شنبه بیست و یکم آبان 1390
نامه چاوز خطاب به احمدینژاد
هوگوچاوز در پیامی به محمود احمدی نژاد از تعویق دیدارش با رییس جمهور کشورمان ابراز تاسف کرد.
به گزارش خبرآنلاین رییس جمهور ونزوئلا در پیام خود با اشاره به آزادی دو کوهنورد آمریکایی توسط ایران گفت: چقدر خوشحال شدم که توانستم به لطف میانجیگری به موقع دوست خود شینپن (Sean Penn) سهم هر چند مختصری در این رویداد داشته باشم.
در متن پیام هوگوچاوز آمده است:
برادرم
محمود احمدینژاد
رییسجمهوری اسلامی ایران
به نمایندگی از مردم ونزوئلا، سلام و درود گرم و برادرانه مرا پذیرا باش. همچنین احترامات فائقه، تحسین برانگیز و مملو از محبت ما را به ملت قهرمان و استوار ایران نثار کن و به آنها بگو که دلاوری و شجاعت تاریخی، عزت و شرافت درخشان شما را ارج نهاده و گرامی میداریم.
بنده نخستین فردی بودم که از تعویق دیدارت از ونزوئلا که قرار بود در تاریخ 24 سپتامبر گذشته انجام گیرد، ابراز تاسف کردم. هماکنون میخواهم از اینکه وضعیت بغرنج مربوط به روند بهبودی سلامتیام را در نهایت عطوفت درک نمودی، از تو تشکر کنم و صمیمانه بگویمت که: تو را ای برادر برای همیشه میفهمم و درک میکنم.
سیمون رودریگز، متفکر بزرگ و آموزگار سیمون بولیوار ازادیخواه سرشناس در نامهای معروف به تاریخ 1827 به وی میگفت: ای دوست، به عقیده من کسی که از لحاظ فیزیکی، ذهنی و اخلاقی با من همدل و همزبان باشد، محبت خود را به من اظهار مینماید.
این سخنان آگاهانه را برای خود تعمیم میدهم تا بدین شکل برجستگی رفاقت و دوستیام را با تو ابراز نمایم. به طور مشابه ضروری است تا عینیت یافتن این عبارات را در کلام پیامبر بزرگوار حضرت محمد(ص) یادآور شوم که میفرمود: هر فردی شخصیتی مشابه دوستی خود دارد، لذا باید دوستان خود را به نحو احسن انتخاب نماییم. به همین دلیل همواره خداوند لایزال را از اینکه از محبت و دوستیات برخوردارم، شکر میگویم؛ خداوند رحمان و بلند مرتبهای که ما را هدایت میکند؛ که ما را از لحاظ فیزیکی، ذهنی و اخلاقی در خط مقدم مبارزه برای حیات و بر ضد فنا و نابودی، با یکدیگر متحد ساخته است.
به تو اطمینان خاطر میدهم که در کمتر از چند هفته حضورت را در وطن سیمون بولیوار خوشآمد میگویم. این دیدار ائتلاف استراتژیکمان را تحکیم خواهد بخشید. اتحاد نمونه و بینظیر که در دنیای کنونی ایجاد نمودهایم. ایران و ونزوئلا در مسیر پهناور و پربار همکاری و تعاون حرکت میکنند و نشان میدهند که هنگامی که دوستی میان ملتها واقعی باشد هیچ فاصلهای میان آنها وجود ندارد؛ هنگامی که ارادهها براساس واقعیات و اصول، به جنب و جوش در میآیند.
قصد دارم از فرصت استفاده کرده و از سخنانت در سازمان ملل متحد تقدیر نمایم. بار دیگر با همراهیت صدای دلیرانه ایران را همچون چالشی بزرگ در برابر امپریالیسم به گوش شنیدیم، فریادی که با انعکاس آن، صدای تمامی ملتهایی که خودخواهان تعیین سرنوشت کشورشان هستند، از آن قوت گرفت. تمامی ملتهایی که برای سرانجامی به مراتب انسانیتر مبارزه میکنند. صدای تو با تمام نیرو و توان برای آنکه از جانب تمامی ما سخن بگویی و حقایق ما را به زبان برانی، برفراز (سازمان ملل متحد) طنینانداز شد.
دوست من، برادر عزیزم
پس از آنکه از آزادی دو جوان آمریکایی ""Joshua Fattal و "Shane Bauer" که به اقدام برای جاسوسی مظنون شناخته شده بودند، مطلع گشتم، دستم را بر روی قلبم گذاشتم و به خودم گفتم که هنوز هم مسوولانی هستند که سنت سخاوت و مردانگی را فراموش نکرده و شرافت انسانی را ارج نهاده و محفوظ نگاه میدارند.
چقدر خوشحال شدم که توانستم به لطف میانجیگری به موقع دوست خود شینپن (Sean Penn) سهم هر چند مختصری در این رویداد داشته باشم.
هوگوچاوز فرییاس
سه شنبه پنجم بهمن 1389
مجید كوهی دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان از دیدار اعضای جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان با آیتالله علمالهدی عضو مجلس خبرگان رهبری و مباحث مطرح شده در این دیدار خبر داد.
وی گفت: در این دیدار آیتالله علمالهدی با اشاره به كلام رهبری و برخی از بزرگان در مورد فتنه بزرگتر، تصریح كرد: عدهای با استفاده از این سخن صحیح در صدد ایجاد شبهه و مغلطه بوده و كسی را كه با وی مخالف هستند مخاطب این كلام قرار میدهند و این خود همان فتنه و توطئه است چرا كه موقعیت جریانات سیاسی در كشورها به گونهای است كه هر جریانی با سوء استفاده از اتفاقات و موقعیتها، برای جریان خود یارگیری میكند.
كوهی در ادامه با افزود: آیتالله علمالهدی در ادامه گفت: در اینجا نیز برخی جریانات از این سخن به عنوان ابزاری برای كوبیدن دولت استفاده كردهاند و فتنه بزرگتر را همان حاشیهای كه پیرامون دولت ایجاد شده است عنوان میكنند.
به گفته دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان نماینده مردم مشهد در مجلس خبرگان ادامه داد: عده دیگری نیز كه مخالف جریان مقابله با فتنه سال گذشته بودند، میگویند كسانی كه در جریان این فتنه به حمایت از انقلاب و رهبری و به مبارزه علیه فتنه پرداخته بودند، عن قریب از اعتقادات خود عدول كرده و ضد رهبری و نظام در استخدام یك جریان خاص سیاسی در میآیند و این همان فتنه بزرگتر است.
كوهی گفت: آیتالله علمالهدی در تبیین برداشت صحیح از سخن رهبری مبنی بر فتنه بزرگتر خاطرنشان كرد: واقعیت این است كه دشمن در قضیه فتنه ضربه خورد چرا كه دشمن كسانی را كه برای مقابله با نظام به تعبیر مقام معظم رهبری هل داده بود، با شكست مواجه شده؛ فتنه بزرگتر این است كه دشمن با نفوذ در جریانات مختلف خصوصا در قالب نهادهایی كه محور اقتدار نظام است دوباره بیایند و در عرصه سیاسی قدرت را به دست گیرند و از طرف دیگر هم جریانات سركوب شدهای مثل كارگزاران و مشاركت را بازسازی كرده و دوباره وارد عرصه سیاسی كنند.
دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان ادامه داد: آیتالله علمالهدی با اشاره به اینكه اگر این جریانات برای قسمتهای مختلف نظام بخواهند كاندیدا پیشنهاد دهند، مردم به دلیل دستیاری آنان در فتنه به آنها رای نخواهند داد، افزود: بنابراین این جریانات 2 راهكار در پیش گرفتهاند یكی آن كه از قالب نفوذ در نهادها وارد عرصه شوند كه این فتنه بزرگتر است چرا كه در پوشش بیشتر و با ادبیات دینیتری وارد خواهند شد و میدانیم كه فتنه هرچه آشكارتر باشد كوچكتر و هر چه در پوشش و لفافه باشد بزرگتر خواهد بود و خط دومی كه در پیش گرفتهاند این است كه در سران فتنه تفكیك ایجاد كنند و با به وجود آوردن یك اختلاف تاكتیكی برای مثال آقای خاتمی را از موسوی و كروبی جدا كنند و برای این كار ممكن است آقای خاتمی به عنوان اینكه منتقد به بحث تقلب و یا حتی منتقد به خود جریان فتنه است به عنوان یك فرد تواب و بازگشت كرده دوباره وارد عرصه شود؛ بنابراین فتنه بزرگتر بازسازی مجدد جریان اصلاحات به وسیله دو راهكار گفته شده است.
عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به قسمتهای حاشیهساز دولت افزود: وی با وجود همه مشكلات و انحرافاتی كه دارد تهدیدی برای انقلاب و نظام نیست و اینكه یك عده بیایند و این را به عنوان فتنه بزرگتر تفسیر كنند غلط است و آنان در فكر اهداف شوم خود در تضعیف دولت هستند.
به گفته دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان علمالهدی همچنین افزود: این كه یك نفر كه دارای جایگاهی در دولت است بیاید و حرفهای نابهجا بزند و موضع گیریهای نابهجا كند تهدیدی برای انقلاب نیست بلكه اگر اینگونه نبود و انحرافات فكری وی فاش نمیشد به عنوان تهدید مطرح میشد. چرا كه با توجه به موقعیتی كه در دولت دارد بیشك بالا میآمد و امر بر ما مشتبه میشد و آن وقت تهدید برای نظام بود و از عنایات امام زمان بود كه این فرد با حرفهایی كه زده خود را رسوا كرده است و موقعیت خود را در افكار عمومی از دست داده است. البته وجود این فرد و همفكرانش در قسمتهایی از دولت موجب شده است كه در مدیریتها بعضا نوساناتی پیش بیاید و در جایی از هر لیبرالی لیبرالتر و در جایگاهی دیگر از هر حزباللهی تندتر شود و این نوسان حاصل تاثیر یك جریان اكثریت متدین در دولت و یك جریان اقلیت كج سلیقه در آن است؛ اما این نوسان مدیریتی به اندازه یك درصد از خطری كه اصلاحات برای انقلاب دارد را نخواهد داشت.
یکشنبه سوم بهمن 1389
قرةالعين ناوان مادر شهيدان «مجيد و محسن صادقي» روز پنجشنبه ۳۰/۱۰/۸۹ در حالي كه به همراه همسر و خانواده به قطعه 28 بهشت زهرا (س) رفته بود، در هنگامه اذان ظهر و غبارروبي مزار فرزندان شهيدش در 69 سالگي جان سپرد.

به گزارش رجانیوز، به گفته خانواده شهيدان صادقي روز گذشته وضعيت جسمي وي مساعد بود و عروج ملكوتياش به صورت ناگهاني اتفاق افتاد .
پيكر مادر شهيدان صادقي صبح جمعه ۱/۱۱/۸۹ با حضور همرزمان شهيدان، خانواده شهدا و ايثارگران و امت حزبالله تشييع و در قطعه 55 بهشت زهرا (س) به خاك سپرده شد.
سردار شهيد «مجيد صادقي» متولد 15 مرداد 1339بود كه در عمليات «والفجر 4» با مسئوليت نيروي اطلاعات عمليات لشكر 10 سيدالشهدا (ع) در 12 آبان 1362 در منطقه پنجوين در حالي كه در انتظار تولد اولين فرزندش بود، در 23 سالگي، به شهادت رسيد.

سردار سپاه اسلام شهيد «محسن صادقي» متولد 21 فروردين 1344، پس از شهادت برادرش، در عملياتهاي مختلف دوران دفاع مقدس حضور يافت تا اينكه در عمليات مرصاد با مسئوليت فرماندهي گروهان از سپاه مخصوص ولي امر و در خط مقدم، طي شناسايي از سوي منافقان و پرتاب نارنجكي از سوي آنها، در تاريخ 6 مرداد 1367 به شهادت رسيد و پيكر مطهرش پس از ساعتها تلاش به عقب برگردانده شد.
شهيد «محسن صادقي» نيز همانند برادرش در 23 سالگي و در حالي در آرزوي بر آغوش گرفتن نخستين فرزندش بود، به شهادت رسيد.
سه شنبه بیست و سوم آذر 1389
وبلاگ قطعه 26 فیلتر و صاحب آن ، حسین قدیانی هم تهدید به بازداشت شده
وبلاگ قطعه 26 فیلتر و صاحب آن ، حسین قدیانی هم تهدید به بازداشت شده !!؟؟ چرا؟
حسین قدیانی که در دوران فتنه 88 همه توان خود را برای دفاع از هویت انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی بکار گرفته بود بعد از فتنه هم چهره تزویر اصحاب فتنه و مسئولین بی بصیرت را افشا می کند و در آخرین نوشته اش رئیس قوه قضائیه را خطاب قرار داده و از او می خواهد این میکروبهای سیاسی (اصحاب فتنه) را محاکمه کند و با این درخواست وبلاگش فیلتر شد
من متن نامه را خواندم گرچه قلم حسین تند و تیز است ولی باید دوسنداران و مسئولین نظام را هشیار کند نه اینکه بشکنندش . به قول سید اهل قلم شهید آوینی "در جمهوری اسلامی همه آزادند به غیر از حزب اللهی ها"
موسوی فتنه گر به همه ازجمله به رهبر انقلاب توهین می کند و نظام برآمده از خون شهدا را با نظامهای دیکتاتور مقایسه می کند ولی کسی ککش نمی گزد ولی تا به فرزندان حضرت استوانه توهینی می شود وکیلش با حکم قوه قضائیه تنبیه اش می کند تا به این باور برسیم که در اینجا هتاکان به اسلام و ائمه اطهار و نائب الامام آزادند و ولایت مداران دربند.
پیشنهاد می کنیم برای اعتراض به این حرکت و اقدام قوه قضائیه همه دوستان نامه قدیانی را در وبلاگشان قرار دهند.
قوه قضائیه که نمی تواند چندین هزار وبلاگ ارزشی را فیلتر کند . می تواند؟ شاید هم بکند !
یک راه دیگر هم هست . دوستان نام وبلاگشان را برای مدتی (قظعه26) بنامند در اینصورت هزاران وبلاگ با نام حسین قدیانی مواجه خواهند شد که کاری هم نمی توانند بکنند .
دوستان پردل و جرات نامه را بزارن و محافظه کارها هم اسم وبلاگشان را عوض کنند.
ضمنا وبلاگ (آینده از آن حزب الله) هم جنبشی راه انداخته و مقالاتی که دوستان در این زمینه نوشتند را جمع آوری می کند/ بنر جنبش هم در ستون وسطی بعد کلام ولایت درج شده است.
یک نقطه هم اینکه دوستان در پاونا بیشتر مشارکت نمائید . این سایت ازآن خودتان هست !
السلام علی من التبع الهدی
نامه سرگشاده حسین قدیانی به رئیس قوه قضائیه
جناب آقای آملی لاریجانی!
اگر اجازه دهید با احترام اما بی سلام نامه را آغاز کنم که این نامه من به شما نیست؛ ناله من از دستگاه قضاست و ناله را با شیون شروع می کنند نه با درود. پس چه سلامی و چه علیکی؟ و تا دیر نشده بسم الله!
ریاست قوه قضاییه!
این نامه را و در حقیقت این ناله را در حالی دارم مکتوب و فریاد می کنم که در “مسجدالحرامم” و دقیقا نشسته ام مقابل “رکن یمانی”. زادگاه امام عدالت پیشگان که شهید شدت عدل خویش شد. الحمدالله در چنین مکان مقدسی، یارای دروغم نیست و سخن جز به صداقت اما با صراحت نمی توانم بُرد که هر گاه چشم از این صفحه برمی دارم کعبه را خانه خدا را می نگرم و بیش از پیش وجود خدای داور را احساس می کنم. در چنین جایی بر خلاف وجدان، اگر هم بخواهم، توان حرف زدنم نیست. پس با دقت نامه ام را بخوانید و با همت مضاعف ناله ام را گوش کنید.
چند روز پیش و در همین حج و با سوء استفاده از اینترنت پرسرعت آل سعود و به مناسبت رد کردن شمارگان وبلاگم؛ “قطعه مقدس 26″ از عدد یک میلیون بازدید، در قامت یک خبرنگار از دوستانم سئوالاتی مطرح کردم که یکی اش این بود؛ “از 20 نمره، چه نمره ای به دستگاه قضایی می دهید؟”. متاسفانه و در کمال بدبختی، میانگین نمره ایشان به دستگاهی که ریاستش بر عهده حضرتعالی است، از عدد درخشان 5 هم کمتر شد اما نه! اشتباه نکنید؛ نزدیک به 60 عزیزی که در این گفت و گوی اینترنتی شرکت کردند، اعضای سایت بالاترین و جرس نیستند. این دوستان را اگر می خواهید بشناسید در یک جمله خلاصه کنم که؛ “ستاره های حضرت ماه اند” و در فتنه ای که گذشت در فضای سایبر، وبلاگ خود را سنگری برای پاسداری از “خامنه ای. دات. آی. آر” در خط مقدم گوگل کردند و با کمترین امکانات و بی هیچ حمایتی از جانب دولت و حتی حکومت، بدترین فحاشی ها و نارواترین اهانت ها به خودشان و پدر و مادرشان را در کامنت های دشمنان متحمل شدند و دل شکسته شاید، خسته هرگز، و فی المثل با دلی خون از عملکرد دستگاه قضایی، هنوز هم در هر فضایی پای کار انقلاب اسلامی اند. هم ایشان شما را همانطور که “آقا” گفته اند “دانشمندی جوان” می دانند اما شما یک شخصیت حقوقی دارید و یک شخصیت حقیقی. ما حتی اگر شما را عمار سیدعلی بدانیم لیکن به عملکرد شما به عنوان رئیس دستگاه قضایی نمره بدی می دهیم. کاش در اجتماع 110 هزار نفری بسیجیان برگه ای توزیع می شد که شمایان چه نمره ای به دستگاه قضایی می دهید. شک ندارم بیش از همان نمره ای که اهالی پای کار قطعه 26 به دستگاه قضایی دادند، نمی دادند. حقیقت این است که ملت 9 دی و ملت 22 بهمن از دستگاه قضایی ناراحت و عصبانی است. چرا؟ عرض می کنم خدمت تان در نکاتی. خوب دقت کنید.
1- چرا “آقا” همچنان باید از فتنه بگوید و نیز از فتنه گران، اما شما نه؟ آیا شان چه کسی در نظام مقدس جمهوری اسلامی از رهبر بالاتر است. این آبروی ما که به برکت جوشش و حرکت دائمی خون شهدای این نظام است، کی و کجا باید خرج شود و ریخته شود؟ نه خون می دهیم، نه خون دل می خوریم، نه پول و نه آبرو و نه هیچ چیز دیگر. و اینگونه چرا و به کدام دلیل، رهبر انقلاب نباید “این عمار” بگوید؟ راستی که “این عمار” رهبر برای چه بود؟ چه کسانی کدام سنگرها را خالی کردند و تنگه احد را به تونل عافیت و وادی مصلحت فروختند، که چنین شد؟ “این عمار” رهبر یعنی که کوچکی مثل من و بزرگی مثل شما آنطور که باید به وظایف خود عمل نکردیم؛ وای بر من و وای بر شما. که هنوز هم و با گذشت این همه روز و این همه ماه، “حضرت ماه” بیش از من و شما مشغول “آه” کشیدن است؛ نمی شنوید؟ آیا شان شما از رهبر بالاتر است که سران فتنه را “میکروب سیاسی” می خوانند و شما همچنان مشغول نگه داشتن احترام سران فتنه اید؟ “آقا” جز به حکمت سخن نمی رانند. میکروب را از بدن باید درآورد. یعنی باید کُشت. چرا شما هنوز سران فتنه را اعدام نکرده اید؟ به کدام دلیل فقهی؟ چرا؟ موسوی برای بالا رفتن از چوبه دار دیگر کدام بیانیه را باید بنویسد و چه توهینی باید به رهبر بکند؟ وای بر من بچه بسیجی و وای بر شمای رئیس قوه قضا که موسوی نظام ما را که برآمده از خون شهدایی است که پدر من کوچک ترین شان بود، متهم به فرعونی گری می کند و ساکتیم. خدایا بر ما ببخش. شما بفرمایید جناب موسوی در آخرین بیانیه خود، چه چیز دیگری باید می نوشت که کک دستگاه قضایی ما بگزد؟ اینکه با رذالت تمام ادعا کنی؛ مولایی که خود را غلام قنبر علی هم نمی داند، “انا ربکم الاعلی” می گوید، آیا مستحق اندک تذکری از قوه قضاییه نیست؟ هزینه توهین به رهبر در این مملکت، از نظر جنابعالی به عنوان سکاندار دستگاه قضا چیست؟
2- نمی خواهم بر شما جسارت کنم؛ فقط اُف بر من که ادعا می کنم بسیجی ام. تف بر من. موسوی رذل و خبیث که زنش لایق همان جایزه “سکس و فلسفه” مخملباف است، به نظام برخواسته از خون پدرم تهمت فرعونیت می زند، به رهبرم می گوید که ادعای خدایی دارد و من؟ انگار نه انگار. تف بر من. تف بر غیرت نداشته ام که بصیرت نامش نهاده ام. لعنت بر من اگر یک بار دیگر خود را فرزند حاج احمد متوسلیان بدانم که قسم می خورم همین رکن یمانی را همین شکاف کعبه را که اگر بود، سر از بدن موسوی و زنش جدا کرده بود و آن کاری که قوه قضاییه شما، شهامت انجامش را ندارد، انجام می داد. تف بر من. و اف بر شما که یک بار در رژیم شاه، در روزنامه اطلاعات، به امام، اهانت شد؛ آن زمان بیشتر سر و صدا شد که الان. چرا؟ چون یک مشت خواص بی بصیرت، فقط چفیه را در سفر با رهبر و نه در خطر با ولایت به دوش می اندازند. و از جمله این خواص بی بصیرت، یکی هم متاسفانه برادر خود شماست که در روزگار فتنه، پرسه در مه زد و همین که فتنه خوابید با ماه همسفر شد! چیست این که برادرتان می کند آقای آملی لاریجانی؟ چفیه را ایشان چند ماه دیر انداخت روی دوش. وقت فتنه، ریاست محترم مجلس شورای اسلامی کجا بودند؟ می دانید راز سکوت شان را؟ نکته بعدی را بخوانید.
3- آقای آملی! می دانید شما کی و در چه صورتی جرئت می کنید که سران فتنه را دار بزنید؟ فقط در یک زمان. و آن زمان، زمانی است که شما جرئت کنید و اول، یک سیلی محکم بر گوش خواص بی بصیرت بخوابانید؛ جدای از بستگی قومی و خویشی و حزبی و سیاسی شان به خود. من یک سئوال دارم از شما. به چه حقی، اخوی تان به دیدار بسیجیان می رود و سخنرانی می کند؟ و به چه حقی چفیه بر دوش می اندازند؟ با چه رویی؟ ما که بر خلاف بعضی ها در فضا سیر نمی کنیم؛ “آقا” به چه کسانی گفتند “خواص بی بصیرت”؟ قالیباف که خودش مشهدی است و همشهری رهبر! محسن رضایی که زمان جنگ فرمانده بوده! علی لاریجانی که با “آقا” هزار تا عکس دارد که یکی اش را آقای هاشمی با امام نداشت! ناطق نوری چون روزی مالک اشتر علی بودند، احترام شان بر عمارعلی هم واجب! آن یکی که آن جور، این یکی هم که همچین. نکند رهبر منظورشان از خواص بی بصیرت، ما افسران جنگ نرم بودیم؟ یا نکند “آقا” مرادشان از خواص بی بصیرت، دانشمند فارین پالیسی، جناب کروبی بود؟ آیا ما با خودمان تعارف داریم؟ قوه قضاییه باید عده ای را مامور کند تا لااقل اجازه ندهند خواص بی بصیرت با رهبری عکس بگیرند و همسفری کنند. این که دیگر کف خواسته ما از شماست. و اما اینکه چرا برادر شما پرسه در مه زد ایام فتنه را؟ اول اینکه این پرسه در مه زدن را امیدوارم قبول داشته باشید و الا اصلا لزومی ندارد این نوشته را تا انتها بخوانید. چون در آن صورت، من و شما اصلا حرف همدیگر را نمی فهمیم. دیگر اینکه باید بپذیرید که از جمله خواصی که در فتنه 88 بی بصیرتی کرد، اخوی شما بود. و رهبر، بی شک یکی از خواصی را که لااقل در ایام فتنه، بی بصیرت شان نام نهاد، هم ایشان بود. حال می دانید چرا علی لاریجانی در مه پرسه زد؟ این را در یک خط و نکته بعدی و بی هیچ اشاره اضافی می گویم.
4- خواص بی بصیرت، جملگی از این ترسیدند که نظام اگر سقوط کرد، چه؟! بگذار جایی در رژیم بعدی در جمهوری اسلامی قلابی، و نه انقلابی داشته باشیم. ولله به همین خانه خدا قسم به همین رکن یمانی قسم، جز این نبود و همه چیز هم مختصر و مفیدش خلاصه در همین جمله می شود. به خون مطهر پدرم جز این نبود. خودتان هم می دانید که جز این نبود. و صد البته مطمئن تان کنم که این نوشته را این نامه من به شما را و این ناله من از دست شما را رهبر هم خواهند خواند. شک نکنید.
5- این را هم جناب رئیس! مختصر و مفید بگویم؛ اگر شما با سران فتنه و با خواص بی بصیرت که به نظر ما از سران فتنه، منفورترند، تعارف دارید، ما در راه رهبرمان با احدی، حتی با خود حضرتعالی تعارف نداریم. قوه قضاییه بگوید سران فتنه را کی اعدام می کند؟ و اعلام کند که اگر در این کار گستاخی لازم را ندارد، ما حاضریم تک تک سران فتنه را رهسپار جهنم کنیم. آخر کاسه صبر ما لبریز شده است. اگر ما می خواستیم مثل خواص بی بصیرت مثل برادر شما از انقلاب اسلامی دفاع کنیم، به قرآن قسم تا به حال جمهوری اسلامی ده بار کفن پوسانده بود. ما اما مثل پدران مان از رهبر دفاع می کنیم. به همان شور و شری. اگر شما تاب بیانیه های دیگر موسوی را دارید، ما نداریم. ما بی تاب شده ایم دیگر از دست صبر شما.
6- دستگاه قضایی لطف کند و کارنامه خود در قبال فتنه گران را اعلام کند. چند آشوبگر عاشورا توسط شما اعدام شد؟ الان رسیدیم به سالگردش. از این پس هر توهینی که موسوی به نظام مقدس جمهوری اسلامی بکند، ما از چشم صبر شما می بینیم. و چرا نبینیم؟ و اصلا چرا موسوی در بیانیه خود رسما و علنا چند قدم دیگر در فحاشی های خود به جلو برندارد؟ قوه قضاییه که با او با موسوی خوئینی ها با خاتمی با کروبی با عفت مرعشی با محسن هاشمی با فائزه هاشمی و با جمیع آنان کاری ندارد؛ من مانده ام از حجب و حیای سران فتنه! با این دستگاه قضایی، من مانده ام که چرا موسوی رسما به خون شهدا فحش نمی دهد؟ من مانده ام که چرا آشوبگران، دوباره تحرکی از خود نشان نمی دهند؟ با این دستگاه قضایی، چه بزدل اند سران فتنه! و چه بی جگرند آشوبگران عاشورا.
7- لطف کنید و با ما چون شیوخ اهل نصیحت سخن نگویید. ما خود پیر شده ایم از بس در جوانی، پیرهن پاره کرده ایم. ما خود ذغال فروشیم؛ خواهش می کنیم به ما نفرمایید که؛ “آقا” گفته اند سران فتنه را کاری نداشته باشید، تا مردم، خود متوجه قضایا شوند. ما بسیجیان تخسی هستیم؛ لطفا اندرونی و بیرونی نکنید اخبار را. هیچ کس چون ستاره مَحرم راز ماه و اخبار ماه نیست. ما همه چیز را می دانیم. ما اینقدر می دانیم که در روز 9 دی کیفر خواست سران فتنه را ملت نوشت و شما تاخیر کردید در اجرای عدالت. ما ملت پی به فرعونیت سران فتنه، پی به گوساله پرستی شان برده ایم. ما ملت ملتفت شده ایم که سران فتنه گوسفندی به نام سارکوزی را می پرستند. شما لطف کنید و سران فتنه را اعدام کنید. نترسید؛ آب از آب تکان نمی خورد.
8- اینگونه مواقع مدعی باید دلیل اقامه کند. بله! می دانم؛ من اما مدعی نیستم. مدعی شما هستید. شما در مقام عمل و با صبر نابه جای خود ادعا کرده اید که حکم سران فتنه، تا به امروز، اعدام نبوده. غیر از این است؟ بفرمایید با کدام دلیل فقهی و قضایی و محکمه پسند تا کنون موسوی خوئینی ها اعدام نشده است؟ عذر می خواهم از شما. و معذرت می خواهم از همه خوانندگان این نامه… در کدام جماعت و در کدام مجمع مثلا روحانیون و بعضا با حضور خاتمی و به سرکردگی همین جناب خوئینی ها، گفته شد که؛ “ما این بار باید خامنه ای را از تخت پایین بکشیم؟”. خاتمی پشیمان شده یا موسوی و یا موسوی خوئینی ها و یا کروبی و یا عفت مرعشی؟ کدام شان پشیمان شده اند؟ اینها که همچنان همان راه فتنه را می روند. اما اگر شما بگویید خاتمی پشیمان شده، من به شما عرض می کنم؛ چون در مثل مناقشه نیست، شک نکنید که توبه گرگ، مرگ است. این اداها از نفاق این ملعون است و نه از پشیمانی او. منافق ترین سران فتنه همین خاتمی است. گول این ملعون را نخورید. و آیا جز این است که از اولین آمرین فتنه خانم عفت مرعشی بود؟ “بریزید در خیابان ها”، یعنی جناب آقای آملی! بریزید در خیابان ها و علی را از تخت پایین بکشید. چرا این زنی که آمر فتنه بوده، یعنی آمر محاربین بوده و یعنی آمر به قتل غلام کبیری ها و سایر شهدای بسیج بوده، و به کدام دلیل فقهی در دستگاهی که شما سکان دارش هستید، اعدام نشده؟ شما اعدام نمی کنید؛ توقع دارید این زن برندارد بگوید؛ از مهدی هاشمی به گرمی استقبال خواهد شد؟ با چه کسی تعارف دارید شما؟ با استوانه ها و مکعب مستطیل ها؟ اما ما با خون پدران مان تعارف نداریم. ما الکی این همه سال یتیمی نکشیده ایم. آقای آملی! موسوی در بیانیه آخرش به پدر من اهانت کرد، چون “بابای ماست خامنه ای”. من آن کس را که اهانت به بابااکبر کند در کامنت های وبلاگم، شاید بگذرم، اما از موسوی هرگز. دستگاه قضایی بفرماید کی و کجا موسوی را اعدام می کند، که من کارمند جمهوری اسلامی نیستم که نظم این نظام مقدس ببندد دست و پایم را. من فرزند انقلاب اسلامی ام و کاری به اصول قانون اساسی ندارم. اصول قانون اساسی برای من، خطوط وصیت نامه پدرم است. قوه قضاییه برای خودش بهتر است که سران فتنه را اعدام کند. صبر ما دیگر سر رسیده است.
9- جناب آقای آملی! اگر تا پیش از این اعدام سران فتنه، خواسته از روی حقیقت ما از شما بود، از این لحظه به بعد، مصلحت نظام ایجاب می کند که بر اساس عدل و اصول فقهی و محکمه پسند (که ما نمی دانیم؛ شما که می دانید) سران فتنه را اعدام کنید. نیز باید خواص بی بصیرت را به هر گونه که صلاح می دانید، متنبه کنید که چفیه را لباس شهدا را لطف کنند و ندزدند. چفیه را برادر شما متاسفانه اشتباه گرفته با شال گردن. و با پوتین هم آقای قالیباف عکس بیاندازد، ما را فقط یاد “پوتین” می اندازد که جام جهانی بعدی قرار است در این کشور یعنی “روسیه” برگزار شود. حالا جناب آملی! هی این سبزها بردارند و بگویند “مرگ بر روسیه!”
10- و آخر نکته؛ با خبر شدیم دستگاه قضایی بالاخره جواب استخاره اش را گرفت و شهلا جاهد را اعدام کرد. راستی یک سئوال که بیانگر عمق فشلی دستگاه قضاست و این البته فقط تقصیرش گردن شما نیست؛ اگر قرار بر اعدام این زن بر طبق نص صریح قصاص بود، چرا تا این همه کش دار شد؟ فقط قوه قضاییه می خواست همه دنیا را و همه جهانیان را از این موضوع باخبر کند؟ و سوژه دهد دست این و آن؟ آیا این اعدام می بایست به یک پروژه و یک پروسه برای دستگاه قضایی تبدیل می شد؟ و باز یک سئوال دیگر. آمدیم و آن دنیا همین شهلا جاهد جلوی شما را گرفت، که چرا من را عاقبت اعدام کردید اما سران فتنه را نه؟ جواب شما چیست؟ اگر این بنده مرحومه، آن دنیا یقه دستگاه قضایی را بگیرد که؛ چرا من اعدام شدم و فائزه و مهدی و عفت مرعشی اعدام نشدند؟ جواب شما چیست به عنوان سکان دار دستگاه قضایی؟ و مگر مادر شهید حسین غلام کبیری، بخشیده خانم عفت مرعشی را؟ و مگر ملت 9 دی، این اولیای دم و این اولیای خونِ دل مادران و پدران چند شهید داده، بخشیده اند سران فتنه را؟ و مگر خامنه ای بخشیده سران فتنه را؟ شما متحیرم که از کدام کیسه دارید می بخشید؟ خامنه ای آنقدر مهربان و رئوف است که از حق خود بگذرد، اما از حق خون پدران ما و از حق خونِ دل ما، نخواهد گذشت مولای ما. لبیک به خامنه ای است اعدام سران فتنه. کوچکترین لبیک به خامنه ای است. لبیک بزرگتر به “حضرت ماه” کار ما ستاره هاست. آمریکا و اسرائیل جرئت دارند حمله کنند. مثل سگ از ما می ترسند. آمریکا و اسرائیل با 200 کلاهک هسته ای با 2500 ماهواره جاسوسی، مثل سگ از ما می ترسند، شما ببین سران فتنه مثل چی از قوه قضاییه حساب می برند!
***
این نکته را اما مجزا می نگارم با تفکیک 3 ستاره که در بالا آمد. می دانید چرا “آقا” شما را به جای جناب هاشمی شاهرودی بر این صندلی خطیر گماردند؟ چون شما علاوه بر عنصر فقاهت و دانشمندی، “جوان” هم هستید. یعنی به تناسب مسندی که بر آن تکیه زده اید، جوان هستید. جوان، نه به معنای خامی و ناپختگی، که به معنای انگیزه و شور بیشتر. مهمترین حکمتی که از انتصاب شما به این سمت، من برداشت کردم این بود؛ جوانان معمولا اگر هم بخواهند قربانی کنند، مصلحت را قربانی حقیقت می کنند. یعنی تشخیص مصلحت سنجان را قربانی عدالت می کنند. هیچ اندیشه کرده اید که چرا همواره “آقا” روی جوان بودن شما تاکید می کنند؟ و شما را فقیه جوان و یا اندیشمند جوان می خوانند؟ پیران را مصلحت سنجی رواست و جوانان را به عدالت طلبی شان می سنجند. در این مهم بسی اندیشه کنید جناب آقای آملی. آخر سخن و شاید به قصد مزاح. آن دیگر برادر شما “جواد” در فتنه نمره خوبی گرفت اما چفیه اش را این دیگر برادرتان می اندازد. ما و اخوان لاریجانی را داستان دور و دراز و پر رمز و رازی است. خداوند پدر فرزانه و حکیم تان را که حقا دانشمندی بی همتا و نمونه ای نادر از علمای اهل فضل بود، با “حضرت باقرالعلوم” محشور و مشهور کند. آمین. و از تحمل و سعه صدرتان ممنون. و اینک “والسلام” که در خود “سلام” هم نهفته دارد! علیک اش را می خواهید بگویید؛ سران فتنه را اعدام کنید.
چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389
فرياد "نفديك يا محمود" مردم بيروت در استقبال تاريخي از فرزند ملت ايران
سفر تاريخي دكتر محمود احمدينژاد به لبنان در حالي از صبح امروز آغاز شد كه مشتاقان انقلاب اسلامي در عمق
استراتژيك ايران يعني خيابانهاي بيروت، مسير فرودگاه تا بعبدا كاخ رياست جمهوري لبنان را پر كرده و صحنههاي بهياد ماندني خلق كردند.
به گزارش رجانيوز، فرزند ملت ايران نيز در واكنش به اين ابراز احساسات، عليرغم تهديدهاي متعدد گروههاي تروريستي به سبك سفرهاي استاني خود در داخل كشور بر بالاي خودروي حامل خود قرار گرفت و در بخش قابل توجهي از مسير به ابراز احساسات مردم پاسخ داد.
لبنانيها كه تصاويري از امام خميني، حضرت آيتالله خامنهاي و دكتر احمدينژاد را در دست داشتند، با فريادهاي "نفديك يا محمود"، "اهلا و سهلا احمدي نجاد" و "ايران، ايران" علاقهمندي خود را به ايران و نماينده آن نشان دادند.
تمامي شبكههاي تلويزيوني لبنان با قطع برنامههاي عادي خود بهطور مستقيم مراسم استقبال از رئيسجمهوري اسلامي ايران در فرودگاه و مسير فرودگاه تا كاخ رياست جمهوري را پوشش خبري و تصويري دادند.
همچنين شبكههاي خبري مهم دنيا نيز خبر ورود دكتر احمدينژاد به لبنان را بهعنوان خبر فوري مخابره كردند و برخي از آنها نيز اين تصاوير را بهصورت مستقيم پخش كردند.
شبكه تلويزيوني الجزيره قطر كه بهطور مستقيم اين تصاوير را پوشش ميداد، استقبال از احمدينژاد را بسيار گسترده و آن را مشابه استقبال از يك قهرمان توصيف كرد. سايت خبري النشره لبنان نوشت: لبنان طي ده ها سال گذشته شاهد چنين استقبالي از رييس جمهور يا رهبر هيچ كشوري نبوده است.
همچنين مردم لبنان با پخش موسيقيهاي مقاومت كه در زمانهاي پيروزي در خيابانهاي لبنان طنين انداز شد، رئيسجمهور كشورمان را همراهي ميكنند.
رئيسجمهوري اسلامي ايران پس از حدود دو ساعت از فرودگاه بيروت وارد كاخ بعبدا شد و مورد استقبال رسمي آقاي ميشل سليمان رئيسجمهور لبنان قرار گرفت.
سفر رئيس جمهوري به لبنان كه با استقبال گسترده مردم و مقامات اين كشور روبرو شده است در صدر اخبار رسانههاي رژيم صهيونيستي قرار گرفت.
فارس در اين زمينه گزارش داد: رسانههاي رژيم صهيونيستي كه از روزهاي گذشته سعي داشتند با جوسازيهاي گسترده سفر محمود احمدي نژاد به لبنان را خطري براي منطقه جلوه دهند همزمان با ورود رئيس جمهوري ايران به بيروت خبر آن را در صدر اخبار رسانههاي خود قرار دادند.
بر همين اساس روزنامه صهيونيستي "هاآرتص " با قرار دادن خبر ورود احمدي نژاد به لبنان به نقل از "ايهود باراك " وزير جنگ اسرائيل نوشت كه رئيس جمهور ايران براي اعلام حمايت از حزبالله به بيروت سفر ميكند نه برافروختن درگيري ديگري در منطقه خاورميانه.
هاآرتص در ادامه نوشت: هزاران نفر از مردم لبنان از فرودگاه بيروت تا "بعبدا " كاخ رياست جمهوري لبنان از رئيس جمهوري ايران استقبال كردند و بسياري از آنان پرچمهاي ايران و لبنان و تصاوير احمدي نژاد را در دست داشتند.
روزنامه صهيونيستي "جروزالم پست " نيز با پرداختن به سفر احمدي نژاد به لبنان در كنار عكس رئيس جمهوري ايران به سفر وي به عنوان اولين سفر وي به بيروت ياد كرد.
جروزالم پست سپس به حضور برنامه ريزي شده احمدي نژاد در جنوب لبنان اشاره كرد و نوشت كه وي قرار است در اين منطقه از مناطق جنگ 33 روزه ديدن كند.
روزنامه صهيونيستي "يديعوت آحارونوت " با تيتر "لبنان به احمدي نژاد خوش آمد گفت " به حضور رئيس جمهوري ايران در بيروت اشاره كرد.
اين رسانه اسرائيلي نيز تلاش كرد حضور احمدي نژاد در لبنان را اينگونه جلوه دهد كه رئيس جمهوري ايران از سفر به لبنان براي تقويت حزب الله استفاده خواهد كرد.
يديعوت آحارونوت به نقل از يكي از لبنانيهاي استقبال كننده از احمدي نژاد نوشت: وقتي به موضوع نبرد عليه اسرائيل ميرسيم ما و ايران منافع مشتركي داريم.
روزنامههاي صهيونيستي سعي كردند خبر حضور احمدي نژاد در لبنان را تهديدي براي لبنان و به ويژه رژيم صهيونيستي جلوه دهند و در اين راستا نيز اقدام به شايعهپراكني عليه سفر احمدينژاد به لبنان كردند.











چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389
لبنان در تب و تاب یک سفر تاریخی؛
شکست مذاکرات سازش نقطه هدف سفر رئيسجمهور به لبنان
گروه سياسي- بخشهای گستردهای از لبنانیهای در تب وتاب سفر احمدینژاد به لبنان هستند. این را اگر از
تحسینهای سید حسن نصرالله و دعوت امل برای استقبال مردمی اگر نشود که فهمید، از هیاهوی رسانههای عربی و عبری و انگلیسی زبان و بنرهای بزرگی از عکس احمدینژاد که در شهرهای اصلی لبنان از بیروت و محله ضاحیه گرفته تا بعلبک به خوبی میتوان مشاهده کرد. گزارشهای و اخبار و پلاکاردهایی در حمایت از این سفر و در مواردی هم در مخالفت با آن.
شنبه هفدهم مهر 1389
فعالیت 230 سایت داخلی و خارجی علیه هدفمند کردن یارانهها
فروزنده گفت: مهمترین مسأله در اجرایی کردن قانون هدفمند کردن یارانه آرامشی است که باید به مردم داده شود، زیرا در حال حاضر 230 سایت داخلی و خارجی علیه قانون هدفمند کردن یارانهها فعالیت می کنند.
به گزارش شبکه ایران، لطف الله فروزنده، معاون رئیس جمهور و قائم مقام جمعیت ایثارگران در یازدهمین نشست سیاسی جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی در بخش از سخنانش با اشاره به مسئله هدفمند کردن یارانه ها و اهمیت آن گفت: مهمترین مسئله در اجرایی کردن این قانون، آرامشی است که باید به مردم داده شود زیرا در حال حاضر 230 سایت داخلی و خارجی علیه قانون هدفمند کردن یارانهها فعالیت میکنند.
بنابر گزارش برنا و به گفته قائم مقام جمعیت ایثارگران، هدفمند کردن یارانهها تکلیف دولتهای خاتمی و هاشمی هم بوده که این دولت ها آن را اجرا نکردند خاطرنشان کرد: دولت نهم و دهم این تکلیف را اجرا کرد و برکات آنرا هم میبینیم و اگر بحث هدفمند کردن را پیگیری نمیکردیم با مشکلات زیادی مواجه می شدیم زیرا این مسئله تاثیر بسیار اساسی بر بخش های مختلف خواهد داشت.
چنید پیش، حجت الاسلام میرتاجالدینی، معاون پارلمانی رئیس جمهور از تشکیل ستادهایی از سوی فتنهگران برای اخلال در اجرای طرح هدفمند کردن یارانهها خبر داده بود که وزیر اطلاعات این اخبار را تائید کرده است.
جمعه دوازدهم شهریور 1389
بیانات رهبر انقلاب در چهارمین کنفرانس حمایت از ملت فلسطی
همت کنید طلسم مصونیت جنایتکاران صهیونیست را بشکنید
به مناسبت روز جهانی قدس متن کامل بیانات مقام معظم رهبری در «چهارمین کنفرانس حمایت از فلسطین» در 14 اسفند ماه سال 87 در ادامهمی آید.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
به شما میهمانان گرامی، علماء و متفکران و سیاستمداران و مجاهدان که در چهارمین گردهمائی برای دفاع از فلسطین به جمهوری اسلامی ایران آمدهاید خوشامد میگویم.
در فاصلهی این اجلاس با اجلاس قبلی که در روزهای ۱۵ تا ۱۷ ربیعالاول سال ۱۴۲۷ هجری قمری در تهران تشکیل شد حوادث مهم و تعیینکنندهای اتفاق افتاده است که افق آینده را در قضیهی فلسطین روشنتر و وظائف ما را دربارهی این مسألهی همچنان اصلیِ دنیای اسلام آشکارتر میسازد.
از جملهی این حوادث مهم، شکست شگفتآور نظامی و سیاسی اسرائیل در برابر مقاومت اسلامی در جنگ ۳۳ روزهی لبنان در سال ۱۴۲۷ هجریقمری و ناکامی خفتآور رژیم صهیونیستی در جنگ ۲۲ روزهی جنایتکارانهاش با مردم و دولت قانونی فلسطین در غزه است.
اکنون رژیم غاصب که چند دهه با ارتش و تسلیحات خود و با پشتیبانی نظامی و سیاسی امریکا، چهرهئی مهیب و شکستناپذیر نشان میداد، دو بار از نیروهای مقاومت که با اتکاء به خدا و مردم، بیش از اتکاء به سلاح و تجهیزات میجنگیدند، شکستخورده و با وجود تمرینها و آمادهسازیهای نظامی و سازمانهای عریض و طویل اطلاعاتی و حمایت بیدریغ امریکا و بعضی دولتهای غربی و همدستی برخی منافقان جهان اسلام، انحلال، و شیب تند سقوط، و عدم کفایت خود در برابر موج نیرومند بیداری اسلامی را ظاهر ساخته است.
از سوئی دیگر جنایاتی که در حادثه تاریخی غزه از مجرمان صهیونیست سر زد؛ کشتار وسیع مردم غیرنظامی، ویران کردن خانههای بیدفاع، سوراخ کردن سینهی کودکان شیرخوار، بمباران دبستان و مسجد، بهکارگیری بمبهای فسفری و برخی سلاحهای ممنوع دیگر، بستن راه غذا و دارو و سوخت و دیگر نیازهای اولیهی مردم در مدتی نزدیک به دو سال، و بسی جنایات دیگر، ثابت کرد که غریزهی وحشیگری و جنایت در سران دولت جعلی صهیونیست، با دهههای آغازین فاجعهی فلسطین هیچ تفاوتی نیافته و همان سیاست و همان خویِ درندگی و بیرحمی که فاجعههای دیر یاسین و صبرا و شتیلا را پدید آورد، امروز هم بعینه بر ذهن و دل ظلمانی این طاغوتهای زمان حاکم است که البته امروز با بهرهگیری از پیشرفت فناوری، دائرهی جنایت بسی گستردهتر و فاجعهبارتر میباشد.
چه آنان که با توهم شکستناپذیری رژیم صهیونیست، شعار «واقعبینی» سر داده دست سازش و تسلیم در برابر غاصبان دراز کردند، و چه کسانی که به خیال باطل خود، نسل دوم و سوّم سیاستمداران صهیونیست را مبرّا از جنایات نسل اوّل دانسته، امید همزیستی سالم در کنار آنان را در دل پروراندند، اکنون باید به خطای خود پی برده باشند. اولاً: با موج بیداری امت مسلمان و بالیدن نهال مقاومت اسلامی، آن هیبت دروغین فرو ریخته و نشانههای ناتوانی و درماندگی در رژیم غاصب آشکار گشته است، و ثانیاً خوی تجاوزگری و بیشرمی از جنایت در گردانندگان آن رژیم همان است که در دهههای اوّل بود و هرگاه بتوانند یا گمان ببرند که میتوانند، از هیچ جنایتی رویگردان نیستند.
اکنون ۶۰ سال از اشغال فلسطین میگذرد. در این مدت همهی ابزارهای قدرت مادی در خدمت غاصبان قرار گرفته است؛ از پول و سلاح و فناوری، تا تلاشهای سیاسی و دیپلماسی، و تا شبکهی عظیم امپراتوری خبری و اطلاعرسانی.
بهرغم این تلاش شیطانی گسترده و حیرتآور، غاصبان و حامیان آنان نه تنها نتوانستهاند مسألهی مشروعیت رژیم صهیونیستی را حل کنند، بلکه این مسأله با گذشت زمان بغرنجتر هم شده است.
عدم تحمل رسانههای غربی و صهیونیستی و دولتهای حامی صهیونیزم در برابرِ حتی طرح سؤال و تحقیق درباره هولوکاست که بهانهی غصب فلسطین بود، یکی از نشانههای این تزلزل و ابهام است. اکنون وضع رژیم صهیونیستی از همیشهی تاریخ سیاه خود در افکار عمومی جهان بدتر و پرسش از دلیل پیدایش آن جدّیتر است. اعتراض بیسابقه و خودجوش جهانی از شرق آسیا تا امریکای لاتین علیه آن رژیم و تظاهرات مردمی در ۱۲۰ کشور جهان و از جمله در اروپا و در انگلیس که خاستگاه اصلیِ این شجرهی خبیثه بود، و دفاع آنان از مقاومت اسلامی غزه و از مقاومت اسلامی لبنان در جنگ ۳۳ روزه، نشان میدهد که یک مقاومت جهانی علیه صهیونیزم پدید آمده که در ۶۰ سال گذشته هرگز تا این حد، جدی و حجیم نبوده است. میتوان گفت مقاومت اسلامی لبنان و فلسطین توانسته است وجدان جهانی را بیدار کند.
این درس بزرگی است، هم برای دشمنان امت اسلامی که خواستهاند با زور و سرکوب، دولتی و ملتی جعلی و فرمایشی بسازند و با مرور زمان، آن را به واقعیتی انکارناپذیر تبدیل کرده و چنین تحمیل ظالمانهئی را در جهان اسلام، عادیسازی کنند. و هم برای امت اسلامی و بویژه جوانان غیور و وجدانهای بیدار آن، تا بدانند که مجاهدت در راه بازگرداندن حق پایمالشده، هرگز ضایع نمیشود و وعدهی خداوند راست است که فرمود:
أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ. الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ.
و قال تعالی: إِنَّ اللَّهَ لا یُخْلِفُ الْمِیعادَ، و قال عزوجل: وَ لَنْ یُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ، و قال: وَعْدَ اللَّهِ لا یُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ، و قال عز من قائل: فَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ ذُو انتِقامٍ و کدام وعده از این وعده الهی صریحتر که فرمود: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ.
مغالطهی بزرگی که در قضیهی فلسطین بر ذهن برخی از دستاندرکاران چنگ انداخته این است که کشوری بنام اسرائیل یک واقعیت شصت ساله است و باید با آن کنار آمد. من نمیدانم اینها چرا از واقعیتهای دیگری که در برابر چشم آنان است درس نمیگیرند؟ مگر کشورهای بالکان و قفقاز و آسیای جنوب غربی پس از هشتاد سال بیهویتی و تبدیل به بخشهائی از شوروی سابق، بار دیگر هویت اصلی خود را باز نیافتند؟
چرا فلسطین که پارهی تن جهان اسلام است نتواند بار دیگر هویت اسلامی و عربی خود را بازیابد؟ و چرا جوانان فلسطینی که در شمار باهوشترین و مقاومترین جوانان عربند نتوانند ارادهی خود را بر این واقعیتِ ظالمانه فائق گردانند؟
مغالطهی بزرگ دیگر آن است که گفته شود تنها راه نجات ملت فلسطین، مذاکره است! مذاکره با کی؟ با رژیم غاصب و زورگو و گمراهی که جز به زور، به هیچ اصل دیگری معتقد نیست؟ آنان که به این بازیچه و فریب خود را دلخوش کردند چه به دست آوردند؟ آنچه آنها به عنوان حکومت خودگردان از صهیونیستها گرفتند، با صرفنظر از ماهیت تحقیرآمیز و اهانتبار آن، اولاً با هزینهی سنگینِ اعتراف به مالکیت رژیم غاصب بر تقریباً سراسر فلسطین تمام شد، ثانیاً همان حکومت نیمبند و دروغین را هم با بهانههای واهی در مواردی زیر پای خود لگد کوب کردند؛ محاصرهی یاسر عرفات در ساختمان مدیریتش در رامالله و انواع تحقیر و تذلیل او حادثهای نیست که فراموش شود.
ثالثاً: چه در زمان عرفات و چه بویژه پس از او با مسئولان حکومت خودگردان مانند رؤسای کلانتریهای خود رفتار کردند که وظیفهشان تعقیب و دستگیری مجاهدان فلسطینی و محاصرهی اطلاعاتی و پلیسی آنهاست، و بدینصورت تخم کینه را در میانهی گروههای فلسطینی پاشیدند و آنها را به جان یکدیگر انداختند.
و رابعاً: همان اندازه دستاورد ضعیف هم فقط ببرکت جهاد مجاهدان و مقاومت غیور مردان و زنان تسلیمناپذیر بود. اگر انتقاضهها رخ نمیداد صهیونیستها با وجود تنازل پیدرپی رؤسای سنتی فلسطین در برابر آنها، همین اندازه را هم هرگز به آنان نمیدادند.
یا مذاکره با امریکا و انگلیس که بزرگترین گناه را در ایجاد و حمایت از این غدهی سرطانی مرتکب شدهاند، و خود پیش از آنکه میانجی باشند طرف دعوایند. دولت آمریکا هیچگاه حمایت بیقید و شرط خود از رژیم صهیونیست و حتی از جنایتهای آشکار آن از قبیل ماجرای اخیر غزه را متوقف نکرده است.
حتی رئیسجمهور جدید آمریکا هم که با شعار تغییر در سیاستهای دولت بوش بر سر کار آمده است، از تعهد بیقید و شرط به امنیت اسرائیل دم میزند، یعنی دفاع از تروریسم دولتی، دفاع از ظلم و زورگوئی، دفاع از قتل عام صدها مرد و زن و کودک فلسطینی در ۲۲ روز، این یعنی همان کژراههی دوران بوش و نه چیزی کمتر.
مذاکره با مجامع وابسته به سازمان ملل هم یک رویکرد عقیم دیگر است. سازمان ملل شاید در کمتر نمونهئی همچون مسألهی فلسطین، مورد آزمونِ افشاگر و رسواکننده قرار گرفته باشد.
شورای امنیت، یک روز اشغال فلسطین به وسیلهی گروههای تروریست جرّار را سریعاً به رسمیت شناخت و نقشی اساسی را در پیدایش و تداوم این ظلم تاریخی بازی کرد، و پس از آن چندین دهه همواره در برابر نسلکشیها، آوارهسازیها، جنایتهای جنگی و انواع جرائم گوناگون دیگر آن رژیم، سکوت رضایتآمیز کرد، و حتی هنگامی که مجمع عمومی رأی به نژادپرستبودن صهیونیسم داد، نه تنها با آن همراهی نکرد، که در عمل ۱۸۰ درجه با آن فاصله گرفت. کشورهای زورگوی عالم که برخوردار از عضویت دائم در شورای امنیتاند از این مجمع جهانی همچون ابزار استفاده میکنند.
نتیجه آنکه نه تنها این شورا به کار امنیت در جهان کمکی نمیکند بلکه هرجا که قرار است مفاهیمی همچون حقوقبشر یا دموکراسی و امثال آن، وسیلهی زیادهطلبی و سلطهی بیشتر آنان گردد،به کمک ایشان میشتابد و بر کارهای نامشروع آنان پوششی از فریب و دروغ میافکند.
نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرتهای مسلّط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمیآید، راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است، با توحید کلمهی فلسطینیان و کلمهی توحید که ذخیرهی بیپایان حرکت جهادی است.
ارکان این مقاومت،از سوئی گروههای مجاهد فلسطینی و آحاد مردم مؤمن و مقاوم فلسطین در داخل و خارج آن کشورند؛ و از سوئی دیگر، دولتها و ملتهای مسلمان در سراسر جهان، بویژه عالمان دینی و روشنفکران و نخبگان سیاسی و دانشگاهیان. اگر این دو رکن مستحکم در جای خود قرار گیرند، بیشک وجدانهای بیدار و دلها و اندیشههائی که افسون تبلیغات امپراتوری خبری استکبار و صهیونیزم، آنها را مسخ نکرده،در هر نقطهی عالَم به یاری ذیحق و مظلوم خواهند شتافت و دستگاه استکبار را در برابر طوفانی از اندیشه و احساس و عمل قرار خواهند داد.
نمونهی این حقیقت را در طول روزهای اخیر مقاومت پرشکوه غزه همه دیدیم. گریهی رئیس غربی یک سازمان خدماتی بینالمللی در برابر دوربین رسانهها، اظهارات همدردانه فعالان سازمانهای بشردوستانه، تظاهرات بزرگ و صمیمی مردم در قلب پایتختهای اروپائی و شهرهای امریکا، اقدام شجاعانهی رؤسای چنددولت در امریکای لاتین، همه و همه نشانهی آن است که دنیای غیرمسلمان نیز هنوز به دست نیروهای شرآفرین و فسادآفرین ـ که نام قرآنی آنها شیطان است ـ به طور کامل تسخیر نشده و هنوز میدان برای جولان حقیقت،باز است.
آری،مقاومت و صبر مجاهدان و مردم فلسطین و حمایت وکمک همهجانبه به آنان از سراسر کشورهای اسلامی خواهد توانست طلسم شیطانی غصب فلسطین را بشکند. انرژی عظیم امت اسلامی میتواند مشکلات جهان اسلام و از جمله، مشکل حاد و فوری فلسطین را حل کند.
اکنون خطاب من به شما برادران و خواهران مسلمان است در سراسر جهان و نیز به همهی وجدانهای بیدار از هر کشور و ملت. همت کنید و طلسم مصونیت جنایتکاران صهیونیست را بشکنید. سران سیاسی و نظامی رژیم غاصب را که در فاجعهی غزه نقشآفرین بودند به پای میز محاکمه بکشانید و به مجازاتی که عدل و عقل حکم میکند برسانید. این اولین قدمی است که باید برداشته شود. سران سیاسی و نظامی رژیم غاصب باید محاکمه شوند. اگر جنایتکار مجازات شود، راه جنایت برای آنان که انگیزه و جنون آن را دارند ناهموار خواهد شد. آزاد گذاشتن عاملان جنایتهای بزرگ، خود عامل و مشوق جنایتهای دیگر است. اگر امت اسلامی پس از جنگ ۳۳ روزهی لبنان و آنفاجعهآفرینیهای دهشتناک، مجازات صهیونیستهای فاجعهآفرین را بجدّ مطالبه میکرد، اگر این مطالبهی بحق پس از به خاک و خون کشیدن کاروانهای عروسی در افغانستان و پس از جنایات بلکواتر در عراق و پس از رسوائیهای سربازان امریکائی در ابوغریب و غیر آن صورت میگرفت، امروز ما شاهد کربلای غزه نمیبودیم.
ما دولتها و ملتهای مسلمان در آن قضایا وظیفهئی را که قانون عقل و عدل بدان حکم میکرد انجام ندادیم و نتیجه آن چیزی است که امروز شاهد آنیم.
جای تأسف عمیق است که برخی از دولتها و سیاستمداران جهانی، از مقولات اخلاقی و قضاوت وجدانی بشری، سخت بیگانهاند. برای آنها قتلعامِ بیشاز ۱۳۵۰نفر و زخمی کردن حدود ۵۵۰۰ نفر مردم بیسلاح و بسیاری کودک در ظرف ۲۲ روز در غزه، هیچ حساسیتی برنمیانگیزد؛ قاتلان و مجرمان نه تنها مجازات نمیشوند، که پاداش هم میگیرند. امنیت رژیم سفاک یک امر قدسی که باید در هر حال از آن دفاع کرد به شمار میآید و طرف مظلوم، چه دولتی که با رأی قاطع مردم بر سر کار آمده و چه مردمی که آن دولت را بر سر کار آوردهاند،متهم و محکوم میشوند. این است حکم دیوان سیاستی که با اخلاق و وجدان و فضیلت، نسبتی ندارد و آبش با آن به یک جو نمیرود. این دولتها هنگامی که نفرت عمیق افکار عمومی را از خود مشاهده میکنند، بی آنکه علت آشکار آن را ببینند، به سراغ باز هم سیاستورزی میروند و این چرخهی معیوب همچنان ادامه مییابد.
برادران و خواهران عزیز در همهی جهان اسلام! از تجربهها درس بگیریم.
امت بزرگ ما امروز به برکت بیداری اسلامی، دارای قدرت عظیمی است. کلید حل مشکلات فراوان کشورهای اسلامی، در دست همت و یکپارچگی این مجموعهی شگرف است، و مسألهی فلسطین، فوریترین مسألهی جهان اسلام است.
گاهی شنیده میشود که کسانی میگویند: فلسطین یک مسألهی عربی است. این سخن به چه معنی است؟ اگر مقصود آن است که عرب، احساسات خویشاوندانهتری دارد و مایل است خدمت و مجاهدت بیشتری تقدیم کند،این چیز پسندیدهئی است و ما به آن تبریک میگوئیم. ولی اگر معنی این سخن آن است که سران برخی کشورهای عربی به ندای یا للمسلمین مردم فلسطین کمترین توجهی نکنند و در قضیهی مهمی مانند فاجعهی غزه با دشمن غاصب و ظالم همکاری کنند و بر سر دیگران که ندای وظیفه، آرامشان نمیگذارد فریاد بکشند که شما چرا به غزه کمک میکنید، در این صورت هیچ مسلمانی و هیچ عربی غیور و با وجدانی این سخن را نمیپذیرد و گویندهی آن را از سرزنش و تقبیح معاف نمیسازد. این همان منطق اخزم است که پدر خود را کتک میزد و اگر کسی دخالت میکرد بر سر او فریاد میکشید؛ پس از او هم پسرش آن پدر بزرگ را به باد مشت و کتک میگرفت و این در زبان عربی مَثَل شد که: انَّ بَنیَّ رمّلونی بالدّم شِنشِنةٌ اَعرِفُها من اَخزَم
کمک همه جانبه به مردم فلسطین و حمایت کامل از آنان واجب کفائی بر همهی مسلمانان است. دولتهائی که به جمهوری اسلامی ایران و برخی دیگر از کشورهای مسلمان بخاطر کمک به فلسطین خرده میگیرند، خود متحمل این کمک و حمایت شوند تا تکلیف اسلامی از دیگران ساقط شود،و اگر همت و توان و شجاعت آن را ندارند، بهتر است به جای خردهگیری و کارشکنی، قدرشناسِ اقدامات مسئولانه و شجاعانهی دیگران باشند.
حضار محترم! شما که در این گردهمائی حضور یافته اید، در مسئلهی فلسطین صاحبنظر و اندیشهورید. وظیفهی تاریخی امروز ما تکرار سخنان و تئوریهای ناتوانِ گذشته نیست، بلکه ارائهی راهکاری است که فلسطین را از زیر ستم رژیم صهیونیستی آزاد کند. پیشنهاد ما یک راهکار کاملاً منطبق بر مردمسالاری است که میتواند منطق مشترک همهی افکار جهانی باشد. آن پیشنهاد این است که همهی صاحبان حق در سرزمین فلسطین اعم از مسلمان و مسیحی و یهودی در یک همهپرسی، ساختار نظام خود را انتخاب کنند و همهی فلسطینی هائی که سالها مشقتآوارگی را تحمل کرده اند نیز در این همهپرسی شرکت کنند.
دنیای غرب باید بداند که نپذیرفتن این راه حل نشانهی پایبند نبودن به دموکراسی است که پیوسته از آن دم میزنند و این آزمون افشاگر دیگری بر علیه آنان خواهد شد.
آزمون قبلی آنان نیز در فلسطین بود که نتیجهی انتخابات کرانهی باختری و غزه را که روی کارآمدن دولت حماس بود نخواستند بپذیرند. کسانی که دموکراسی را تا جائی می پذیرند که نتائج آن مطلوب آنان باشد، جنگطلب و ماجراجویند و اگر از صلح دم میزنند جز دروغ و فریب نیست.
اکنون مسألهی بازسازی غزه یکی از فوریترین مسائل فلسطین است، دولت حماس که منتخب اکثریت قاطع فلسطینیان است و حماسهی مقاومتش در ناکام گذاشتن رژیم صهیونیستی، درخشانترین نقطه در تاریخ صد سالهی اخیر فلسطین است، باید مرکز همهی فعالیتهای مربوط به بازسازی قرار گیرد. شایسته است که برادران مصری راه کمکها را باز کنند و بگذارند که کشورها و ملتهای مسلمان به وظیفهی خود در این مهم عمل کنند.
در پایان یاد شهیدان جنگ ۲۲ روزه را که با خون خود غزهی فلسطین را به عزت اسلام و عرب مبدل کردند گرامی میدارم و برای آنان طلب مغفرت و رحمت میکنم. و نیز به همهی شهیدان فلسطین و لبنان و عراق و افغانستان و همهی شهیدان اسلام و به روح مطهّر امام راحل عظیم الشأن درود میفرستم.
از خداوند متعال عزت اسلام و مسلمین و نزدیکی هر چه بیشتر ملتهای مسلمان به یکدیگر و بیداری روزافزون دنیای اسلام را مسألت میکنم.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته
شنبه ششم شهریور 1389
ايران بالاتر از امريكا، فرانسه، هلند، انگليس، آلمان، روسيه... قرار گرفت؛
در شرایطی که نرخ رشد سرمايه گذاری در بخش صنعت در دوره سی ساله 86-1357 حدود 66 درصد بیش از نرخ رشد جمعيت ایران بوده است، در سال گذشته میلادی نیز که آثار بحران مالی جهان باعث رکود صنایع جهان شده بود و 99 کشور جهان با نرخ رشد منفی صنعت مواجه بودند، نرخ رشد صنعت ایران مثبت و حدود چهار درصد اعلام شده است.
به گزارش رجانيوز،این شاخص ها نشان می دهد که نرخ رشد سرمایه گذاری و ارزش افزوده بخش صنعت در ایران همواره از رشد مثبت و در حال صعودي برخوردار بوده است.
به گزارش سازمان اطلاعات مركزي آمريكا، در مقايسه نرخ رشد توليدات صنعتي بين 167 كشور دنيا در سال گذشته ايران با نرخ رشد چهار درصدي در رتبه 31 و بالاتر از كشورهايي چون اندونزي، كره جنوبي، سنگاپور، هنگ گنگ، نروژ، عربستان، استراليا، تايلند، آمريكا، امارات، مالزي، بلژيك، فرانسه، هلند، سوئد، انگليس، آلمان، فنلاند، تركيه، روسيه، كانادا، ايتاليا، اتريش و ژاپن قرار گرفت.
در حالي نرخ رشد توليدات صنعتي 99 كشور دنيا در سال گذشته منفي شد كه ايران با كسب نرخ رشد چهار درصدي در رتبه 31 و بالاتر از تمامي كشورهاي صنعتي قرار گرفت.
از بين 167 كشور دنيا در سال گذشته تنها 66 كشور رشد توليدات صنعتي بالاي يك درصد داشتند، لبنان و بليز رشد زير يك درصد و 99 كشور نيز رشد منفي را تجربه كردند.
بالاترين نرخ رشد توليدات صنعتي در سال گذشته به ميزان 29.3 درصد در قطر اتفاق افتاد و كمترين نيز با نرخ رشد منفي 26.6 درصد متعلق به تركمنستان بوده است.
نرخ رشد توليدات صنعتي كشورهاي گروه هشت كشور صنعتي در سال گذشته به ترتيب ژاپن منفي 17 درصد، ايتاليا منفي 13.5 درصد، كانادا منفي 13 درصد، روسيه منفي 11 درصد، آلمان منفي 11 درصد، انگليس منفي 9.8 درصد، فرانسه منفي 7.7 درصد و آمريكا منفي 5.5 درصد اعلام شده است.
رشد سرمايه در صنعت 66 درصد جلوتر از رشد جمعيت
موجودي سرمايه خالص اقتصاد ايران شامل دارايي هاي توليد شده ثابت مشهود، ارزش "ساختمان و تاسيسات" و "ماشين آلات و تجهيزاتي" که در بخش صنعت و در فرايند توليد کالا و خدمات و ايجاد درآمد مورد استفاده قرار می گیرد يا قابل استفاده است، در طي سالهاي 1357 تا پايان 1386 ( با قيمتهاي ثابت سال 1376) داراي افزايش 13 هزارو 335 ميليارد توماني و رشد 163 درصدي بوده است. در طي این دوره رشد سرمايه هاي فيزيکي اقتصاد ايران در بخش صنعت 66 و نيم درصد بيشتر ازنرخ رشد جمعيت گزارش شده است.
در ادبيات اقتصادي و به ويژه تئوريهاي رشد و توسعه اقتصادي، حجم سرمايه فيزيکي که در قالب ماشين آلات، تاسيسات و ساختمان تبلور ميابد به عنوان يکي از عوامل موثر در تجزيه و تحليل رشد اقتصادي مطرح مي شود. در واقع موجودي سرمايه را ميتوان از دو جنبه مورد توجه قرار داد.
جنبه اول در ارتباط با خدمات ناشي از بکارگيري داراييهاي ثابت در فرايند توليد بوده و کارکرد آنها را به عنوان يکي از عوامل توليد در بر مي گيرد و اندازه گيري حجم سرمايه فيزيکي به عنوان يک ذخيره ارزش، جنبه ديگري از اقلام تشکيل دهنده ثروت ملي مطرح ميشود.
بررسي آمار ارائه شده از سوي بانک مرکزي و اداره حسابهاي اقتصادي بانک مرکزي نشان دهنده آن است که از مجموع افزايش صورت گرفته (به قيمتهاي ثابت سال 1376) در ثروت ملي در بخش صنعت طي 29 سال مورد بررسي و پس از انقلاب 12 هزارو 103 ميليارد تومان مربوط به بخش "ماشين آلات و تجهيزات" و يک هزارو 232 ميليارد تومان مربوط به "ساختمان و تاسيساتي" است که در فرايند توليد مورد استفاده قرار ميگيرد.
برابر اين گزارش، موجودي سرمايه خالص صنعت اقتصاد ايران (يکي از اقلام تشکيل دهنده ثروت ملي) به قيمتهاي پايه سال 1376 در بخش "ماشين آلات و تجهيزات" مورد استفاده در فرآيند توليد در طي سالهاي 1357 تا 1386 از 6 هزارو 318 ميليارد تومان به 18 هزارو 421 ميليارد تومان بالغ شده و داراي رشد 192 درصدي است.
در عين حال در صنعت و در"بخش ساختمان و تاسيسات" مورد استفاده در توليد نيز در طي اين دوره شاهد افزايش از يک هزارو 867 ميليارد تومان به 3 هزارو 99 ميليارد تومان هستيم که رشد 66 درصدي در اين بخش را نشان ميدهد. بررسي آمار ارائه شده از سوي بانک مرکزي و اداره حسابهاي اقتصادي بانک مرکزي در طي 29 سال پس از انقلاب اسلامي ايران و در طي سالهاي 1357 تا پايان 1386 نشاندهنده رشد بيشتر افزايش سرمايه هاي فيزيکي مورد استفاده در توليد نسبت رشد جمعيت در ايران است به شکلي که رشد سرمايه هاي فيزيکي اقتصاد ايران در بخش صنعت 66 و نيم درصد بيشتر ازنرخ رشد جمعيت است.
رشد جمعيت در ايران در طي اين دوره برابر 96 و نيم درصد و رشد موجودي سرمايه هاي فيزيکي "ماشين آلات و تجهيزات" و " ساختمان و تاسيسات" در بخش صنعت و مورد استفاده در فرايند توليد برابر 163 درصد گزارش شده است.
از نکات حايز اهميت در اين گزارش ميتوان به افزايش يک درصدي در سهم صنعت از موجودي کل سرمايه هاي فيزيکي اقتصاد ايران نام برد به نحوي که در طي سالهاي 1357 تا پايان 1386 شاهد افزايش سهم صنعت از 11 و سي و پنج صدم درصد به 12 و 33 صدم درصد هستيم.
در ابتداي امر شايد افزايش يک درصدي فوق نکته مهمي به نظر نيامده و بي اهميت جلوه کند ليکن نگاهي به روند رو به نزول درصد سهم صنعت از موجودي سرمايه خالص اقتصاد ايران طي سالهاي پس از انقلاب (سال 1357) که ناشي از جنگ تحميلي (سالهاي 67-1359) بود ميتواند اهميت ويژه اين بخش را بيش از پيش آشکار ساخته و تلاش مسئولين را نمايان سازد.
برابر اين گزارش درصد سهم صنعت از موجودي سرمايه خالص فيزيکي اقتصاد ايران به قيمتهاي ثابت سال 1376 و در طي سالهاي 1357 تا پايان 1369 طي يک روند کاهنده از 11 و سي و پنج صدم درصد به 6 و هشت دهم درصد تنزل کرده و با کاهش 4 و پنجاه و پنج صدم درصدي شرايط را به سمت افول هر چه بيشتر بخش صنعت ايران رقم زده بود. در اين دوره موجودي سرمايه خالص اقتصاد ايران در بخش صنعت و به قيمتهاي ثابت سال 1376 با رشد منفي 31 و چهاردهم درصدي از 8 هزارو 185 ميليارد تومان درسال 1357 به 5 هزارو 618 ميليارد تومان کاهش نشان ميدهد.
پس از خاتمه جنگ تحميلي عراق عليه ايران و در سالهاي 1369 تا پايان 1386 روند نزولي فوق رو به بهبود نهاده و با شيبي ملايم به سمت بازسازي بخش صنعت و بازگرداندن اين بخش به جايگاه اصلي خود در اقتصاد ايران حرکت نشان ميدهد به شکلي که در طي اين دوره شاهد افزايش 5 و پنجاه و سه دهم درصدي در سهم صنعت از موجودي سرمايه خالص اقتصاد ايران و از 6 و هشت دهم درصد در سال 1369 به 12 و سي و سه دهم درصد در پايان سال 1386 هستيم.
موجودي سرمايه خالص در بخش صنعت نيز که در طي سالهاي 1357 تا پايان 1369 با کاهش 2 هزارو 567 ميليارد توماني از 8 هزارو 185 ميليارد تومان به 5 هزارو 618 ميليارد تومان کاهش يافته بود طي يک روند فزاينده با رشدي برابر 283 درصد و افزايش 15 هزارو 902 ميليارد توماني از 5 هزارو 618 ميليارد تومان در پايان سال 1369 به 21 هزارو 520 ميليارد تومان در پايان سال 1386 بالغ شد. برابر اين گزارش متوسط سالانه کاهش سرمايه فيزيکي (ثروت ملي) در بخش صنعت طي سالهاي 1358 تا پايان 1369 که مصادف است با دوره جنگ تحميلي عراق عليه ايران، برابر است با 3 درصد.
پس از خاتمه جنگ وطي سالهاي 1370 تا پايان سال 1386 روند کاهنده حاصل از خسارات جنگ تحميلي در بخش سرمايه هاي فيزيکي بخش صنعت به روندي مثبت و فزاينده تبديل ميشود. چنانکه ملاحظه ميشود متوسط سالانه افزايش سرمايه فيزيکي اقتصاد ايران ( ماشين آلات و تجهيزات و ساختمان و تاسيسات مورد استفاده در فرايند توليد) در بخش صنعت و طي اين دوره برابر است با 8 و سه دهم درصد. توضيح: به منظور ارائه براورد واقعي از موجودي سرمايه خالص و مصرف سرمايه هاي ثابت، ارقام مربوط به خسارات جنگ تحميلي عراق عليه ايران (طي سالهاي 67-1359) و زلزله رودبار (سال 1369) از تشکيل سرمايه سالهاي مذکور کسر شده است.
یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389
آیتالله مکارم: دولت خودش را تضعيف نكند/ رئیس جمهور رئیس دفترش را سفارش به سکوت کند
آیت الله مکارم شیرازی گفت: اگر رئیس جمهور به هر دلیل نمیتواند با رئیس دفتر خود خداحافظی کند لااقل وی را سفارش به سکوت کند.
به گزارش مهر، آیت الله ناصر مکارم شیرازی بعد از ظهر شنبه در اولین جلسه از سلسله تفاسیر خود در شبستان امام خمینی(ره) حرم حضرت معصومه(س) گفت: در شرایط فعلی تضعیف دولت کار صحیحی نیست و باید دولت قوی و مقتدر باشد تا بتواند در مقابل تهدیدات خارجی ایستادگی کند.
وی با بیان اینکه در عین حال دولت نباید خود را تضعیف کند، ابراز داشت: اینکه رئیس دفتر دولت هر روز بلند شود و سخنی ناموزون بگوید و تنشی را ایجاد کند این امر به نفع جبهه داخلی نیست.
یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389
استيصال منابع امريكايي در آستانه رقم خوردن افتخار بزرگ دولت احمدينژاد
در حالي كه قرار است لوله های سوخت تا 30 مرداد ماه در درون تأسيسات بوشهر کار گذاشته شود و افتخار
راهاندازي اين نيروگاه پس از سالها در دولت احمدينژاد ثبت شود، برخي منابع امریکایی در ادامه اخبار تحريك آميز و بيسر و ته يك ماه اخير خود عليه ايران، يك هفته باقيمانده را آخرین فرصت اسرائیل برای حمله به این تأسيسات دانسته و ميافزايند اکنون به نقطه غیرقابل بازگشت رسیده ایم.
به گزارش رجانيوز، جان بولتون نماينده سابق امريكا در سازمان ملل متحد كه از او بهعنوان يك چهره تندرو و محبوب رسانههاي راديكال ياد ميشود، ميگويد قبل از اینکه نیروگاه بوشهر یک وضعیت "مصونیت" پیدا کند و براساس قوانین بینالمللی دیگر نتوان به آن حمله كرد، اسرائيل بايد در طي زمانبندي يك هفتهاي به ايران حمله كند.
او در مصاحبه با فاکس نیوز میگوید به محض اینکه لولههای سوخت در محل راکتور بهکار روند، یک مصونیت بهوجود می آید که اسرائیل دیگر نمی تواند به آنجا حمله کند، زیرا پس از آنكه لوله های سوخت در مکانهای خود قرار گرفتند، خطر حمله به راکتورهای هسته ای و توسعه اشعه رادیواکتیو در هوا و احتمالاً در آبهای خلیج فارس شرایط را برای جهانیان بسیار ناگوار خواهد ساخت.
بولتون می گوید هرگونه حمله اسرائیل به تأسیسات بوشهر بايد قبل از اینکه لوله های سوخت در راکتور اصلی قرار بگیرند، انجام شود.
بولتون می گوید که هیچ فردی فکر نمی کند که نه امریکا و نه اسرائیل بتوانند پس از بارگذاری میله های سوخت به این نیروگاه حمله کنند.
او ادامه ميدهد که در سال 1981 اسرائیل به نیروگاه هسته ای "اوسرک" در عراق و در سال 2007 به نیروگاه ساخت کره شمالی در سوریه حمله کرد. هر دو مورد حملات اسرائیل قبل از این بود که لوله های سوخت در راکتور جاسازی شوند.
مطابق ادعاي بولتون وقتی که راکتور شروع به فعالیت میكند، نیازمند یک زمان است تا اینکه سوخت اورانیوم تبدیل به پلوتونیوم بشود و ترکیب پلوتونیوم برای سلاحهای هسته ای مورد استفاده قرار می گیرد.
بولتون می گوید که امریکا به روسیه اعلام کرد که سوخت راکتور را به ایران ارسال نکند اما روسها سوخت را ارسال کردند. همچنین امریکا به روسیه اعلام کرد که لوله های سوخت را به داخل راکتور وارد نکند اما آنها اکنون اعلام کرده اند که این کار را هفته آینده انجام می دهند كه این یک راه دیگر برای ایران ایجاد می کند تا بتواند به یک روش دیگر به پلوتونیوم دسترسی پیدا کند.
او ادامه می دهد که برای ناتانیاهو نخست وزیر اسرائیل اکنون این سئوال بهوجود می آید که آیا اجازه دهد که بوشهر در طی هشت روز آینده عملیاتی شود یا اینکه منتظر بماند که ایران بتواند از این طریق پلوتونیوم بهدست آورد.
روسیه می گوید که ايران تمامی سوخت راکتور را که مصرف شده و به پلوتونیوم تبدیل شده است، برای بازیافت به روسیه ارسال می کند.
افتخار راهاندازي نيروگاه بوشهر در دولت دكتر احمدينژاد در حالي در آستانه رقم خوردن است كه برخي مخالفان داخلي تلاش نافرجام زيادي به خرج دادند كه رويكرد هستهاي دولتهاي نهم و دهم را ماجراجويانه، بدون كسب نتيجه و هزينهزا معرفي كنند تا از حمايتهاي ملي در اين زمينه كاسته شود و دولت مجبور به امتياز دادن بيشتر در مذاكرات و توقف روند رو به پيشرفت صنعت هستهاي كشور شود.




