامل مؤثر در اين بود كه جريان اجتماعي معطوف به اصولگرايي به اين ميدان بيايد، گفت: نگاه امام در پايهگذاري تفكر بسيج اين بود كه اگر همه جبههها خود را فراموش كردند و انقلاب را از دست دادند، نيروي بسيجي و تفكر بسيج تنها جايي است كه همواره به نظام وفادار خواهد ماند.
* مدل فكري هاشمي رفسنجاني اين بود كه مشاركت حداقلي در انتخابات به نفع مركزيت انقلاب است
وي تصريح كرد: تا قبل از دوم خرداد مديران سياسي از مردم واهمه داشتند و هاشمي رفسنجاني نيز هميشه در مسائل اداري كشور مدل فكرياش اين بود كه مشاركت حداقلي در انتخابات به نفع مركزيت انقلاب است اما در آستانه انتخابات دوم خرداد، مقام معظم رهبري بر حضور حداكثري مردم در انتخابات تأكيد ميكنند.
صفارهرندي يادآور شد: هاشمي نيز بعدها گفت كه من براي همين ميگفتم كه اگر اكثريت مردم به صحنه بيايند جريان مورد علاقه شما روي كار نميآيد ولي در انتخابات بعدي نيز باز هم مقام معظم رهبري فرمودند: من اميدوارم حداكثر مردم در انتخابات شركت كنند.
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينكه در جوامع ما سه دسته جناح و گروه به صورت توده و انبوه تجمع كردهاند، گفت: گروه اول كساني هستند كه در پاي حفظ اين سيستم تا آخرين قطره خون ايستادهاند، اينها جريان حافظ و نگهبان نظام هستند؛ دسته دوم جرياني است كه تمام تلاشش واژگون كردن اين سيستم است كه آنها اپوزيسيون انقلابي هستند كه ميخواهند ريشه اين انقلاب را بزنند اما يك جماعت ديگر نيز هستند كه نه به اين نگاه تعلق دارند و نه به نگاه ديگر و اكثريت مردم جامعه را شامل ميشوند در نتيجه ميتوان اينطور گفت كه نسبت كلي جمع دو گروه اول 20 تا 30 درصد حداكثر جمعيت جامعه را شامل ميشود و بين 70 تا 80 درصد جامعه به جريان سوم كه جريان عمومي جامعه است، تعلق دارند.
* در سال 76 مردم براي نه گفتن به هاشمي به ناطق رأي ندادند
صفارهرندي ادامه داد: ناطقنوري در انتخابات دوم خرداد در گفتماني ظاهر شد كه مردم ميخواستند آن را به زير بكشند، چراكه مردم از هاشمي گسسته بودند و از آنجايي كه ناطق گفت من دنباله رو همان دوره هستم، مردم به او رأي ندادند. با وجود اينكه هاشمي از خاتمي طرفداري ميكرد اما احساس جامعه اين بود كه هاشمي پشت سر ناطق است لذا جريان زمان هاشمي رفت و پشت سر گفتماني جديد كه ميخواست وضعيت را تغيير دهد، كوپه شد. اما در دوره احمدينژاد اين ماجرا معكوس شد يعني سال 84 وقتي كه انتخابات بين احمدينژاد كه شعاري جديدي داشت و هاشمي كه دنباله رو خودش و جريان دوم خرداد بود، ادامه يافت احساس مردم اين بود كه بايد به دنبال احمدينژاد بروند.
* جريان مدعي تقلب اگر چشمش را باز ميكرد پيش از انتخابات شكستش را حتمي ميديد
وي افزود: مسئلهاي كه در انتخابات اخير شاهدش بوديم، نوعي شناسايي درست آن جريان اجتماعي وسيع و تودهاي است كه راي اصلي را آنها رقم ميزنند، بنابراين كساني كه به دنبال پيدا كردن تقلب بزرگ و تقلبي كه موجب شود رايها جابه جا شود، بودند، اشتباه بزرگي كردند چرا كه اينها اگر چشمهايشان را باز ميكردند و قبل از انتخابات صحنه را ميديدند، ميفهميدند كه اين انتخابات را باختهاند؛ چنانچه افراد زرنگ اين جريان اين كار را كردند اما برخي از جريانات دنبال اين بودند كه با تحريك مردم در صحنه اجتماعي، جامعه را مشغول به اين مسائل كنند.
* احمدينژاد در اعتمادسازي مردم نسبت به دولت تا سطح عميقي پيش رفت
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينكه به صحنه آمدن درست و با نشاط مردم بعد از اين چند سال اتفاق مباركي بود، خاطرنشان كرد: تمركز اين اتفاق در جاهايي كه دولت بهتر عمل كرده بود بيشتر بود؛ به عنون مثال در جنوب كرمان و با توجه به اينكه كرمان به لحاظ سياسي متعلق به جناحي خاص است و شخصيتهاي برجسته آنجا نيز به همان جناح تعلق دارند اما تا پيش از دولت نهم در جنوب كرمان هيچ فعاليت مبنايي نشده بود و خيابانهاي شهري كه مركز شهرستان تلقي ميشد، خاكي بود كه با سرمايهگذاري اين دولت در جنوب كرمان و با توفيقات بزرگي كه نسبت به قبل در اين مناطق اتفاق افتاد باعث شد كه احمدينژاد در بسياري از روستاهاي آن منطقه راي صدردرصد بياورد.
صفارهرندي اضافه كرد: اين تغييرات مباني كه در بخشهاي قابل توجهي از كشور حاصل شده بود موجب شد تا آن جمعيت 70-80 درصدي احساس كنند كه احمدينژاد و جريان اصولگرايي براي خدمت آمدهاند و از اين طريق اعتمادشان به نظام جلب شد لذا از اين جهت بايد گفت كه احمدينژاد در اعتماد سازي مردم نسبت به اين جريان تا سطح عميقي پيش رفت.
* انتقاد صفارهرندي به انتخاب مشايي
وي ادامه داد: به تبع اين نگاه در كار دولت احمدينژاد نقطه ضعفي نيز ديده ميشود و آن اينكه اگر جريان اجتماعي را به دو شاخصه توده مردم و نخبگان اجتماعي تقسيم كنيم احمدي نژاد در جلب اعتماد جريان نخبه اجتماعي كامياب نبود البته اين به اين معنا نيست كه هيچ كدام از نخبگان حامي دولت نيستند، چه بسا بسياري از علما، اساتيد و دانشجويان همراه و طرفدار دولت بوده و هستند.
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي در ادامه با بيان اينكه در برخي مواقع انتقاداتي نيز به احمدينژاد وجود دارد، اظهار داشت: مثلا وقتي گفته ميشود گاهي احمدينژاد در انتخاب دستياران و همكاران خود قواعدي كه همه بايد به آن ملتزم باشند، را زير پا ميگذارند، كار به جايي ميرسد كه من هم كه رفيق نزديك و همكار او هستم، به اين نتيجه ميرسم كه اين انتقادات در برخي موارد كاملاً درست است كه از آن جمله ميتوان به انتخاب كردان و مشايي اشاره كرد.
* موسوي خویينيها از ابتدا با ولايت فقيه مخالف بود
صفارهرندي در ادامه اين نشست، در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه چه دليلي موجب شد تا موسوي و افرادي از اين دست دچار نوعي تجديدنظرطلبي در افكار و گفتمان انقلاب شدند، اظهار داشت: اينكه چطور يك نفر ممكن است به وادي بازگشت از گفتمان انقلاب و اسلام و جمهوري اسلامي برسد، از چندين جنبه قابل بررسي است.
وي افزود: در مباحثي كه مقام معظم رهبري در بخش عوام و خواص مطرح كردهاند به اين مسئله پرداخته شده است، اما موضوع ديگري كه بايد مد نظر قرار بگيرد اين است كه انسانها وقتي از نقطه كانوني يك واقعه فاصله ميگيرند با غفلت و فراموشي مواجه ميشوند.
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينكه وقتي از انقلاب دور ميشويم ممكن است از انديشهها و انگيزههاي آن نيز دور شويم، تصريح كرد: موسوي خوئينيها پس از رحلت امام(ره) و در دوران ابتدايي رهبري حضرت آيتالله خامنهاي با رهبري ايشان مخالف بود و هميشه نسبت به موضوع رهبري ايشان واكنش منفي نشان ميداد كه بخشي از شيطنتهاي كنوني وي نيز متاثر از همان نگاه قديمي است.
صفارهرندي ادامه داد: موسوي خوئينيها در يكي از كلاسهاي درسش در يكي از واحدهاي دانشگاه آزاد عنوان ميكند كه ولايت مطلقه فقيه اساسا مسئله قابل قبولي نيست و نميشود آن را پذيرفت. از وي سوال ميشود كه شما كه جزو گروه محوري بوديد كه در زمان امام كساني را كه نسبت به مسئله ولايت فقيه تشكيك عملي كرده بودند به ضديت با اسلام متهم كرده و گفتيد كه ضد انقلاب و طرفدار اسلام آمريكايي هستيد پس چطور اين حرف را ميزنيد؟
وي اضافه كرد: موسوي خوئينيها گفته بود كه من زمان امام(ره) هم ولايت مطلقه را قبول نداشتم اما از آنجايي كه امام جاذبه فوقالعادهاي داشت و ما نيز از شاگردان ايشان بوديم رويمان نميشد كه جلوي امام مخالفت كنيم اما حالا كه اين شرايط نيست، من ميگويم كه از ابتدا هم اين مسئله را قبول نداشتهام.
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي در ادامه
با بيان اينكه مشابه اين صحبتها را نيز ميتوان در صحبتهاي آدمهاي
كوچكتر اين جريان نيز ديد، اظهار داشت: از آن جمله ميتوان به سخنراني
كديور در كانادا پس از فتنههاي اخير و در مراسمي كه براي كشتهشدگان اين
ماجرا گرفته شده بود اشاره كرد كه ميگويد "اين اتفاقات نشان داد كه حكومت
ديني بر پايه جمهوري ولايي اساسا موضوعيت ندارد و در دوره امام نيز اين
حكومت به دليل رابطه امام با مردم و نقش و سيطره معنوي ايشان قابل تحمل
بود، اما پس از امام تضاد بين دين و سياست برجسته شد. "
صفارهرندي تاكيد كرد: از صحبتهاي اين افراد ميتوان فهميد كه اين عده از
ابتدا نيز با نظام اسلامي و ولايت فقيه زاويه داشتند و اكنون مشكلاتشان در
حال بروز كردن است يعني تجديد نظرطلبي اكنون اينها موثر از زمينههاي
قبليشان بود.
وي در خصوص بخش ديگري از افراد كه دچار تجديد نظرطلبي در افكارشان ميشوند، گفت: يك عده هستند كه موضعشان مسائل فكري و نظري نيست، اينها افرادي هستند كه در صحنه عمل و وقتي منافعشان به خطر ميافتد ديدگاهشان عوض ميشود كه طلحه و زبير نمونه تاريخي اين افراد هستند، كساني كه حاضر بودند براي به حكومت رسيدن امام علي (ع) شمشير بزنند اما زماني كه ميخواستند ويژهخواري كنند بر سر امتيازطلبي با امام علي(ع) جنگ كردند.
صفارهرندي با بيان اينكه بخش ديگري از اين افراد كساني هستند كه مرعوب ميشوند يادآور شد: اين افراد زماني كه احساس كنند جايگاه و موقعيتشان به خطر افتاده مرعوب شده و زير بار هر فشار و تهديدي ميروند و حتي حاضرند با دشمنان نيز بر سر ميز مذاكره بنشينند اما عده ديگري از اين جمع نيز كساني هستند كه همواره متاثر از فضاهايي ميشوند كه در اطرافشان به وجود ميآيد كه از اين دست افراد نيز در مسئولين مكرر داشتهايم، يعني كساني كه دائم موضع اصولگرايانه افراطي ميگرفتند و حالا معكوس شدهاند و حتي در ضديت با ولايت فقيه نيز قرار دارند.
نوشته شده توسط علیرضا مجیدزاده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388 ساعت 23:8 موضوع گزارش | لینک ثابت
مشاور
رسانه اي رييس جمهوري تاکيد کرد با توجه به شرايط داخلي که هم اکنون در
کشور وجود دارد و نمادي که دخترم در مصاحبه خود استفاده کرده، قطعا يک
جريان سياسي داخلي از اين قضيه و ساخت اين فيلم حمايت مي کند.
دکتر "مهدي کلهر" در گفت و گو با ايرنا با بيان اين مطلب اظهار داشت: "به نظر من اين ماجرا نيز يکي از مصداق هاي جنگ رسانه اي و نرمي است که مخالفان دولت و نظام جمهوري اسلامي به راه انداخته اند."
وي با تاکيد بر اين که از توليد و محتواي فيلم دخترش (نرگس کلهر) هيچ گونه اطلاعي نداشته است، افزود: "من سال هاست که از همسر قبلي ام جدا شده ام و دليل جدايي ما هم کاملا سياسي و از جانب ايشان بود."
کلهر با بيان اين که همسر سابقش از
مخالفان سرسخت دکتر "محمود احمدي نژاد" رياست جمهوري بوده است، خاطر نشان
کرد اختلاف نظرها از سال 1384 شروع شد و نهايتا بعد از سال ها زندگي مشترک
از هم جدا شديم.
مشاور رسانه اي رييس جمهوري، با اشاره به اين که هم اکنون دخترش بزرگ شده و حدود 26 تا 27 سال دارد، يادآور شد وي مدت هاست که با مادرش زندگي مي کند و براساس گفته هاي ديگران، در مصاحبه اي که با رسانه هاي غربي داشته، پدرش را به جدايي از آقاي احمدي نژاد نصيحت کرده است.
کلهر تصريح کرد که دخترش در اين مصاحبه اظهار داشته که سال هاست با مادرش زندگي مي کند. ضمن اين که يک سال هم هست در خارج از کشور به همراه مادرش به سر مي برد.
به گفته کلهر، دختر وي به لحاظ قانوني براي خروج از کشور نيازي به اجازه پدر ندارد و وي نيز هيچ اطلاعي از خروج نرگس از کشور نداشته است.
مشاور رسانه اي رييس جمهوري گفت: "من فقط تا يک ماه پيش مخارج تحصيل و زندگي دخترم را از طريق يک حساب بانکي پرداخت مي کردم."
"نرگس کلهر" به تازگي فيلمي با عنوان "خيش (Rake)" را بر اساس رماني از "فرانس کافکا" ساخته که قرار است در جشنواره فيلم نورنبرگ به نمايش در آيد.
چند روز قبل يک سايت ضدانقلاب و نيز يکي از راديوهاي بيگانه ادعا کرد با نرگس کلهر که اخيرا فيلمش در جشنواره نورنبرگ نمايش داده شده، گفت و گو کرده است که بخشي از مصاحبه اين سايت در ادامه آماده است.
در اين مصاحبه از قول نرگس کلهر آمده است: "من بيش از يک سال است که با پدرم رابطه اي ندارم. بعد از متارکه والدينم، با مادرم زندگي مي کنم و هيچ کس از خروجم از کشور خبر ندارد. فيلم را فرستادم و بعد نامه اي برايم آمد مبني بر اين که فيلم پذيرفته شده. در ايران هم که بودم کار تدوين مي کردم و خرج زندگي ام را در مي آوردم. چند فيلم کوتاه هم ساختم که به هيچ کدام اجازه يا مجوز پخش ندادند. اين يکي را بدون مجوز ساختم. چون مي خواستم کار تجربي کنم. ضمن اين که به کسي نگفته ام دختر فلان کس هستم؛ نمي خواهم اسم کسي پشتم باشد."
اين سايت افزوده است: "نرگس کلهر، دختر مهدي کلهر مشاور محمود احمدي نژاد که با فيلمي در محکوميت شکنجه به فستيوال حقوق بشر نورنبرگ آلمان رفته بود، به غرب پناهنده شد تا ضمن نشان دادن آن که با پدرش ارتباطي ندارد، اين را نيز گفته باشد که «اگر قرارست از بين برويم، بگذاريد خودمان راه مان را انتخاب کنيم.»
نوشته شده توسط علیرضا مجیدزاده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ساعت 21:50 موضوع گزارش | لینک ثابت
تعدادي از حاميان موسوي كه قصد داشتند در آستانه شهادت امام صادق(ع) جشن تولدي را براي محمد خاتمي در دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي برگزار كنند، با اعتراض به دانشجوياني كه در محوطه اين دانشگاه ايستگاههاي صلواتي برپا كرده بودند، موجب درگيري در اين واحد دانشگاه آزاد شدند.
به گزارش فارس، در حالي امروز سهشنبه تعدادي از دانشجويان دانشكده فني دانشگاه آزاد واحد تهران مركزي به مناسبت شهادت امام ششم شيعيان ايستگاه صلواتي برپا كرده بودند، تعدادي از حاميان مير حسين موسوي كانديداي شكست خورده در انتخابات دهمين دوره رياستجمهوري قصد برگزاري جشن تولد سيد محمد خاتمي را در شب شهادت امام جعفر صادق(ع) داشتند.
بنابراين گزارش، حاميان موسوي در مقابل ايستگاه صلواتي تجمع كرده و شعارهايي را بر ضد دولت سر دادند.
دانشجويان برگزار كننده ايستگاه صلواتي نيز در مقابل شعارهاي مانند «مرگ بر منافق» و «مرگ بر ضد ولايتفقيه» سر دادند.
در اين بين درگيريهايي ميان دانشجويان برپا كننده ايستگاههاي صلواتي و عناصر حامي موسوي رخ داد و پس از دقايقي اين دانشجويان بوسيله حراست به بيرون از دانشگاه هدايت شدند.
اين درحالي است كه يكي از دانشجويان اين دانشگاه در گفتگو با فارس اعلام كرد بيرون رانده شدن تجمعكنندگان حامي موسوي به بيرون از دانشگاه تا حدي مشكوك به نظر ميرسد چرا كه احتمال دارد اين اقدام در راستاي كشانده شدن تجمع سبزها به بيرون از دانشگاه كه موجبات ناامني شهروندان را فراهم ميكند، انجام گرفته باشد.
نوشته شده توسط علیرضا مجیدزاده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ساعت 19:49 موضوع گزارش | لینک ثابت
خبرگزاري فارس: احمدينژاد در ابتداي سخنان خود در مراسم بزرگداشت حافظ سلام گرم مقام معظم رهبري را به مردم اين استان ابلاغ كرد.

نوشته شده توسط علیرضا مجیدزاده در دوشنبه بیستم مهر 1388 ساعت 19:54 موضوع گزارش | لینک ثابت
صندوق پستی
| * نام و نام خانوادگی : | |
| آدرس وب سایت : | |
| * آدرس ایمیل: | |
| سن : | |
| شهر : | |
| تلفن : | |
| آدرس : | |
| نحوه تماس با شما: | تلفن: آدرس ایمیل |
| نحوه آشنایی شما با ما: | |
| موضوع پیام: | |
| *پیام: |
|
|
| |
آخرین نوشته ها
آنها که از نام گذشتند، آنها که از انقلاب گذشتند
آقاي هاشمي چرا سكوت كردهايد؟
عصبانيت روزنامههاي حامی موسوي از راهپيمايي 13 آبان
وادادگان غرب پيروزي اخير دولت در پرونده هستهاي را تخطئه ميكنند
ويژه سي سالگي اشغال لانه جاسوسي آمريكا
متانت صفار کنترل عصبی سبزها را برهم زد
تفاهم سبز موسوي با شيطان بزرگ
لاريجاني: با موفقيت كودتاي موسوي اسلاميت نظام از بين ميرفت
اول تنبيه متجاوز بعد آتشبس
شهادت فرماندهان ارشد سپاه در یک حمله تروریستی